سرمقاله سیدمحمد سلیمانی
هویت مستقل، دغدغه ای برای فیلم کوتاه
فیلم کوتاه الزاماً اثری پرخرج با عوامل کاملاً حرفهای نیست و اگر فیلمنامه مناسبی داشته باشد، ضمن حفظ هویت مستقل خودش میتواند زمینههای ورود پدیدآورندگانش به عرصههای دیگر سینما را هم فراهم کند.

سیدمحمد سلیمانی– حفظ هویت مستقل فیلم کوتاه، همواره دغدغهای بهجا و ارزشمند در ذهن فعالان این عرصه بوده است. نویسندگان و منتقدانی هم که در این زمینه صاحب تجربه و اثر بودهاند، در حد توان خود سعی کردهاند با جدی گرفتن مقوله نقد فیلم کوتاه، از جنبه نظری فضایی ایجاد کنند که فیلمسازان جوان و مستعدی که فیلمهای کوتاه و موفق و تاثیرگذاری ساختهاند، گمان نکنند که فیلم کوتاه صرفاً سکوی پرتابی است برای ورود به دنیای سینمای حرفهای؛ دنیایی که برخی از دستمایههایش ربط چندانی به مقوله هنر ندارد. در سینمای حرفهای این روزها، کیفیت فنی آثار، به ویژه آنهایی که از جلوههای ویژه میدانی و رایانهای بهره میگیرند، به طرز چشمگیری ارتقا یافته است و رفتهرفته در زمینه تدوین و فیلمبرداری هم با پیشرفت ابزار دیجیتال، شاهد کیفیت بالای آثار سینمایی هستیم. این پیشرفت قابل توجه فنی اما، کمک چندانی به ارتقای کیفی فیلمنامه آثار، به ویژه در عرصه سینمای اجتماعی نکرده است و سینمای ایران همچنان با مشکل همیشگیاش یعنی فقر فیلمنامه دستبهگریبان است. در این بین، فعالان سینمای کوتاه و تجربی که خود از مخاطبان اصلی سینمای حرفهای به شمار میآیند، شاهد این رشد فنی و تکنیکی هستند و از طرفی، مشکل فیلمنامه و ضعفهای موجود، به ویژه در مرحله پرداخت ایده را به وضوح مشاهده میکنند، اما در عمل به نظر میرسد سینمای کوتاه هم به نوعی از این تحول متاثر شده است. از آنجا که متاسفانه اغلب فیلمسازان جوان فعال در عرصه کارگردانی فیلم کوتاه، جایگاه فعلیشان را زمینهای برای ورود به دنیای حرفهای میدانند، گمان میکنند با ارتقای سطح فنی آثارشان ـ حتی با تحمل مشقات بسیار برای فراهم کردن هزینههای گزاف بهکارگیری حرفهایها ـ میتوانند راه ورود به سینمای حرفهای را هموارتر کنند. ولی واقعیت این است که در عرصه فیلم کوتاه هم ارتقای سطح فنی آثار، به ویژه در چند سال اخیر، با رشد فیلمنامهنویسی در این عرصه هماهنگ نبوده است و هنوز باورمان نشده که فیلم کوتاه، به عنوان یک پدیده مستقل در سینما، میتواند جایگاه داستان کوتاه را در عرصه ادبیات پیشرو داشته باشد. فیلمهای کوتاه کمهزینهای که با فیلمنامههای قوی و فکرشده در سالهای اخیر ساخته شدهاند و اتفاقاً در جشنواره فیلم کوتاه موفقیتهای بسیاری داشتهاند ـ نمونه ممتازش «ارفاق» ساخته رضا نجاتی ـ نشان میدهد که فیلم کوتاه الزاماً اثری پرخرج با عوامل کاملاً حرفهای نیست و اگر فیلمنامه مناسبی داشته باشد و بتواند مخاطبش را درگیر کند، ضمن حفظ هویت مستقل خودش میتواند زمینههای ورود پدیدآورندگانش به عرصههای دیگر سینما را هم فراهم کند. رشد و ارتقای فنی و تکنیکی فیلم کوتاه در سالهای اخیر اتفاق مهمی است که در عین امیدوارکننده بودن، اسباب نگرانی هم هست. ممکن است این اتفاق، آدرس غلطی به تصمیمگیرندگان بدهد و فیلمساز جوان مستعدی که فیلم کوتاهی با کیفیت حرفهای ساخته است، دیگر وسواس چندانی برای انتخاب ایده مناسب و پرداخت موثر آن نداشته باشد و سعی کند یک ایده و فیلمنامه معمولی را به کمک ساختار و پرداخت فنی چشمگیر و مرعوبکننده، فیلم برگزیده و الگوی یک رقابت سینمایی بداند. حالا اگر در این عرصه و به ویژه در جشنوارههای سینمایی که فیلم کوتاه یکی از ارکان رقابتی آن را تشکیل میدهد، جایگاهی هم برای نقد و بررسی فیلم کوتاه در نظر گرفته نشده باشد، عملاً راه برای الگوسازی و تاثیر روی بدنه فیلم کوتاه هموار میشود. یکی از مهمترین بخشهای جنبی و البته رقابتی جشنواره فیلم کوتاه که مدتی است از سوی برگزارکنندگان جدی گرفته میشود، بخش کتاب و سینما است که بدون تردید دغدغه اولیه طراحان آن، کمک به فعالان عرصه فیلمنامهنویسی کوتاه برای استفاده از قابلیتهای داستان در پدید آوردن ساختار دراماتیک مناسب به منظور تبدیل شدن به روایتی تصویری است. در دنیای فیلم کوتاه که به دلیل دور بودن از وجوه صنعتی سینما، فضا برای جستوجوگری و خردورزی مهیاتر است، دور شدن از ایدهپردازی و تجربه ساختارهای جدید بصری و مضمونی، نوعی پشت کردن به فرصتی است که آسان به دست نیامده. هویت و جایگاه اختصاصی فیلم کوتاه در سینمای ایران، به عنوان پایگاهی برای تزریق ایدههای نو به شاکله سینمای اندیشمند و معرفی استعدادهای تازه، زمانی جدی گرفته خواهد شد که فعالان این عرصه به خودباوری برسند.





