فرید سجادی حسینی در گفتگو با صبا:
اصولا از بیرون کاراکتر را قضاوت نمیکنم
من اصولاً شخصیت و کاراکتر را قضاوت نمیکنم و زمانی که نقشی را بازی میکنم، آن شخصیت را صد درصد درک میکنم و به او حق میدهم، وگرنه نمیتوانم نقش را بازی کنم و باید کاملاً باورش کنم.

مریم عظیمی– رونمایی و اکران فیلم سینمایی «مرجان» به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی میلاد بنیطبا دوشنبه ۲۳ تیرماه انجام شده و این فیلم با حضور بازیگران مطرحی مانند فرید سجادی حسینی، نسیم ادبی، صحرا اسداللهی، مهری آل آقا، مرتضی امینی تبار، سهند جاهدی و… روی پرده سینماهای هنر و تجربه آماده دیدار با مخاطبانش است. «مرجان» که روایتی از خشونت اجتماعی و خانوادگی نسبت به زنان است، ازدواج ناخواسته را دستمایهای برای پرداختن به لایههای عمیقتر این خشونت کرده است تا بار دیگر لزوم پرداخت به این معضل اجتماعی را یادآور شود. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این فیلم را میخوانید.
جذابیت این نقش و داستان اثر برای شما چه بود؟
به نظرم جذابیت این داستان از آنجاست که به موضوع روز میپردازد. موضوعی که فارغ از نگاههای رسمی و دولتی به مسئله زن، نگاهی به جایگاه زن در جامعه سنتی ما دارد. اینکه اساساً دید جامعه نسبت به زن چگونه بوده و اکنون چگونه است، و چه ظلمها و اجحافهایی در حق زنان صورت میگیرد. اینها نکاتی بود که آقای بنی طبا در فیلم و فیلمنامهاش لحاظ کرده بود، و همینها برای من جذابیت داشت. نقش هم البته، نقشی متفاوت بود از آن دسته نقشهای خاکستری که لزوماً بدطینت نیست، اما بهخاطر میزان درک و فهمی که دارد، به این صورت ظاهر میشود.
در پرداخت به این نقش، شما بیشتر بر چه مسائلی تمرکز داشتید؟
در واقع، من با این چالش مواجه بودم که چگونه شخصیتی را به تصویر بکشم که از یک سو فرزندش را دوست دارد اما از سوی دیگر نیز تحت تأثیر القائات و فشارهای محیط پیرامونش قرار دارد. و مسائلی مانند غیرت، ناموس، و مفاهیمی از ایندست در تفکر او ریشه دارند. این شخصیت در عین حال که فرزندش را دوست دارد دچار بلاتکلیفی است و پس از تردیدهای فراوان، نهایتاً به نتیجهای میرسد که الزاماً نتیجه درست و ایدهآلی هم نیست.
آقای سجادحسینی، شما خودتان پدر هستید، آیا این پدر را از جهاتی درک میکردید؟ به عبارتی، احساسش را درک کنید اما بر رفتارش نقد داشته باشید؟
من اصولاً شخصیت و کاراکتر را این طور قضاوت نمیکنم و زمانی که نقشی را بازی میکنم، آن شخصیت را صد درصد درک میکنم و به او حق میدهم، وگرنه نمیتوانم نقش را بازی کنم و باید کاملاً باورش کنم. در واقع من از بیرون به آن نگاه و قضاوت نمیکنم، بلکه خودم را درون آن موقعیت قرار میدهم و به عنوان کاراکتر، قضاوت میکنم. خودم را جای آن آدم میگذارم و خود (در واقع کاراکتر) را بر حق میدانم.
در مورد سکانس پایانی فیلم که بسیار تأثربرانگیز هم هست، عاملی که به تغییر تصمیم پدر میانجامد را چگونه دیدید؟
همانطور که گفتم، این شخصیت از یکسو فرزندش را دوست دارد، به هر حال، هر انسانی ذاتاً فرزندش را دوست دارد، حتی حیوانات هم نمیتوانند نسبت به فرزندشان بیعاطفه باشند اما از سوی دیگر، مسائل و فشارهای محیطی روی او سنگینی میکنند. هر کدام از بچههای او که در طول فیلم حرفی میزنند، نماینده یک نوع تفکر در خارج از محیط خانواده هستند. آنها گویی از زبان جامعه بیرونی صحبت میکنند، از نگاهی که بیرون بر خانواده سایع افکنده است و در نهایت، در یک لحظه، پس از تمام کلنجارهای درونی، شخصیت به یک تصمیم میرسد یعنی احتمالا محبت پدری بر تمام آن فشارهای بیرونی غلبه میکند و او را وادار میکند که قدمی متفاوت بردارد و فرزندش را تحویل بگیرد.
درباره اهمیت حمایت بازیگران پیشکسوت و صاحب نام از آثار مستقل بفرمایید.
به نظر من این موضوع خیلی روشن است و اساساً سینمای مستقل باید حمایت شود. حضور در اینگونه پروژهها ضروری است و باید پایههای سینمای مستقل در فضای سینمایی کشور محکمتر شود. به طور کلی، ما باید از هنر مستقل حمایت کنیم نه فقط در سینما، بلکه در سایر عرصهها نیز به همین شکل است.. باید اجازه دهیم این فضاها رشد کنند و کار خود را ادامه دهند. به نظرم این، درستترین مسیر است.
منظورم از طرح این پرسش، این بود که برخی از هنرمندان باتجربه و معتبر شاید به پروژههای مستقل اعتماد نکنند و بگویند که این پروژهها پایههای محکمی ندارند؛ بنابراین نخواهند اعتبارشان را برای چنین آثاری خرج کنند. به همین دلیل، حضور شما و هنرمندانی مانند شما اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ چون کمک میکنید این آثار مسیرشان را حرفهایتر طی کنند.
بله در واقع پاسخ سوال را خود شما هم دادید و نظرتان هم درست است. در واقع، هنرمندانی که تأثیرگذاری بیشتری در سینما دارند، باید بخشی از وقت و انرژیشان را به سینمای مستقل اختصاص دهند و از آن حمایت کنند تا این جریان جانی بگیرد و رشد کند.





