شاهین شجریکهن در گفتگو با صبا:
نمایش کامل جهان پیچیده شخصیتها و مناسبات اجتماعی
فیلم با ارائه شبکهای از روابط و خرده قصهها، سیر تکوینی شخصیتها و انگیزههای عاطفی را با جزئیات بازنمایی میکند و امکان نمایش کامل جهان پیچیده شخصیتها و مناسبات اجتماعی را فراهم میکند.

سمیه خاتونی – فیلم «زن و بچه» ساخته سعید روستایی، با بازی پریناز ایزدیار، پیمان معادی، سها نیاستی، فرشته صدرعرفایی و حسن پورشیرازی، در بخش مسابقه اصلی هفتادوهشتمین جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ به نمایش درآمد. این فیلم درام اجتماعی، روایتگر داستان مهناز، پرستار ۴۰ سالهای است که در تلاش برای سازگاری با چالشهای زندگی، با بحرانهای خانوادگی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند و جدال یک مادر با جامعه در دفاع از فرزندش را به تصویر میکشد؛ جدالی که بیثمر است و پس از مرگ علیار، نیمه دوم فیلم را به یک سوگواری معترضانه و عمیق از سوی مادری زخمخورده بدل میکند. منتقدان بینالمللی، از جمله پیتر برادشاو از گاردین و دیمون وایز از ددلاین، بازی پریناز ایزدیار را ستودند و فیلم را بهعنوان درامی خانوادگی با موضوع انتقام و بخشش توصیف کردند. با این حال، برخی منتقدان، مانند پیتر دبروژ از ورایتی، بهدلیل ویژگیهای فرهنگی خاص فیلم، آن را برای مخاطبان خارجی دشوار درک دانستند. در حال حاضر، «زن و بچه» در سینماهای ایران روی پرده اکران است و با واکنشهای متفاوت منتقدان مواجه شده است. به همین مناسبت، گفتگویی با شاهین شجری کهن منتقد سینما، ترتیب دادیم تا نگاهی دقیقتر به این اثر داشته باشیم.
به نظر شما چرا در این فیلم شخصیتها بهطور مداوم نامعقول و واکنشهایشان لحظهای به نظر میرسد؟
شخصیتهای فیلم عمدتاً با رفتار نامعقول و تصمیمهای لحظهای طراحی شدهاند؛ علیار نوجوان، مادر خانواده، مهناز و حتی حمید همگی در مواجهه با بحرانها و رویدادهای پیرامون، بر اساس غریزه و احساس واکنش نشان میدهند. تصمیمات نامعقول شخصیتها به خودی خود ایراد فیلم نیست، چرا که اگر به درستی بازنمایی شود، اتفاقا میتوانند دراماتیک و معنادار باشد. اما این امر مشروط به توانایی کارگردان در ارائه جزئیات کافی و بازنمایی دقیق است تا تماشاگر درک کند که شخصیتها چرا چنین رفتار میکنند. به عبارت دیگر، ضعف یا قوت فیلم نه در نامعقول بودن تصمیمها بلکه در توانایی فیلمساز در انتقال روند و انگیزههای پشت این تصمیمهاست. همانطور که هیچکاک در «بیگانگان در قطار» نشان میدهد، درام میتواند از تصمیمات غیرمنطقی شخصیتها شکل بگیرد، به شرط آنکه زنجیره رویدادها و واکنشها به خوبی بازنمایی شوند و قدرت روایت حفظ شود.
نقش مهناز با بازی ایزدیار، چگونه نشاندهنده ارتباطات او با جهان بیرون و مرد سالار است و قرار است چه نگاهی را دنبال کند؟
مهناز در جهانی پرتناقض و مردسالار عمل میکند، جایی که زنان حتی با استقلال و تلاش شخصی، کنترل چندانی بر رویدادها ندارند. اقدامات او _ از تلاش برای تسکین عذاب وجدان خود و دیگران گرفته تا انتقام مستقیم از گناهکاران _ بر اساس منطق درونی شخصیت او و واکنش به شرایط محیطی شکل میگیرد، نه بر اساس استانداردهای بیرونی یا انتظارات معمول مخاطب. فاجعهای مانند مرگ علیار باعث میشود که مهناز به جای انفعال مطلق، با استفاده از امکانات محدود خود وارد عمل شود، هرچند نتیجه آن گاهی زنجیرهای از رویدادهای نامطلوب را ایجاد میکند. این شخصیتپردازی نشان میدهد که در جامعهای که ساختار حقوقی و عرفی از زنان حمایت نمیکند، منطق تصمیمگیری زنان بیشتر کنترل آسیب و مقابله با موقعیتهای فوری است و نه یک منطق خطی یا ایدهآل. در اینجا ضعف، درماندگی و انفعال زنان در جامعهای بیرحم و پرتناقض، که به طرز نامعقول و غیرمنصفانهای بر اساس الزامهای عرفی و قراردادهای اجتماعی اداره میشود، بیش از پیش نمایان میشود. نه قانون و نه ساختار حقوقی و عرفی خانواده، مدرسه یا محیط کار، حمایت واقعی از احساسات و خواستههای زن ارائه نمیدهند؛ وکیل کراواتزده در دفتر شیک و خوشمنظرهاش به مهناز میگوید احساسش را درک میکند، اما قانون به او حق نمیدهد؛ دادستان نیز در برخورد کوتاه مشابهی توصیه میکند از پیگیری قضایی علیه پدرشوهرش دست بکشد، چرا که نتیجهای نخواهد داشت. تنها کاری که از دست مهناز برمیآید، جمعآوری امضا در محیط کار برای برکناری حمید و ثبت شکایتی بینتیجه علیه پدرشوهر است؛ اما همین اقدامات اندک وقتی با تصمیم و اراده مردانی مواجه میشوند که میخواهند این مادر دردسرساز را سر جایش بنشانند، به سادگی ناکام میمانند. چند امضا و همراهی سه چهار شخصیت نه چندان موجه کافی است تا مهناز به شدت در معرض خطر قرار گیرد و تا آستانه از دست دادن دومین فرزندش پیش برود. با این حال، ناظم مدرسه در آخرین لحظه و در یکی دیگر از نماهای گلدرشت مورد علاقه کارگردان، با مشاهده وضعیت آشفته دختر کوچک خانواده، وجدانش تکان میخورد و امضایش را پس میگیرد؛ پرونده علیه مهناز از اعتبار میافتد و قضیه تغییر سرپرستی ندا به نوعی کأنلمیکن میشود.

آیا پرگویی و حجم روایت فیلم باعث ضعف انسجام میشود؟
فیلم با ارائه شبکهای پیچیده از روابط و خرده قصهها، سیر تکوینی شخصیتها و انگیزههای عاطفی را با جزئیات بسیار بازنمایی میکند. این حجم روایت، گرچه گاهی ممکن است باعث پراکندگی یا تشتت شود، اما در عین حال امکان نمایش کامل جهان پیچیده شخصیتها و مناسبات اجتماعی را فراهم میکند. تنها بخشی که ضعف ایجاد میشود مربوط به جاهایی است که برخی پیوندهای مهم میان شخصیتها یا زمینههای عاطفی کافی برای تصمیماتشان پرداخت نشده است، مانند سیر پذیرش حمید توسط مادربزرگ یا شکلگیری رابطه میان حمید و مهری. با این حال، در مجموع توانایی فیلم در ارائه درام اجتماعی غنی، بازنمایی تراژدی انسانی و نمایش تضادهای عاطفی باعث میشود انسجام روایی آن حفظ شود و مخاطب تجربهای درگیرکننده و کامل از جهان فیلم دریافت کند.





