امیر ابیلی در گفتگو با صبا:
ژانر جنایی و معمایی مغفول مانده است
یکی از مغفولماندهترین ژانرها، در سینمای بلند و در فیلم کوتاه، ژانر جنایی و معمایی است. ما به همین سمت حرکت کردیم، اما تبدیل به برچسب شد که میگفت اثر ما فیلم کوتاه نیست و به فیلم بلند نزدیک است.

مریم عظیمی– گروه سینمایی هنروتجربه میزبان بستهای از چهار فیلم کوتاه تحت عنوان «دادخواست» است که فیلمهای «روز خداحافظی» از فرزاد رنجبر، «مرتد» از امیر ابیلی و داوود مرادیان، «تانکر» از امیر پذیرفته و «آپاترید» از سیدمحمد حسینی را به نمایش میگذارد. در ادامه گپوگفت خبرنگار صبا با امیر ابیلی، کارگردان فیلم «مرتد» را میخوانید.
لطفا از چگونگی شکل گیری ایده اولیه فیلم و نامگذاری آن بگویید.
ایدهی اصلی فیلم از علاقهی مشترک من و آقای مرادیان به ساخت فیلمهای جنایی و معمایی نشأت میگیرد. ما همواره در جستوجوی سوژهها در این حوزه بودهایم و معتقدیم قوانین حقوقی مواد خام بسیار مناسبی برای یافتن ایده هستند. هر نوع بیقانونی یا سوءاستفاده از یک قانون، چه در حوزهی حقوق کیفری، چه حقوق مدنی، چه درون یک خانواده یا در سطحی بزرگتر، میتواند منشأ خلق درام باشد. ایدهی فیلم «مرتد» نیز از مرور یکی از همین قوانین به ذهنم رسید. با توجه به اینکه همواره میتوان از قوانین سوءاستفاده کرد، این ایده شکل گرفت و باپرداختی دراماتیک پیش رفتیم. نامگذاری فیلم نیز مرتبط با کاراکتری است که در داستان کشته میشود و بهتر است بیش از این در موردش توضیح ندهم.
ساخت فیلم جنایی معمایی در مدیوم فیلم کوتاه به نظر سخت و پرریسک است شما با چه چالش هایی در انتخاب مدیوم و ساخت آن مواجه بودید؟
نکته اینجاست که در دورهی پیشینِ انجمن سینمای جوان، شعار احیای ژانر سر داده شد و قرار بود ژانر در سینمای ایران احیا شود. یکی از مغفولماندهترین ژانرها در ایران، چه در سینمای بلند و چه در فیلم کوتاه، ژانر جنایی و معمایی است. ما نیز به همین سمت حرکت کردیم، اما بعدها همین امر تبدیل به برچسب شد که میگفت اثر ما فیلم کوتاه نیست و به فیلم بلند نزدیک است؛ بهویژه که گفته میشد در سینمای کوتاه جایگاه مناسبی برای فیلم جنایی وجود ندارد و فیلم کوتاه باید بیشتر بر یک موقعیت انسانی محدود تمرکز کند. به همین دلیل، در بسیاری از جشنوارههای داخلی ما را بایکوت کردند. با این وجود، از کاری که انجام دادیم رضایت دارم، زیرا قصد ما آزمایش و تمرینی برای فیلم بلند آیندهمان بود. بازخوردهایی که در اکرانهای مختلف، چه جشنوارهای و چه غیرجشنوارهای دریافت کردیم، بسیار مثبت بود. قصهگویی جنایی در زمان محدود فیلم کوتاه کاری بسیار سخت و پیچیده است. ما اصرار داشتیم قصهی ما بهطور کلاسیک روایت شود، نقاط عطف داشته باشد و شخصیتها برای مخاطب شناخته شوند. این اثر پرشخصیت بود و معمولاً در فیلم کوتاه چنین پیچیدگی داستانی یا چنین تعدد شخصیتی کمتر دیده میشود، اما ما بهعمد این ریسک را پذیرفتیم و به نظر من نتیجه مطلوبی به همراه داشت و برای ما نوعی پایلوت و سکوی پرتاب بهسوی فیلم بلندمان محسوب میشود.
از نقش سازمان اوج در ساخت این فیلم بگویید.
سازمان اوج اسپانسر اصلی و مهمترین حامی این پروژه بود. بدون حمایت این سازمان، ساخت این فیلم ممکن نمیشد. با توجه به اینکه هزینههای تولید در ایران بسیار بالا رفته است و نیروی انسانی، تجهیزات و لوکیشنها همگی گران هستند، دیگر ساخت فیلم کوتاه، همانند هفت یا ده سال پیش، چندان ارزان تمام نمیشود. بهعنوان نمونه، فیلم «زیر سایه بلوط» که پارسال برندهی جایزه شد، اثری بسیار پرهزینه بود. فیلم ما با حمایت سازمان اوج ساخته شد. البته در مقیاس سینمای کوتاه، فیلم ما جزو آثار میانرده به شمار میآید، چرا که فیلمهای بسیار گرانتری هماکنون ساخته میشوند. با این حال، بسیاری از فیلمهای کوتاه مهم و بسیاری از ژانرها بدون چنین حمایتهایی ساخته نخواهند شد. این اتفاقی مثبت است که نهادهایی مانند حوزهی هنری، سازمان اوج و انجمن سینما جوان از تولید فیلم کوتاه پشتیبانی میکنند.
این اکران عمومی بر زندگی شغلی شما به عنوان فیلمساز آثار کوتاه چه تاثیری دارد؟
اکران عمومی فیلم کوتاه شاید تأثیر مستقیمی بر زندگی حرفهای کارگردان نداشته باشد، اما ارزش آن در این است که امکان دریافت بازخورد از مخاطب واقعی، نه صرفاً مخاطب جشنوارهای، فراهم میشود. این بازخوردها میتواند در آثار بعدی فیلمساز لحاظ شود. فیلم کوتاه مخاطب خاص خود را دارد؛ از جمله سرمایهگذاران، تهیهکنندگان و مخاطبان پیگیرتر مانند هنرجویان و دانشجویان هنر. بسیاری از کارگردانان نیز از طریق مطرحشدن در جشنوارههای فیلم کوتاه به عرصهی فیلم بلند رسیدهاند. اکران عمومی فرصتی است برای آنکه فیلمساز از دیدگاههای تماشاگران واقعی سینما آگاه شود و فیلم کوتاه وارد بازار واقعی سینما گردد. این تجربه ارزشمندی است که معمولاً فیلمسازان کوتاه از آن محروم هستند. به نظر من بهترین فرصت است تا کارگردان اگر اشتباهی کرده باشد، آن را از زبان مخاطب بشنود و اگر ویژگی مثبتی در کارش وجود داشته باشد، باز هم از همان مخاطب بشنود.
از تجارب پیشین خود در زمینه فیلمسازی بگویید؟
فیلم پیشین ما، «گورکن»، دو سال پیش از این ساخته شد. این اثر به دلیل طولانیتر بودن از عرف فیلم کوتاه (۳۵ تا ۳۶ دقیقه) از حضور در بسیاری از جشنوارهها بازماند، اما در همان اکران محدود بازخوردهای بسیار خوبی دریافت کرد. سپس بر روی پلتفرم فیلمنت منتشر شد و در آنجا نیز با استقبال مخاطب عامتر روبهرو گردید. این دو فیلم برای ما بهمنزلهی آزمون و خطاهایی بودند که به یافتن لحن مناسب برای فیلم بلندمان کمک کردند. «گورکن» فضایی تاریخیتر داشت، هرچند آن هم در ژانر جنایی و معمایی بود اما با حالوهوایی متفاوت. «مرتد» نیز ادامهی همان مسیری است که در «گورکن» آغاز کردیم. ما به همراه داوود مرادیان دو فیلم ساختیم که در مجموع حدود ۷۰ دقیقه زمان دارند و میتوانند تجربهی ارزشمندی برای ساخت فیلم بلندمان محسوب شوند.
به نظر میآید که فیلم کوتاه در ایران گاه بسیار حرفهایتر از بعضی آثار بلند سینمایی است چیزی که در این ۴ فیلم نیز مشهود است. لطفا در این باره و اصولی که خود در ساخت فیلمتان رعایت کردهاید بگویید.
بله، این چهار فیلمی که در قالب بسته «دادخواست» اکران میشوند، بهویژه آثار همکارانم، نشان میدهند که چه استعدادهای ارزشمندی در عرصه فیلم کوتاه حضور دارند. این آثار، از جمله «روز خداحافظی»، «تانکر» و «آپاترید»، کاملاً حرفهای ساخته شدهاند و گواهی هستند بر اینکه نسل تازهای از فیلمسازان میتوانند بهزودی در حوزه فیلم بلند نیز ورود کنند. به باور من، سینمای بلند ایران، با محدودیت در تعداد کارگردانان فعال روبهروست؛ به همین دلیل، تعداد محدودی نام، آثار متعددی را تولید میکنند که همین امر موجب یکنواختی و حتی تا حدی بیانگیزگی در فضای تولید شده است. در چنین شرایطی، حضور صداها و چهرههای جدید میتواند این یکنواختی را بشکند و خون تازهای به جریان سینما وارد کند. فیلمسازان کوتاه امروز نشان دادهاند که تسلط بالایی بر تکنیک و پروداکشن دارند. فیلم کوتاه دیگر مانند گذشته صرفاً یک تجربه دوستانه یا دانشگاهی نیست؛ بلکه بسیاری از آنها با پروداکشنهای قوی، تیمهای حرفهای و عوامل متخصص تولید میشوند و تجربهای عینی از ساخت فیلم بلند هستند. جشنوارههای فیلم کوتاه در سالهای اخیر بهخوبی نشان دادهاند که سطح تکنیک و کیفیت تولید سالبهسال رشد کرده و تیمها حرفهایتر شدهاند. همین امر ثابت میکند که فیلم کوتاه سکوی پرش مناسبی برای ورود به فیلم بلند است؛ فرصتی که در آن فیلمساز میتواند توانایی خود را در هدایت یک گروه حرفهای و ارائه خروجی استاندارد بیازماید و همانطور که گفتید واقعیت این است که امروز بسیاری از فیلمهای کوتاه ما حرفهایتر و باکیفیتتر از برخی آثار بلند ساخته میشوند. امیدوارم این مسیر بیش از پیش دیده شود و راه برای ورود کارگردانان جوان به عرصه فیلم بلند هموار گردد.





