روزنامه صبا

روزنامه صبا

مهدی قلعه در گفتگو با صبا:

تئاتر جزو نیازهای اولیه کودکان است


واقعاً معتقدم تئاتر واقعا جزو نیازهای اولیه‌ی کودکان است و همان‌طور که فرزندان خود را به استخر، کلاس زبان و فعالیت‌های دیگر می‌فرستند، تئاتر را نیز باید در همین فهرست قرار دهند.

مریم عظیمی _ مهدی قلعه که پیشتر با نمایش‌هایی مثل «جادوگر شهر اُز»، «عمو پامبل» و… در عرصه تئاتر کودک حضورداشته این بار نمایشی به نام «ونوش و کوهستان» به نویسندگی شهرام کرمی را در کانون پرورش فکری به روی صحنه آورده است. اولین دور اجراهای این نمایش از فروردین ماه آغاز شد و پس از گذراندن وقفه‌ای کوتاه، دور دوم اجراها که از مهر ماه شروع شده، تا اواسط آبان ادامه خواهد داشت. درگروه بازیگران این نمایش نام‌های آشنایی چون قاسم انصاری‌شاد و ایرج صادقی در کنار بازیگران جوانی چون مهدی مزدارانی، روژینا میرزایی، بهاره سلیمانی و پرنیان شادکام به ایفای نقش می‌پردازند. در ادامه گفتگوی خبرنگار صبا با کارگردان این نمایش را می‌خوانید.

 

از چگونگی اتنخاب متن بگویید.

معمولا زمانی که می‌خواهم نمایشی کار کنم با برخی از نویسندگان تماس می‌گیرم تا ببینم آیا متنی دارند که مورد علاقه من نیز باشد یا نه. در همین راستا با آقای شهرام کرمی تماس گرفتم، زیرا پیش از این نیز دو نمایشنامه از ایشان کار کرده بودم و ایشان به من گفتند که اتفاقاً نمایشنامه‌ای دارند که در کانون پرورش فکری چاپ شده است. وقتی قصه را برایم توضیح دادند، متوجه شدم با داستانی تازه روبه‌رو هستیم؛ چراکه تا پیش از آن، ندیده بودیم که یک گوسفند و یک گرگ با هم دوست باشند. البته این دو شخصیت در داستان، بچه هستند و بزرگسال نیستند. این موضوع کمی تابوشکنی محسوب می‌شد. از سوی دیگر، کانون پرورش فکری معتقد بود که به هر حال گرگ و گوسفند نمی‌توانند با یکدیگر دوست باشند. ما هم توضیحاتی ارائه کردیم و در بخش‌هایی از نمایش، با اجازه آقای شهرام کرمی، تغییراتی ایجاد کردیم تا به شکل امروزی خود برسد.

پیام این نمایش چیست؟

به نظر من، حرف اصلی نمایش «ونوش و کوهستان» این است که بچه‌ها هیچ کلک و حقه‌ای ندارند و هر ناآگاهی و نیرنگی مربوط به دنیای بزرگسالان است. در حالی که در دنیای کودکان، همه‌چیز با صداقت و پاکی همراه است. حتی در طبیعت نیز گاه دیده‌ایم که گربه و سگ در کنار هم زندگی می‌کنند. به گمانم آقای کرمی نیز از همین زاویه به موضوع نگاه کرده بود. او این داستان را از زبان پسرش، کیان، نوشته و می‌گوید «پسرم کیان، زمانی که هفت سال داشت، از من پرسید که چرا گرگ و گوسفند نمی‌توانند با هم دوست باشند»

آیا «ونوش و کوهستان» در شهرهای دیگر نیز اجرا خواهد داشت؟

بله پس از اجراهای تهران به شهرهای دیگر می‌رویم. استان مازندران و خراسان شمالی تا این لحظه قطعی هستند؛ در خراسان شمالی شهرهای بجنورد و شیروان و در مازندران شهرهای ساری، چالوس و چند شهر دیگر میزبان ما خواهند بود.

یکی از نکات مهم قصه‌ی نمایش این است که کودکان الزاماً نباید همان باورهای گذشتگان خود را دنبال کنند. و اگر در گذشته گرگ و گوسفند دشمن بوده‌اند، دلیلی ندارد این دشمنی تا ابد ادامه یابد.

به نظر من برخی مسائل، فطری هستند؛ ما می‌دانیم جای گرگ در مزرعه نیست و جای بره در جنگل، اما ممکن است در گذرگاهی با هم دیدار کنند و دوستی‌ای میانشان شکل گیرد و از نگاه و در ذهن کودک، این دوستی ممکن است، هرچند از نظر فطری، گرگ دشمن بره است و همیشه به او حمله کرده. با این حال، در دنیای کودکانه، دوستی میان آن‌ها ممکن و پذیرفتنی است. البته آقای شهرام کرمی روز اولی که به دیدن اجرا آمدند، نسبت به پایان نمایش ما نقدی داشتند و ما هم مجدداً بخش‌هایی را تغییر دادیم هر چند که ایشان گفتند گله‌ای ندارند، اما ترجیح می‌دادند پایان همان‌طور که در نمایشنامه‌شان نوشته شده بود باقی بماند. با این حال، ما با توجه به دیدگاه کانون کمی تحت فشار بودیم و تأکید داشتند این دو کاراکتر نباید در پایان با هم دوست شوند. در نهایت اگرچه به صورت فطری چنین دوستی ممکن نیست، اما چون مخاطبان ما کودکان هستند به نظر من اشکالی نداشت.

یک نکته جالب در طول  حدودا ۸۰ شبی که اجرا داشتیم، این بود که بسیاری از کودکان پس از نمایش از والدینشان پرسیده بودند: «چرا گرگ و بره با هم دوست نشدند؟» یعنی بچه‌ها انتظار دوستی آن‌ها را داشتند. در مقابل، برخی از بزرگ‌ترها در سالن به من تذکر می‌دادند که «چرا باید گرگ بخواهد با بره دوست شود؟» در واقع ما در یک دو راهی و بین دو نگاه متفاوت قرار داشتیم. به همین دلیل، گاهی پایان نمایش را به سمتی بردیم که مورد پسند گروهی از تماشاگران بود و گاهی به سمت دیدگاه دیگر. اما از نظر من به‌عنوان کارگردان، دوستی هیچ اشکالی نداشت و می‌توانست ادامه پیدا کند، هرچند در پایان، همان‌طور که در اجرای امشب گفتیم، گرگ باید در جنگل زندگی کند و بره در مزرعه.

منطق ویژگی کاراکتر سگ مزرعه «ژنرال» و حضور کاراکتر رباتِ اسباب بازی نیز بسیار قابل توجه بود.

بله اتفاقا این نیز از همان مسائلی است که در نمایشنامه به آن اشاره نشده اما ما با استفاده از بخش انیمیشنی که در اواسط کار پخش می‌شود به دلیل و داستانی که سبب لال شدن کاراکتر «ژنرال» است پرداختیم و گفتیم که چرا نمی‌تواند حرف بزند. این ایده را خودمان در تمرین‌ها اضافه کردیم. همچنین شخصیت اسباب‌بازیِ پسر  صاحب مزرعه نیز از جمله نکاتی بود که در نمایشنامه به شکل مبهم مطرح شده بود. آقای کرمی در متن اصلی توضیح نداده بودند که این شخصیت دقیقاً کیست و از کجا آمده است. ما این منطق و داستان را در اجرا افزودیم که او یکی از وسایل بازی پسر مزرعه‌دار بوده که خراب شده و او را به مزرعه انداخته‌اند و حالا با حیوانات مزرعه دوست شده است. اساسا به همین دلیل در پایان نمایش از مردم خواستم که نمایشنامه را بخوانند تا تفاوت میان متن و اجرا را ببینند. آقای کرمی نویسنده‌ای بسیار توانمند و منعطف هستند، سال‌هاست در این حوزه فعالیت دارند و خودشان نیز کارگردان برجسته‌ای هستند، اما در مسیر کار همیشه نکاتی وجود دارد که نیاز به تکمیل و یا تغییر دارند. در مجموع، شخصیت اسباب‌بازی برای بچه‌ها بامزه و دوست‌داشتنی بود، هرچند در ابتدا کمی گنگ به نظر می‌رسید که ما در روند تمرین‌ها آن را شفاف‌تر کردیم.

در زمینه طراحی صحنه و لباس این نمایش به چه شکل پیش رفتید؟

در زمینه طراحی صحنه، باید بگویم که سال‌هاست در تمام کارهایم از نور یو‌وی استفاده می‌کنم و خوشبختانه این رنگ و نور همیشه مورد علاقه بچه‌ها بوده، البته برخی گاهی به من نقد می‌کنند که چرا زیاد از این نور استفاده می‌کنم در حالیکه بسته به نیاز کارم همواره میزان استفاده از آن کم و زیاد می‌شود. طراحی صحنه این نمایش را به اتفاق آقای ابوذر کریمی انجام دادیم و آقای انصاری نیز مشاوره‌هایی ارائه کردند. در نهایت، طراحی صحنه‌ای ساده اما بامزه شکل گرفت که برای بچه‌ها جذاب است. اما طراحی لباس نمایش‌هایم تشابهاتی با هم دارند و از یک الگوی مشابه برای شخصیت‌هایی که گاه انسانی و گاه حیوانی هستند استفاده می‌کنم. یکی از مشکلاتی که در کارهای کودک می‌بینم این است که بازیگران وقتی نقش حیوانی را بازی می‌کنند، تصور می‌کنند باید دقیقاً لباس شبیه آن حیوان بپوشند، در حالی که به نظرم ضرورتی ندارد و کودکان با بکارگیری تخیلشان حین دیدن نشانه‌هایی از یک حیوان در لباس بازیگر می‌توانند کاراکتر را باور کرده و بپذیرند.

آیا افرادی که در این نمایش با شما همکاری کرده‌اند در آثار قبلی شما نیز حضور داشتند؟

گروه اجرایی این نمایش ترکیبی از اعضای قدیمی و جدید است. البته من در طول این سی سال همیشه گروه کوچکی داشته‌ام. مثلاً با آقای انصاری سال‌هاست همکاری دارم و در دو کار اخیر نیز کنار من بودند و بیشتر افرادی که در این نمایش حضور داشتند، در دو اثر اخیرم هم همکاری کرده‌اند. با این حال، برخی از هنرمندانی که سال‌هاست کنار من هستند، در این اثر حضور نداشتند. در واقع، این نمایش تنها کاری بود که هیچ‌یک از اعضای سی‌ساله گروه قبلی‌ام در آن حضور نداشتند و بیشتر بازیگران جدید بودند.

رده سنی این نمایش چیست؟

این نمایش برای کودکان ۳ سال به بالا مناسب است اما ما مخاطب نوجوان هم در این روزهای اجرا بسیار داشتیم.

سخن پایانی

می‌خواهم نکته‌ای را از طریق تریبون روزنامه صبا به خانواده‌ها بگویم؛ نکته‌ای که با صراحت، اعتقاد و یقین کامل بیانش می‌کنم. پدرها و مادرها باید بدانند تأثیرگذارترین هنر بر روح و روان کودکانشان، نمایش است. هدف من تبلیغ کار خودم نیست، بلکه واقعاً معتقدم تئاتر واقعا جزو نیازهای اولیه‌ی کودکان است و همان‌طور که فرزندان خود را به استخر، کلاس زبان و فعالیت‌های دیگر می‌فرستند، تئاتر را نیز باید در همین فهرست قرار دهند. در کشور ارمنستان، خانواده‌ها از ابتدای هفته تا پایان آن کار می‌کنند تا بتوانند آخر هفته به تماشای تئاتر بروند و تأثیر این عادت فرهنگی را هم می‌توان به‌خوبی در جامعه‌شان دید.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی