روزنامه صبا

روزنامه صبا

حسن توکل‌نیا در گفتگو با صبا:

تقوایی شریف‌ترین انسان و مهجورترین کارگردان سینما بود


ایشان در کارشان بسیار منظم بودند. ناصر تقوایی انسانی بسیار شریف، بااخلاق و بزرگوار بود. سینمای ایشان، یک سینمای انسانی و اجتماعی بود. تقوایی به هیچ عنوان فیلمساز سطحی‌نگر یا شعاری نبود.

خبر تلخ بود؛ خبری که دل هر سینماگر و دوستدار هنر را به درد آورد. «ناصر تقوایی، فیلمساز و مستندساز بزرگ ایران، چشم از جهان فروبست». مرگ او اما تنها پایان یک زندگی نبود؛ بلکه یادآور سال‌ها سکوت و بی‌مهری‌ای است که این هنرمند برجسته، پیش از رفتن، با آن روبه‌رو شد. در گفت‌وگوهایی که با هم‌نسلان، همکاران و شاگردان او انجام دادیم، تصویری زنده و چند بعدی از تقوایی به دست آمد؛ مردی که قاب‌های ماندگارش، زاویه دید منحصر به فردش و وفاداری‌اش به سینما و حقیقت، هنوز الهام‌بخش نسل‌های بعدی است. همکارانش از تعهد بی‌چون و چرای او به اصول هنری گفتند و شاگردانش یادآوری کردند که چگونه تقوایی با صبر و صراحت، مسیر سینمای ایران را شکل داد و به آنها درس مقاومت و اصالت آموخت. آنچه در این گفت‌وگوها برجسته شد، ایستادگی او در برابر کوتاه نیامدن از ارزش‌ها و وفاداری همیشگی‌اش به سینما و روایت حقیقت بود، حتی در سال‌هایی که جامعه هنری و نهادهای فرهنگی کمتر قدر او را دانستند و بی‌مهری‌ها ادامه داشت. این روایت‌ها نه تنها یاد تقوایی را زنده نگه می‌دارند، بلکه به نسل امروز سینما یادآوری می‌کنند که هنر واقعی همیشه نیازمند شجاعت، صبر و صداقت است.

 

معصومه دهقان‌ – حسن توکل‌نیا، تهیه‌کننده باسابقه سینما در گفت‌وگو با روزنامه صبا، از خاطرات و تجربیات همکاری با ناصر تقوایی سخن گفت. او تقوایی را انسانی شریف، کارگردانی دقیق و مظلوم در سینمای ایران توصیف کرد که هیچ‌گاه حق واقعی‌اش ادا نشد.

 

اولین همکاری‌تان با ناصر تقوایی چه زمانی و در چه پروژه‌ای رقم خورد؟

اولین همکاری من با ایشان در فیلم سینمایی «کاغذ بی‌خط» بود. از همان ابتدا مشخص بود که با یک کارگردان کاملاً حرفه‌ای، دقیق و تعامل‌پذیر طرف هستم. ایشان در کارشان بسیار منظم بودند و نقدپذیری بالایی داشتند. همیشه در تمام مصاحبه‌هایم گفته‌ام که ناصر تقوایی انسانی بسیار شریف، بااخلاق و بزرگوار بود.

سینمای ناصر تقوایی را چطور توصیف می‌کنید؟

سینمای ایشان، یک سینمای انسانی و اجتماعی بود. ممکن است برخی نکات یا نقدهایی نسبت به بعضی از فیلم‌هایش مطرح شده باشد، اما همه آن نکات در مسیر اخلاقیات و تعالی انسانی بود. تقوایی به هیچ عنوان فیلمساز سطحی‌نگر یا شعاری نبود.

خاطره‌ای از زمان تولید «کاغذ بی‌خط» به ‌خاطر دارید؟

بله، یکی از به‌یادماندنی‌ترین خاطراتم مربوط به ۲۸ اسفند ۱۳۸۰ است. در حال فیلمبرداری بودیم. آقای تقوایی به من گفتند که شب عید است و بچه‌ها دل به کار نمی‌دهند. پیشنهاد دادند که عوامل شب عید را در کنار خانواده‌هایشان باشند و حتی گفتند حاضرند هزینه یک روز فیلمبرداری را شخصاً پرداخت کنند. من به ایشان گفتم که اختیار با شماست و مشکلی نیست. این رفتار انسانی و بزرگوارانه همیشه در ذهنم باقی خواهد ماند.

آیا دولت یا نهادهای سینمایی از پروژه‌های ایشان حمایت می‌کردند؟

متأسفانه خیر. حق ایشان هیچ‌گاه در سینمای ایران ادا نشد. نه دولت و نه نهادهایی مانند بنیاد فارابی، حمایت درخوری از ایشان نکردند. در زمان تولید «کاغذ بی‌خط»، فیلم حدود ۱۶۰ میلیون تومان هزینه داشت، اما فارابی فیلم‌هایی با هزینه بیش از ۲۰۰ میلیون را حمایت می‌کرد و از پروژه ما هیچ حمایتی نکردند.

ساخت «کاغذ بی‌خط» چگونه پیش رفت؟

فیلمنامه این فیلم حدود شش ماه زمان برد تا چیزی که در ذهن آقای تقوایی بود، به نگارش نهایی برسد. ایشان با همان فیلمنامه‌ای که نوشت، فیلم را دقیقاً طبق آن ساخت؛ بدون هیچ تغییری. مجوز و پروانه نمایش هم دقیقاً بر اساس همان نسخه صادر شد. من این فیلم را با هزینه شخصی خودم ساختم و باز هم علاقه‌مند به ادامه همکاری با ایشان بودم، ولی متأسفانه شرایط آن‌طور که باید پیش نرفت.

واکنش جشنواره فجر به فیلم چگونه بود؟

کاغذ بی‌خط در جشنواره فجر در یازده رشته کاندید شد اما هیچ جایزه‌ای دریافت نکرد. تنها جایزه‌ای که به آن تعلق گرفت، «جایزه ویژه هیأت داوران» بود که آقای تقوایی بلافاصله آن را همراه حواله خودرو پس دادند. این در حالی بود که ایشان همیشه در تنگنای مالی بودند اما هرگز اجازه ندادند وقار و متانت انسانی‌شان خدشه‌دار شود. واقعاً اعتقاد دارم که اگر عدالت رعایت می‌شد، حداقل باید در بخش‌های کارگردانی و فیلمنامه، جوایزی به ایشان تعلق می‌گرفت.

بعد از کاغذ بی‌خط، پروژه‌های دیگری هم با ایشان در دست داشتید؟

بله، قرار بود فیلمی به نام «انسان کامل» ساخته شود که اگر ساخته می‌شد، قطعاً یکی از شاهکارهای سینمای ایران می‌بود. این فیلم به دلیل پروداکشن سنگینی که داشت، نیازمند حمایت جدی بود که متأسفانه مهیا نشد. همچنین فیلمنامه‌های «چای تلخ» و «زنجیره رومی» هم بودند که با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی قابل ساخت بودند، اما تهیه‌کنندگان نتوانستند آن‌ها را به سرانجام برسانند.

به نظر شما چرا ناصر تقوایی دیگر فیلمی نساخت؟

دلیلش بی‌مهری‌ها و بی‌عدالتی‌هایی بود که نسبت به ایشان صورت گرفت. خودشان بارها گفته بودند که «سینمای ایران از داشتن فیلم‌های خوب محروم خواهد شد» و همین‌طور هم شد. ما واقعاً از وجود ایشان بی‌بهره ماندیم.

 وقتی خبر فوت ایشان را شنیدید چه حسی داشتید؟

واقعاً شوکه شدم. فقط دو سه ماه پیش ایشان را دیدم و هنوز باورم نمی‌شود. حتی توان گفتن پیام تسلیت هم ندارم. واقعاً نمی‌دانم باید فوت ایشان را به چه کسی تسلیت بگویم؟ به سینمای ایران؟ سینمایی که نگذاشت ایشان دیده شود و فیلم بسازد؟ این موضوع باعث خجالت است. من تنها می‌توانم این ضایعه بزرگ را به مردم عزیز کشورمان تسلیت بگویم.

حرف پایانی؟

جا دارد از خانم مرضیه وفامهر، همسر ایشان تشکر ویژه کنم که در سال‌های اخیر، با وجود بیماری استاد، با تمام توان و جانانه از ایشان مراقبت کردند. روح ناصر تقوایی عزیز شاد و یادش تا ابد در قلب ما زنده خواهد ماند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی