روزنامه صبا

روزنامه صبا

میثم حسن‌زاده در گفتگو با صبا:

کارگردانی سریال، فقط یک کار نبود؛ یک مسئولیت انسانی بود


کودک نماد شروع دوباره، امید و پاکی است و همین نگاه باعث شد احساس کنم باید این کار را بسازم. برای من، کارگردانی اثری که محور اصلی‌اش کودک است، فقط یک پروژه کاری نبود، بلکه مسئولیتی عاطفی و انسانی بود.

زهرا طاهریان – سریال «رویای ریحانه» روایتی است برگرفته از واقعیت، از دل مستندهایی درباره‌ی جمعیت و فرزندآوری که به زبانی داستانی و انسانی بازآفرینی شده است. در گفت‌وگو با میثم حسن‌زاده (کارگردان)، از شکل‌گیری ایده تا چالش‌های ساخت، از باور نقش تا تأثیر بر مخاطب سخن گفته‌ایم؛ اثری که به گفته‌ی سازندگانش، از دل مردم برخاسته تا به دل مردم بنشیند.

 

ایده اصلی سریال «رویای ریحانه» چطور شکل گرفت و چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید آن را بسازید؟

در واقع، این نخستین بار بود که با مجموعه‌ای روبه‌رو شدم که تمرکز اصلی‌اش بر یک زایشگاه و بحران‌های واقعی آن است. این تجربه برایم هم چالش‌برانگیز بود و هم جذاب؛ فرصتی طلایی برای نشان دادن زندگی واقعی پرسنل، پزشکان و خانواده‌ها و پرداختن به موضوع حساس «تولد» و «کودک». «رویای ریحانه» برای من تجربه‌ای متفاوت بود، چون این بار مستقیماً با مفهوم کودک و تولد درگیر شدم؛ موضوعی که همیشه برایم جذابیت خاصی داشته است. کودک نماد شروع دوباره، امید و پاکی است، و شاید همین نگاه باعث شد با وجود سختی‌های تولید، احساس کنم باید این کار را بسازم. برای من، کارگردانی اثری که محور اصلی‌اش تولد و کودک است، فقط یک پروژه کاری نبود، بلکه مسئولیتی عاطفی و انسانی بود. ایده اصلی «رویای ریحانه» نیز از سوی خانه تولیدات جوان و تهیه‌کننده اثر، آقای احمد نوجوان، به من پیشنهاد شد.

در مسیر ساخت سریال با چه محدودیت‌ها یا چالش‌هایی مواجه بودید؟

در واقع، وقتی موضوع «رویای ریحانه» به تولد و نوزاد گره خورد، ناخودآگاه مسیر سریال به سمت ژانرهایی با حال‌وهوای امیدوارانه رفت؛ ژانرهایی که گاهی به آثار انگیزشی یا حتی نمونه‌های بین‌المللی مانند This Is Us نزدیک می‌شوند. اما تفاوت «رویای ریحانه» در این بود که ریشه‌اش از دل داستان‌های واقعی می‌آمد. ما قصد ساخت مستند نداشتیم، بلکه می‌خواستیم واقعیت را با فضای شیرین و رؤیایی تولد درآمیزیم و ترکیبی از رگه‌های واقع‌گرایانه و فانتزی خلق کنیم. طبیعتاً همین نگاه متفاوت، چالش‌های اجرایی زیادی به همراه داشت. نمونه مشخصش رنگ‌های راهروی اصلی زایشگاه بود که چند پالت مختلف برایش در نظر گرفتیم. یا در اتاق معاینه قبل و بعد از زایمان، تغییر رنگ‌ها نمادی از گذر از اضطراب به امید بود؛ قبل از زایمان رنگ‌ها فضایی ملتهب و استرس‌زا داشتند، اما بعد از تولد نوزاد رنگ‌ها به سمت فضایی روشن و انگیزشی می‌رفتند. حتی روی انتخاب رنگ آبی در اتاق بستری و بلوک نوزادان خیلی حساس بودم، چون می‌خواستم حس امید و آرامش به شکل ملموسی منتقل شود.

روایت سریال بر چه ساختاری استوار است و شما برای حفظ ریتم و کشش داستان چه تکنیک‌های کارگردانی به کار بردید؟

سریال «رویای ریحانه» در ساختار اپیزودیک طراحی شد؛ به این معنا که هر قسمت، علاوه بر شخصیت‌های ثابت زایشگاه، کاراکترهای مهمان و داستان مستقل خودش را داشت. محور اصلی روایت، شخصیت ریحانه بود که در دوران رزیدنتی وارد زایشگاه شده و هم‌زمان با بحران تعطیلی آن مواجه می‌شود. برای حفظ ریتم، چند کار اساسی انجام دادم. نخست اینکه ریحانه به‌عنوان راوی کل اثر در نظر گرفته شد. روایت‌های او را در دو بخش تقسیم کردیم؛ بخش آغازین هر قسمت که طرح مسئله یا سؤال را پیش می‌کشید و بخش پایانی که به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری می‌رسید. این کار باعث شد روایت منسجم‌تر شود و ریتم در طول قسمت‌ها دچار ایستایی نشود. همچنین با کاستن از میزان روایت مستقیم روی تصویر، فاصله‌گذاری‌های برشتی و شکستن دیوار چهارم را محدود کردیم تا مخاطب همزادپنداری بیشتری با قصه داشته باشد. چالش دیگر، تلفیق سکانس‌های درام (ریحانه، مادرش و شخصیت‌های مهمان) با لحظات طنز (ایرج، فرزاد، شهرام و احمد حسنی) بود. برای اینکه هارمونی اثر در ژانر حفظ شود، چینش سکانس‌ها را طوری طراحی کردیم که پس از هر صحنه کمدی، سکانس دراماتیک بیاید و بالعکس. این نظم در تدوین هم رعایت شد و جای دارد از موحد شادرو و تیم پست‌پروداکشن تشکر کنم که با دقت و حوصله روی این بخش کار کردند.

به نظر این تدبیر در حفظ ریتم هم موثر بوده است.

بله؛  برای حفظ ریتم در اجرا، از قاب‌بندی‌های متنوع، حرکت‌های روان دوربین و در مرحله پست‌پروداکشن از تدوین موسیقی و صداگذاری دقیق بهره بردیم تا اثر از ابتدا تا انتها پرکشش باقی بماند. برای شخصیت اصلی، یعنی ریحانه، پیشنهاد دادم یک تم موسیقایی اختصاصی طراحی شود تا در لحظات کلیدی داستان شنیده شود و مخاطب ناخودآگاه با این کاراکتر همراه شود. این تم در طول سریال بارها بازآفرینی و با تغییرات جزئی استفاده شد تا هم پیوستگی حفظ شود و هم یکنواختی ایجاد نشود.

در هدایت بازیگران، تا چه اندازه آزادی عمل به آن‌ها دادید و تا چه حد کاراکترها را طبق نگاه خودتان شکل دادید؟

من همیشه باور دارم که بازیگر باید امکان تجربه و خلق شخصیت را داشته باشد. برای هر نقش، ابتدا شناسنامه دقیق و جزئیات شخصیت را توضیح می‌دادم، اما بعد در تمرین‌ها به بازیگر اجازه می‌دادم ایده‌های خودش را وارد کند.

برخی معتقدند سریال‌های خانوادگی تلویزیون دچار تکرار الگوها شده‌اند؛ شما در «رویای ریحانه» چه تلاشی کردید تا این چرخه تکراری شکسته شود؟

ما آگاه بودیم که سریال‌های خانوادگی معمولاً به الگوهای تکراری گرفتار می‌شوند. تلاش کردیم «رویای ریحانه» تنها درباره اختلافات یا درام‌های مرسوم خانوادگی نباشد، بلکه به مفاهیمی مثل تولد، امید، رؤیاها و حتی ترس‌های پیش از مادر شدن بپردازد. همین موضوع باعث شد قصه زاویه‌ای متفاوت داشته باشد. از طرف دیگر، ترکیب ژانر درام و کمدی در دل زایشگاه، تجربه تازه‌ای بود که به‌نوعی بافت کلیشه‌ای این نوع سریال‌ها را شکست.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی