زهرا مشتاق در گفتگو با صبا:
بازنمایی آسیبهای اجتماعی در لوکیشنهای مجلل
در «شغال» با وجود طرح مسائلی چون تجاوز یا قمار، اغلب همهچیز در لوکیشنهای مجلل روایت میشود و طبقات متوسط و پایینتر در آنها غایباند. این موضوع باعث فاصله گرفتن روایت از واقعیت جامعه شده است.

زهرا طاهریان– سریال «شغال» این روزها محل بحث و جدلهای فراوان میان مخاطبان و منتقدان شده است. برخی آن را ادامه مسیری میدانند که سریالهای عامهپسند و ماجرامحور طی میکنند و برخی دیگر معتقدند با تقلید از آثار ترکی، از خلاقیت و عمق لازم بیبهره است. در گفتوگویی با بهزاد زهرایی، محمد جلیلوند و زهرا مشتاق، هر یک از این منتقدان از زاویهای متفاوت به «شغال» نگریستهاند؛ از تحلیل ژانری و ساختاری تا نقد محتوایی و اجتماعی. در ادامه گفتگوی خبرنگار صبا با زهرا مشتاق، منتقد سینما را میخوانید.
سریال «شغال» را چگونه دیدید و اولین مواجهه شما با آن چگونه بود؟ در ادامه روند سریال به چه شکل پیش رفت؟
وقتی دیدم زنی مشغول تمیز کردن است و مردی از دور نگاهش میکند، همه چیز عادی به نظر میرسید. اما در نگاه دوم، قصه شکل گرفت. نگاههایی که بین مردان قمارباز ردوبدل شد، نشان میداد داستان به سمت گره یا فاجعه پیش میرود. این نخستین مواجهه من با سریال بود. اما ادامهاش پرسش ایجاد کرد که آیا این چالش میتواند مخاطب را جذب کند یا نه. به نظرم اغراق در روایت، تا حدی تعادل را برهم زد. مثلاً دختر هر بار که شخصیت امیرحسین (در سریال کامیار یا کامیاب) را میبیند، حالش بد میشود. با این حال تصمیم دارد با سیاوش ازدواج کند؛ انگار قصد انتقام دارد. اما اگر دیدن او چنین واکنش شدیدی ایجاد میکند، چطور میخواهد عروس همان خانواده شود و مدام با برادر همسرش روبهرو باشد؟ این تضاد در فیلمنامه چندان جدی گرفته نشده و باعث عدم تعادل شده است.
برخی معتقدند سریال «شغال» به سمت سریالهای ترکیهای گرایش پیدا کرده است. نظر شما چیست؟
متأسفم که سریالهای ترکیهای چنین تأثیر عمیقی بر مخاطب ایرانی گذاشتهاند. حتی در زبان روزمره هم خیانتهای خانوادگی یا تنشهای عاطفی را به «فیلم ترکی» تشبیه میکنند. این تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم به فیلمساز ایرانی هم منتقل میشود. گاهی کارگردان آگاهانه برای جذب مخاطب سراغ این شباهتها میرود و گاهی ناخودآگاه تحتتأثیر آنها قرار میگیرد. در هر حال، آثار هنری در ذهن مخاطب رسوب میکنند. اگر فیلمهای هنری ببیند، سلیقهاش همان مسیر را دنبال میکند، و اگر فیلمهای عامهپسند ببیند، ذائقهاش به همان سمت میرود.
بازی بازیگران در سریال «شغال» را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظرم امیرحسین فتحی بازیگر درخشانی است. گاهی به نظر میرسد شخصیتش به نقشهایش نزدیک است، اما در مجموع جلوی دوربین راحت است و مخاطب از او حرصش میگیرد؛ همین یعنی موفقیت یک بازیگر، چون شخصیت را باورپذیر میکند. یکی از صحنههای خوب او جایی بود که «تارا» با برادرش وارد بخش VIP میشود. نگاه فتحی در آن صحنه کاملاً عشق و تأسف را نشان میداد و سپس واکنش فیزیکیاش باورپذیر بود. همچنین پنهانکاریهایش در برابر نامادری (با بازی شبنم مقدمی) و نگرانی از لو رفتن، در بازیاش دیده میشد. شبنم مقدمی هم همیشه بازیگری توانمند بوده است. نمونههای متفاوتی از او در «شبی که ماه کامل شد» یا «نفس» دیدهایم. او از آن دسته بازیگرانی است که اگر کنار کارگردان خلاق قرار گیرد، میتواند چهرهای کاملاً تازه از خود نشان دهد. نورا محقق (بازیگر نقش آوا) اولین بار بود که برایم دیده شد. بازیاش نه ضعیف بود و نه فوقالعاده، بلکه متوسط و معقول. در مقایسه، بازی اغراقشده آزاده زارعی در «جزر و مد» تماشاگر را پس میزد، یا بازی پردیس در «از یاد رفته» بسیار روان و شیرین بود. محقق در اولین تجربهاش بازی قابل قبولی ارائه داد و میتواند در آینده پختهتر شود.
موضوعاتی مثل فساد، قدرت، تجاوز و مسائل اجتماعی در سریال «شغال» مطرح شدهاند. به نظر شما چقدر با ظرافت به این مسائل پرداخته شده و آیا هدف آگاهیبخشی داشته یا صرفاً در حد یک سناریو باقی مانده است؟
فیلمی مثل آثار رخشان بنیاعتماد، اجتماعی محض است. اما در «شغال» با وجود طرح مسائلی چون تجاوز یا قمار، اغلب همهچیز در لوکیشنهای مجلل روایت میشود و طبقات متوسط و پایینتر در آنها غایباند. این موضوع باعث فاصله گرفتن روایت از واقعیت جامعه شده است. برای نمونه، سریال «وحشی» علاوه بر طرح آسیبهای اجتماعی، لوکیشنها و شخصیتهایی نزدیک به واقعیت داشت. اما اغلب سریالهای امروز انگار چشم مخاطب به دیدن خانههای آنچنانی عادت کرده است. فیلمهایی مثل «زعفرانیه ۱۴ تیر» هم همینطورند؛ موضوع اجتماعی دارند، اما در دل خانههای لوکس روایت میشوند. در مقابل، فیلم «کوچه بینام» هاتف علیمردانی، قصهای درباره طبقه متوسط داشت با شخصیتهایی باورپذیر که میتوانستند همسایه یا بقال سر کوچه باشند. این تفاوت مهم است، چون نوع آسیبی که در طبقه مرفه رخ میدهد با آسیبی که در طبقه پایینتر اتفاق میافتد، یکسان نیست. وقتی از آسیبهای اجتماعی میگوییم، باید به این تمایز توجه کنیم.





