آرین ناصریمهر در گفتگو با صبا:
در نگاه روانشناسی انسانگرا، کودک در انتخاب آزاد است
در نگاه روانشناسی انسانگرا، که ما با همان رویکرد به نمایش مینگریم، انسانها در آموزش کاملا آزادند و کودک نیز آزاد است که مسیر خود را انتخاب کند. این بینش دموکراتیک خوشبختانه امروزه گسترش یافته است.

مریم عظیمی– این روزها در سالن گلستان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، زهرا ناظری که پیشتر نیز نمایشهای موفقی مانند «قورباغه و غریبه» و… را در کارنامه کاریاش دارد و خود دانشآموخته رشته تئاتر عروسکی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است نمایشی به نام «اوکاپی» را روی صحنه دارد که با استقبال چشمگیر مخاطبان و پر شدن صندلیهای خارج از ظرفیت مواجه است. این نمایش قصه یک اوکاپی است که به دلیل تفاوتهایش دچار چالشهایی در زمینه دوستیابی و ارتباط شده است. در ادامه گپوگفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
کاراکتر «پروفسور گوزن» را در اولین برخورد چگونه دیدید و در ادامه پرداخت شخصیت چه تجربهای داشتید؟
متأسفانه همیشه این حسرت با من بوده که خیلی دیر به گروه اضافه شدم. پیش از حضور من، دوستان مدت زیادی با عروسکها تمرین کرده بودند و این مسئله به شکل ناخودآگاه به مهیا شدن بخشی از شخصیت پروفسور گوزن کمک کرده بود. اما نکته روشن و مبرهن برای ما چه در ایده، متن و شیوه اجرا این بود که پروفسور گوزن یک شخصیت تسهیلگر دارد و معلمی به معنای کلاسیک نیست؛ بلکه قرار است نقش تسهیلگری را ایفا کند که کودکان را با توجه به تواناییهای مختلفشان پرورش میدهد. قرار نیست این باغ تنها یک نوع گل داشته باشد، بلکه باید هر یک از کودکان به شکلهای گوناگون بروز و بلوغ پیدا کنند. خب در پایان نمایش و در بخش استعدادنمایی کاراکترها نیز این امر دیده میشود؛ هرچند شاید پررنگ نباشد، اما برای تماشاگر قابل درک است. به گونهای که هر کودک متناسب با توانمندیهای خود در این جشن پاییزی حضوری متفاوت دارد. تواناییها و روحیات هر یک از کودکان فرق میکند و این همان نکتهای است که درک یک تسهیلگر به معنای امروزی را ایجاب میکند. نگاه اولیه ما نیز بر این اساس شکل گرفت. چرا که خود من، خانم ناظری و بسیاری دیگر از دوستان و همکاران که در حوزههای مختلف مثلا در هنرکدههای کودک، مؤسسات، مدارس، و حتی هنرستانها به عنوان تسهیلگر فعالیت داریم با این مفهوم آشنا هستیم که باید به هر فرد کمک کنیم مسیر شخصی خود را پیدا کند. به نظر من این ایده اصلی بود که کاراکتر و قصه «اوکاپی» نیز بر پایه آن شکل گرفت.
حال به وجه فانتزی این کاراکتر روی صحنه بازگردیم، وجهی که گاه او را در قالب یک شو مَن نشان میدهد و گاه معلمی خلاق و منعطف.
واقعیت این است که بخشی از دلایلی که باعث شد من برای این نقش انتخاب شوم، احتمالاً به تخصصم در حوزه آموزش مربوط میشود. چرا که دکترای نخست من در رشته تئاتر و دکترای دومم که هنوز به پایان نرسیده، در رشته مدیریت آموزشی با گرایش روانشناسی تعلیم و تربیت است. همین مسیر تحصیلی و کاری باعث شد من برای این نقش انتخاب شوم چون احساس میکردیم شاید من بتوانم این کاراکتر را پیدا کنم. در تعریف ساده، تسهیلگر کسی است که در هر لحظه شعبده و جادویی دارد برای اینکه کودکان را با خود همراه کند. در نگاه روانشناسی انسانگرا، که ما به آن پایبندیم و با همان رویکرد به قصه و نمایش مینگریم، انسانها در آموزش کاملا آزادند و کودک نیز آزاد است که مسیر خود را انتخاب کند. این بینش دموکراتیک، هرچند گاهی برای خانوادهها ترسناک به نظر میرسد، اما خوشبختانه امروزه بسیار گسترش یافته است. پدر و مادرهای امروز حتی هنگام ثبتنام فرزندشان در مهدکودک، درباره این موضوع سؤال میکنند و میپرسند آیا نگاه شما انسانگراست یا خیر. این امر نشان میدهد که طی ده سال اخیر تغییر بزرگی رخ داده و دستکم در نظام آموزشی خصوصی، این نگاه رواج بیشتری یافته است. از آنجا که تعریف تسهیلگر این است که هر لحظه باید جادویی داشته باشد چه یک شوخی کوچک، چه یک بازی ساده که به فعالیتی پویا تبدیل میشود، همین موضوع برای ایفای نقش پروفسور گوزن اهمیت داشت و به شخصیت او عمق بیشتری بخشید. حال که همهچیز انتخابی است، هیچ کودکی مجبور نیست به درس گوش دهد یا حتی سر کلاس بنشیند. این مسئله برای جامعهای که به نظام آموزشی قدیمی و کلاسیک خو گرفته، که بیشتر رویکردی رفتارگرا داشت، شاید عجیب باشد. اما امروزه تسهیلگر، کودکان را آزاد میگذارد. این نگاه، در فضای فانتزی نمایش نیز بازتاب یافته است. میتوان گفت پروفسور گوزن با شوخیها، فانتزیها، سرزندگی و دیوانگیاش که نمادی از زنده بودن کودک درون اوست همانطور که اریک برن در نظریه خود مطرح میکند، سهگانه «کودک، والد و بالغ» را در تعادل نگه میدارد. به موقع کودک میشود، به موقع جدی است، به هنگام نکتههایی را بیان میکند و در زمان مناسب وارد میشود. هرگز درسها را برای کودکان اسپویل نمیکند؛ بلکه اگر جایی برای تجربه وجود داشته باشد، اجازه زیستن و تجربه کردن میدهد. در مفهوم خلاقیت نیز همین نگاه وجود دارد. ما همواره میگوییم کودکان خلاق هستند، اما در عمل این ما بزرگسالان هستیم که جسارت خلاق بودن را از آنها میگیریم. بنابراین برای پرورش خلاقیت، کافی است عوامل بازدارنده را از زندگی کودک حذف کنیم. کاراکتر پروفسور گوزن نیز دقیقاً بر همین نگاه استوار است.





