روزنامه صبا

روزنامه صبا

نسرین کیایی در گفتگو با صبا:

«سووشون»؛ وفادار به متن، کم‌مایه در خلاقیت


«سووشون»، متنی نمادین و چندلایه درباره تاریخ، جامعه و انسان است و محتوای آن ریشه‌ای مستحکم در واقعیت عینی دارد و اقتباس آن نیازمند وفاداری به فضای تاریخی و اجتماعی برای انتقال بهتر مفاهیم اصلی است.

زهرا طاهریان – سریال «سووشون» به کارگردانی نرگس آبیار، اقتباسی از رمان ماندگار سیمین دانشور، از همان روزهای آغاز پخش خود موافقان و مخالفان بسیاری داشته است. انتخاب آبیار برای روایت این داستان نمادین، بحثی جدی درباره چگونگی وفاداری به متن، تجربه‌گرایی کارگردان و مرز میان خلاقیت و اصالت برانگیخته است. در این پرونده، نسرین کیایی به تحلیل فرم و محتوای اثر پرداخته و چالش‌های اقتباس و انتقال روح رمان به تصویر را بررسی می‌کند. این گفت‌وگو روایتی از نقاط قوت، ضعف و حاشیه‌های پرچالش «سووشون» را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

 

از نگاه شما اقتباس نرگس آبیار از رمان «سووشون» اقتباس درستی است؟

رمان «سووشون» سیمین دانشور، نه‌تنها یکی از آثار شاخص ادبیات معاصر ایران، بلکه متنی نمادین و چندلایه درباره تاریخ، جامعه و انسان است. این رمان، روایتگر کشاکش میان زندگی فردی، دغدغه‌های ملی و مفاهیم عمیق انسانی است و اقتباس از آن، مسئولیتی سنگین و چالشی جدی برای هر کارگردان به شمار می‌آید. محتوای «سووشون» ریشه‌ای مستحکم در واقعیت عینی دارد و نه صرفاً در حالات ذهنی و روانی شخصیت‌ها؛ بنابراین اقتباس آن نیازمند وفاداری به فضای تاریخی و اجتماعی اثر و پرداخت قوی‌تر شخصیت‌ها برای انتقال بهتر مفاهیم اصلی است.

به نظر شما جایگاه اقتباس در تاریخ فیلمسازی و سریال‌سازی چیست و این مسئله در «سووشون» چطور خودش را نشان می‌دهد؟

اقتباس در سینما و تلویزیون از ادبیات یکی از جریان‌های اصلی تاریخ فیلمسازی و سریال‌سازی است و همواره با چالش‌های انتقال معنا و تجربه مخاطب مواجه بوده است. کارگردانان معمولاً متن رمان، داستان کوتاه یا نمایشنامه را به فیلمنامه و سپس سریال تبدیل می‌کنند. اما تفاوت اصلی در این است که مخاطب سریال، برخلاف خواننده، مسیر معکوس را طی می‌کند: او از قاب‌های متحرک و تصاویر دیداری به معنا می‌رسد و نه از کلمات. در نتیجه، هر اقتباس موفق باید بتواند هم روح متن را منتقل کند و هم تجربه‌ای نو و مستقل برای تماشاگر بسازد.

آیا انتخاب نرگس آبیار به‌عنوان کارگردان این سریال انتخاب درستی بود؟

نرگس آبیار به‌عنوان کارگردانی با سابقه آثار تاریخی و اجتماعی، انتخابی قابل انتظار برای اقتباس سریال «سووشون» بود. او سابقه برجسته‌سازی نقش زنان و روایت مقاومت آنان را دارد و این با شخصیت «زری» هماهنگ است. زری نماد ایستادگی و صدای وجدان جامعه است؛ شخصیتی که پتانسیل سریالی قدرتمند را دارد.

با این حال، شما به سریال نقد دارید. مشکل اصلی در اقتباس آبیار چیست؟

مشکل اصلی اقتباس آبیار، تمرکز بیش از حد بر بازتولید خط‌به‌خط متن است. این رویکرد، رمان چندلایه و فلسفی دانشور را به یک روایت صرفاً تصویری و سطحی تقلیل داده است. آنچه «سووشون» را مهم می‌کند، نه صرفاً داستان مقاومت زری، بلکه پرداخت پیچیده به جامعه، تاریخ و مفاهیم انسانی است؛ چیزی که در سریال آبیار عمدتاً از دست رفته است.

اقتباس موفق ادبی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد و این سریال چه کمبودی در این زمینه داشته است؟

اقتباس ادبی موفق، تنها بازسازی صحنه‌ها و دیالوگ‌ها نیست؛ بلکه تلاشی است برای انتقال «روح» اثر به زبان تصویر. برخلاف خواننده که از واژه‌های مکتوب به جهان خیال و تصویر می‌رسد، تماشاگر در مسیری معکوس حرکت می‌کند؛ او از انبوه قاب‌های متحرک و بازنمایی‌های دیداری، به لایه‌های معنا دست می‌یابد و با تأویل شخصی خود، نوعی گفتار درونی و جهان ذهنی تازه می‌سازد.

اگر بخواهیم از منظر نظریه‌های اقتباس این سریال را تحلیل کنیم، در کدام دسته قرار می‌گیرد؟

در تحلیل نظری، نظریه دبورا کارتمل کمک می‌کند تا اقتباس سریال «سووشون» را دقیق‌تر بررسی کنیم. کارتمل اقتباس را در سه دسته تقسیم می‌کند: انتقالی، تفسیری و قیاسی. اقتباس آبیار عمدتاً در دسته «انتقال» قرار می‌گیرد؛ یعنی متن رمان بدون تفسیر یا بازآفرینی جدی به قاب تصویری منتقل شده است. در حالی که اقتباس تفسیری می‌تواند تضادها، لایه‌ها و مفاهیم رمان را برای مخاطب برجسته کند. کارگردانی که برای یافتن موضوع به کار هنری دیگری متوسل می‌شود، اگر محتوای اثر را از طریق شکل و زبان سریال دگرگون کند، در کار خود مرتکب خطا نشده است. آزادی خلاقانه در اقتباس می‌تواند به خلق تجربه‌ای متفاوت و مستقل برای مخاطب منجر شود؛ چرا که رمان «سووشون» ریشه‌ای مستحکم در واقعیت عینی دارد و نه صرفاً در حالات ذهنی و روانی شخصیت‌ها. از این رو، اقتباس آن نیازمند پرداخت قوی‌تر شخصیت‌ها و دقت در انتقال مفاهیم اصلی اثر است تا هم وفاداری به متن حفظ شود و هم تجربه‌ای تصویری و تازه برای مخاطب شکل گیرد.

در نهایت، ارزیابی شما از سریال چیست؟

می‌توان گفت که اقتباس سریال «سووشون» بیش از آنکه یک گفت‌وگوی تازه با شاهکار سیمین دانشور باشد، نمونه‌ای از تقلید تصویری است. این اقتباس، به جای اینکه متن را بازتفسیر کند، به بازآفرینی ظاهری آن بسنده کرده و مخاطب را از عمق انسانی و فلسفی اثر محروم ساخته است. بنابراین، هرچند نیت آبیار قابل احترام است، اما این اقتباس در عمل بیشتر مایه بحث و جدل شده تا رضایت کامل خوانندگان و مخاطبان سریال را جلب کند. همان‌طور که هوشنگ گلشیری در فصل سوم کتاب جدال نقش با نقاش درباره «سووشون» می‌نویسد: این رمان دارای دو بعد قریب و بعید است؛ در نظر اول و همان زمان انتشار، همان معنای قریب دیده می‌شد. اما خواننده آزموده معنای بعیدی نیز می‌تواند ببیند، با این تذکر مهم که با پدیدار شدن معنای بعید، معنای قریب فراموش نمی‌شود؛ چرا که سطح ظاهری انتزاع صرف یا نشانه نیست تا به‌مجرد رسیدن به سطح باطنی، سطح ظاهری فراموش شود.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی