روزنامه صبا

روزنامه صبا

مسعود محمدی در گفتگو با صبا:

از خود متن می‌توان به شخصیت و لایه‌های آن دست یافت


سبک متن آقای مظفری به گونه‌ای است که خود راهنمایی‌هایی به بازیگر ارائه می‌دهد و و المان‌هایی را در اختیار بازیگر می‌گذارد. بدین ترتیب، از خود متن می‌توان به شخصیت و لایه‌های آن دست یافت.

مریم عظیمی– نمایش «وودوو» به نویسندگی و کارگردانی میثم مظفری که در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه می‌رود، ۲۸ شهریور به پایان می‌رسد. در این نمایش که سرگشتگی یک انسانِ تحت تسلط را در مواجهه با زندگی و ارتباط با دیگران به نمایش درمی‌آورد بازیگرانی مانند آرش رستم بگی و غزاله نیّرکه در آثار پیشین میثم مظفری به نام «زاغ» و «ژیمناستیک تکه پاره‌ها» ایفای نقش کرده بودند، حضور دارند و دیگر بازیگران این اثر، محمد رستمی، هژا محمودیان و مسعود محمدی و پویا رجبی اولین همکاری خود را تجربه می‌کنند. در ادامه گپ‌وگفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را می‌خوانید.

 

چطور به این پروژه ملحق شدید و آیا با آقای مظفری پیش‌تر از این همکاری داشتید؟

خیر، من پیش‌تر با آقای مظفری همکاری نداشتم، اما با دکتر دلخواه، که  از اساتید هر دوی ما محسوب می‌شوند، کار کرده بودم و از طریق ایشان با آقای مظفری آشنا و به این پروژه ملحق شدم. در جریان جلسات دورخوانی، نقش‌ها انتخاب شدند و آقای مظفری نیز تعیین کردند که هر یک از ما، کدام نقش را ایفا کند.

در برخورد اولیه نظرتان نسبت به کاراکتر پدر چه بود و در پرداخت به آن به چه مولفه‎‌هایی بیشتر توجه کردید؟

زمانی که نقش به من پیشنهاد شد و متن را مطالعه ‌کردم، قادر بودم شخصیت و ویژگی‌های او را تصور و تحلیل کنم تا در فیزیک و بازی‌ام این ویژگی را به نمایش درآورم. البته سبک متن آقای مظفری به گونه‌ای است که خود راهنمایی‌هایی به بازیگر ارائه می‌دهد و المان‌هایی را برای تمرکز بیشتر روی کاراکتر، در اختیار بازیگر می‌گذارد. بدین ترتیب، از خود متن می‌توان به شخصیت و لایه‌های آن دست یافت. طی مدت تمرین و در تعامل با سایر بازیگران، ارتباط و هم‌آوایی با شخصیت‌ها شکل گرفت و این فرآیند باعث شد تا هر یک از ما به کاراکتر خود نزدیک‌تر شود.

تقریباً در تمام طول اجرا، ماسک بر صورت دارید. این موضوع باعث می‌شود ارتباط از طریق میمیک چهره به حداقل برسد و در عوض تمام بار انتقال احساس بر عهده‌ی صدا و بدن باشد. این وضعیت چه چالش‌هایی برای شما ایجاد می‌کرد؟

در ابتدای تمرین‌ها، استفاده از ماسک برای ما واضح نبود و بعدها قطعی و به ما اعلام شد به همین دلیل من در طول تمرین‌ها خیلی از میمیک چهره‌ام استفاده می‌کردم. اما زمانی که ماسک بر صورت ما قرار گرفت، متوجه شدم که استفاده از میمیک دیگر ممکن نیست و مجبور شدیم انتقال حس را از طریق بدن ایجاد کنیم. پیرو همین مسئله حرکات پررنگ‌تر و پرجزئیات‌تر شدند و همینطور که تمرینات بیشتر می‌شد، تنوع حرکات نیز بالاتر می‌رفت هر بار روی این مسئله بیشتر فکر می‌کردیم و تمرینات را در منزل و حتی در مسیر رفت و آمد انجام می‌دادیم تا بتوانیم انتقال احساس را از طریق بدن و بیان به‌طور کامل به مخاطب منتقل کنیم.

اطلاع از فلسفه و سبک اثر چه تاثیری بر بازی نقش‌ها داشت؟

طبیعی است که اطلاع از سبک کار، نحوه‌ی بازی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ما باید می‌دانستیم چه سبک کاری در پیش داریم تا بتوانیم هماهنگ با آن عمل کنیم. با این حال، تصویر کلی اثر و ریز جزئیات در ذهن کارگردان شکل گرفت و ما روز اول اجرا بسیاری از این جزئیات را درک کردیم. زمانی که نور، لباس و موسیقی با هم ترکیب شد، تصویر نهایی ذهنیت کارگردان برای ما کامل شد. در واقع، ما پیش‌زمینه‌ای از اجرا داشتیم، اما تصویر کامل تنها در روز اجرای اول با تکمیل همه المان‌ها، شامل نور، لباس و دکور، برای ما روشن شد و با تکمیل این تصویر لذتی دو چندان بردیم.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی