مینا نوروزی در گفتگو با صبا:
شخصیت ریحانه برای من بسیار مادرانه بود
شخصیت ریحانه برای من بسیار مادرانه بود. او دختری است که در شرایط سخت و با کمبودها بزرگ شده، اما تحت تربیت مادر مهربان و ایثارگرش، دختری سالم، صبور و پرتلاش شده است.

زهرا طاهریان – سریال «رویای ریحانه» روایتی است برگرفته از واقعیت، از دل مستندهایی دربارهی جمعیت و فرزندآوری که به زبانی داستانی و انسانی بازآفرینی شده است. در گفتوگو با مینا نوروزی (بازیگر نقش مادر)، از شکلگیری ایده تا چالشهای ساخت، از باور نقش تا تأثیر بر مخاطب سخن گفتهایم؛ اثری که به گفتهی سازندگانش، از دل مردم برخاسته تا به دل مردم بنشیند.
لطفاً از روند پیوستن خودتان به گروه بازیگران سریال بفرمایید.
پیشنهاد این نقش در ابتدا از طرف آقای فردین فتحی، دستیار کارگردان، بود. ایشان در آن مقطع با ما همراه بودند و بعد به دلایل کاری از گروه جدا شدند. اما خود آقای میثم حسنزاده، کارگردان پروژه، نیز بر این انتخاب نظر داشتند. ایشان دیدند که مادری صمیمی و تا حدی سنتی در قصه نیاز است و معتقد بودند که من میتوانم این نقش را ایفا کنم. بنابراین جزو اولین کسانی بودم که به این پروژه پیشنهاد شدم. بعد از این پیشنهاد، قصه را خواندم و درباره آن گفتوگو کردیم. شخصیت بسیار دوستداشتنی بود: مادری مهربان، ایثارگر، مادری که رفیق فرزندش است و حتی جای خالی پدر یا خواهر و برادر را برای فرزندش پر میکند. این قابلیتها برای من جذاب بود.
در جایی گفته بودید که خودتان قبلاً مخالف فرزندآوری بودهاید. بازی در این نقش چه چالشی برای شما ایجاد کرد و چطور توانستید با آن کنار بیایید؟
در گذشته، همیشه نگران شرایط فرزندآوری بودم و فکر میکردم بچه باید در شرایطی متولد شود که همه چیز فراهم باشد؛ مسائل اقتصادی، معنوی و شرایط کار باید مناسب باشد. بنابراین مخالف این مسئله بودم، چون عاشقانه فرزند را دوست دارم و میخواستم محیط مناسبی برای رشد او فراهم شود. این نقش برای من چالشی جالب بود؛ باید نقش مادری را بازی میکردم که موافق فرزندآوری است و آن باور را انتقال میدهد. هنوز هم معتقدم وقتی کسی میخواهد صاحب فرزند شود، باید خودش به توانایی و کمال کافی رسیده باشد تا بتواند فرزند را در محیط سالم پرورش دهد.
چه چیزی در فیلمنامهی سریال برای شما جذاب بود و باعث شد با شخصیت ریحانه ارتباط برقرار کنید؟
یکی از نکات جذاب فیلمنامه این بود که سریال بر اساس مستندهای واقعی ساخته شده است. این موضوع باعث شد قصهها بسیار ملموس و واقعی باشند. آنچه من از فیلمنامه دریافت کردم، یک کار گروهی با مدیریت صحیح بود و فکر میکنم اکنون با واکنش مخاطبان هم میتوان گفت که قصهها جذاب و صمیمی بودهاند. حدود ۹۰ درصد اتفاقاتی که در سریال نمایش داده شده، میتواند نسخهی واقعی آن اتفاقات هم باشد. این واقعیت و ریشه گرفتن قصهها از دل جامعه، باعث شده مخاطب ارتباط عاطفی قوی با سریال برقرار کند. همانطور که میگویند: «سخن وقتی از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.»
چه جنبهای از شخصیت ریحانه برای شما جذاب بود؟
شخصیت ریحانه برای من بسیار مادرانه بود. او دختری است که در شرایط سخت و با کمبودها بزرگ شده، اما تحت تربیت مادر مهربان و ایثارگرش، دختری سالم، صبور و پرتلاش شده است. این شخصیت نشان میدهد که دختران جامعه ما میتوانند حتی در شرایط نه چندان ایدهآل رشد کنند و موفق شوند، به شرطی که محیط زندگی خود را بپذیرند و در جهت بهتر کردن آن تلاش کنند.
در طول بازی در سریال، کدام لحظه برای شما احساسیترین یا تأثیرگذارترین بود و تجربهی آن چه حسی برایتان ایجاد کرد؟
برای من لحظهای که واقعاً تأثیرگذار بود، لحظهای بود که احساس کردم شخصی وارد زندگی دخترم میشود و عاشق اوست، قرار است مسیر زندگی او را با همراهی خود ادامه دهد. وقتی این سکانس را بازی میکردم، بدنم مور مور شد و حسی عجیب پیدا کردم. در آن لحظه واقعاً فهمیدم که برای پدر و مادرها چقدر سخت است که فرزندشان را به دست کسی بسپارند و باور کنند که این اتفاق خواهد افتاد. لحظهای که قرار شد پسر جوان به عنوان همراه دختر پذیرفته شود، هم دلگرم بودم و هم نگران. در همان موقع فکر میکردم چقدر جای پدر خالی است و کاش او هم کنار من بود تا کمک کند. لحظهی دیگری که برایم جذاب بود، مربوط به قسمتی است که هنوز پخش نشده. در این بخش، دختر جوانی قصد دارد فرزندش را زودتر از موعد به دنیا بیاورد. مادری که من نقش او را بازی میکنم، با درایت و حواس جمع، مراقب همهی امور بود و توانست جان مادر و فرزند را نجات دهد. این لحظه برای من بسیار ارزشمند و آموزنده بود و حس مسئولیت و اهمیت توجه به جزئیات را به خوبی نشان داد.





