علیاکبر نواییزاده در گفتگو با صبا:
اگر ما نگوییم، نسل آینده چیزی نمیفهمد
اینکه مقاومت چطور شکل گرفت را باید نشان بدهیم تا نسل آینده بداند چه گذشت. باید برای تولید این کارها کمک کنند. چون این بخشی از تاریخ ماست و باید منتقل شود. اگر ما نگوییم، نسل آینده چیزی نمیفهمد.

زهرا طاهریان – «آسمان خاکی» مجموعهای ۱۵ قسمتی با ساختاری مستند-نمایشی است که در هر قسمت، داستانی مستقل و برگرفته از خاطرات واقعی آزادگان ایرانی را بازگو میکند. این مجموعه با تلفیق روایت مستند و بازسازی صحنهها، زندگی اسرا در دوران اسارت را با جزئیاتی دقیق از آموزش، بهداشت، هنر، ورزش، خلاقیت، تئاتر، سرود، فرماندهی و فعالیتهای فرهنگی به تصویر میکشد. «آسمان خاکی» محصولی مشترک از گروه مستند شبکه افق و بنیاد شهید و امور ایثارگران، به تهیهکنندگی و کارگردانی مجتبی قاسمی و نویسندگی زینب کاظمپور، همراه با مشاوره محتوایی محمدباقر عباسی، از شبکه افق پخش و مخاطبان را با گوشههایی از مقاومت و خلاقیت اسرا آشنا میکند. در ادامه گپوگفت خبرنکار صبا با منشی صحنه و بازیگر این مجموعه را میخوانید.
درباره بازسازی نمایشهای اردوگاه برای ما بگویید.
یکی از بخشهای ویژه، اجرای تئاتری درباره امام رضا (ع) بود. ما باید فضایی شبیه حرم را بازسازی میکردیم؛ با پارچههای سبز و زرد و ظروف یک بار مصرف فلزی. در واقع من ضریح را بازسازی کردم٫ آن هم با همان وسایل ابتدایی. این صحنه یکی از احساسیترین بخشهای کار شد. یادم هست وقتی صحنه آماده شد، خودم تحت تأثیر قرار گرفتم. این بازسازی دقیق باعث شد همان حس و حالی که آزادگان در دوران اسارت تجربه کرده بودن به مخاطب نیز منتقل شود.
فکر میکنید چرا این مستند نمایشی توانست تأثیرگذار باشد؟
به نظرم به این دلیل که ما واقعیت را جدی گرفتیم. هرجا آزادگان تجربهای داشتند، همان را بازسازی کردیم. از کوچکترین وسیله و عروسک گرفته تا بزرگترین صحنهها مثل نمایش مذهبی. همین دقت و وسواس باعث شد مخاطب حس زندگی در اسارت را لمس کند. هدف ما همین بود و خوشحالم که تا حد زیادی به آن رسیدیم.
چرا به نظرتان روایت این تجربهها اهمیت دارد؟
چون اسرا یکی از ستونهای اصلی مقاومت جمهوری اسلامیاند. خاطراتشان دارد زیر خاک میرود. خیلیها شهید شدهاند، خیلیها پیر شدهاند، بیماری گرفتهاند. اگر ثبت نشود، نسل آینده باید فقط در کتابها دنبالشان بگردد. در حالیکه فیلم زبان جهانی است؛ با تصویر و صدا میشود این تجربه را منتقل کرد. ما میخواهیم نسل جوان بفهمد اسرا چه کشیدند؛ دعای نیمهشبشان، گریهها و شادیها، فوتبال بازیکردنشان، و در عین حال ایستادگیشان.
چه پیامی دوست داشتید از دل این کار به مخاطب منتقل شود؟
اینکه مقاومت چطور شکل گرفت. یادمان نرود کسی که ۴۰ بار سیلی خورد اما به امام توهین نکرد، ستون این نظام است. ما باید اینها را نشان بدهیم تا نسل آینده بداند چه گذشت. متأسفانه گاهی لوکیشنها یا امکانات را سخت میدهند یا توقع پول دارند، در حالیکه باید برای تولید این کارها کمک هم بدهند. چون این بخشی از تاریخ ماست و باید منتقل شود. اگر ما نگوییم، نسل آینده چیزی نمیفهمد.





