قاسم انصاریشاد در گفتگو با صبا:
در این عرصه فقط از سر عشق و علاقه فعالیت میکنیم
همه میدانیم که تئاتر بهویژه تئاتر کودک درآمد چشمگیری ندارد. در این عرصه فقط از سر عشق و علاقه فعالیت میکنیم. من پس از بیش از بیستوشش سال کار، تازه میتوانم یک دستمزد منطقی از کارگردان درخواست کنم.

مریم عظیمی _ مهدی قلعه که پیشتر با نمایشهایی مثل «جادوگر شهر اُز»، «عمو پامبل» و… در عرصه تئاتر کودک حضورداشته این بار نمایشی به نام «ونوش و کوهستان» به نویسندگی شهرام کرمی را در کانون پرورش فکری به روی صحنه آورده است. اولین دور اجراهای این نمایش از فروردین ماه آغاز شد و پس از گذراندن وقفهای کوتاه، دور دوم اجراها که از مهر ماه شروع شده، تا اواسط آبان ادامه خواهد داشت. درگروه بازیگران این نمایش نامهای آشنایی چون قاسم انصاریشاد و ایرج صادقی در کنار بازیگران جوانی چون مهدی مزدارانی، روژینا میرزایی، بهاره سلیمانی و پرنیان شادکام به ایفای نقش میپردازند. در ادامه گفتگوی خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
چگونه به این پروژه پیوستید؟
حقیقت امر این است که آقای قلعه، زمانی که قصد داشت این نمایش را اجرا کند، هنوز بازیگری برای نقش «ژنرال» انتخاب نکرده بود. او با گروهی مشغول تمرین بود و من شنیده بودم که مشغول تمرین هستند و مدام با شوخی به ایشان میگفتم که “نقش ژنرال مال من است، حق نداری به کسی دیگر بدهی!” در نهایت پس از مدتی این نقش را به من پیشنهاد کردند و من تازه آنجا بود که فهمیدم «ژنرال» نمیتواند حرف بزند و در واقع، یک سگ لال است و همین موضوع باعث شد بیشتر به آن علاقهمند شوم و گفتم این نقش کاملاً برای من ساخته شده است. پیرو همین مسئله همان تمرینات ابتدائی در کنار خواستها و راهنماییهای آقای قلعه من نیز مدام ویژگیها و نکاتی به آن میافزودم و به همین علت پس از دو جلسه تمرین، نقش شکل گرفت و با هم پرداخت نهایی را انجام دادیم تا نقش «ژنرال» به شکل کنونیاش درآمد.
در پرداخت به شکل بیان چه چالشها و نکاتی وجود داشت؟
در روزهای نخست تمرین، من طوری صحبت میکردم که همه مفهوم کلام را درک میکردند، اما آقای قلعه میخواستند نامفهومتر باشد از طرفی باید بگونهای نشانههایی را در شکل ادای کلمات میگنجاندم تا مترجم من، شخصیت اسباببازی “لولِک” بتواند بفهمد من چه میگویم. بنابراین، نشانههایی اضافه کردیم تا او بتواند ترجمه کند با این حال، در برخی قسمتها، واقعاً خودم هم نمیدانستم چه میگویم! فقط با آن لحن مخصوص صحبت میکردم تا فضای نقش حفظ شود. در نهایت، بسیاری از بزرگسالان متوجه برخی از لایههای گفتار شخصیت میشوند، اما تلاش من این است که بخشهایی از صحبتها گنگ و نامفهوم بماند تا جذابیت فانتزی آن حفظ شود.
با توجه به این که سالهاست در عرصهی تئاتر کودک فعالیت دارید برای نسل جدیدی که وارد این حوزه میشوند چه پیشنهاداتی دارید؟
من فعالیت تئاتریام را از سال ۱۳۷۷ و دقیقاً در همین سالن آغاز کردم. از آن زمان تاکنون، بیش از پنجاه نمایش روی صحنه بردهام و ورودم به تئاتر هم از مسیر موسیقی بوده است. اما واقعاً باید بگویم نسل قدیم با نسل جدید تفاوت زیادی دارد. متأسفانه بسیاری از تازهواردها تنها به دنبال دیدهشدن هستند؛ تجربه برایشان اهمیتی ندارد، فقط میخواهند نامشان مطرح شود. متأسفانه توقعها نیز بالاست. همه میدانیم که تئاتر بهویژه تئاتر کودک درآمد چشمگیری ندارد. در این عرصه فقط از سر عشق و علاقه فعالیت میکنیم. من پس از بیش از بیستوشش سال کار، تازه میتوانم یک دستمزد منطقی از کارگردان درخواست کنم. اما افراد جدید، چه خانم و چه آقا، انتظار دستمزد بالا و نقش اصلی دارند. باید توقعها را پایین آورد، صبور بود و گوش شنوا داشت. همهی ما از پشت صحنه شروع کردیم، تجربه اندوختیم و پلهپله رشد کردیم. کسی که میخواهد از همان ابتدا نقش اول بگیرد و دستمزد بالا داشته باشد، در این مسیر دوام نخواهد آورد. اما اگر با عشق، پشتکار و تواضع پیش بروند، قطعاً موفق خواهند شد.





