روزنامه صبا

روزنامه صبا

هادی رضایتی در گفتگو با صبا:

تعامل با نابازیگر برایم جذاب است


بازیگران اصلی یک پدر و پسر هستند و چهار مرد روستایی دیگر نیز در فیلم حضور دارند و تمامی آن‌ها نابازیگرند. برای من جذاب است که با نابازیگرانی که توانایی دیالوگ گفتن و اکت به شکل حرفه‌ای ندارند کار کنم.

مریم عظیمی– در دومین روز از جشنواره فیلم کوتاه تهران، خبرنگار روزنامه صبا با سه فیلمساز گفت‌وگو کرده است که هر یک مسیر متفاوتی را در فیلمسازی پیموده‌اند. اصغر لائی با دو فیلم «داروگ» و «زیارت» به تنهایی و معنای بقا می‌پردازد، آرمین اعتمادی در «ما قبل تاریخ» از فقدان و فروپاشی ذهنی سخن می‌گوید، و هادی رضایتی در «تیتان» سراغ ریشه‌های فولکلور و اسطوره در سرزمین تالش رفته است. سه گفت‌وگو با سه جهان متفاوت، که در عین تنوع، در یک نقطه به هم می‌رسند: جست‌وجوی انسان در مواجهه با خویشتن.

«تیتان» چهارمین ساخته هادی رضایتی، فیلمی ۱۴ دقیقه‌ای و برآمده از داستان‌های فولک شهر تالش است که اولین حضور هادی رضایتی در جشنواره فیلم کوتاه تهران را رقم می‌زند.

 

مسیر فیلمسازی شما چگونه آغاز شد و به فیلم کوتاه رسید؟

تحصیلات آکادمیک من در زمینه سینما نبود اما علاقه زیادی به حوزه داستان‌گویی و فیلمسازی داشتم و پس از اتمام تحصیلات، به سراغ سینما و فیلمسازی آمدم. تنها راهی که می‌توانستم تجربه کنم، ساخت فیلم کوتاه و بهره‌گیری از فرصت‌های کوتاه و تجربه‌های عملی بود تا بتوانم مهارت و تجربه لازم را برای ساخت فیلم بلند کسب کنم.

فیلم از کجا به جشنواره ارسال شد؟

من تمامی فیلم‌هایم را در تالش می‌سازم، اما این فیلم از تهران ارسال شده است.

ایده فیلم «تیتان» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی می‌پردازد؟

در شهر تالش و میان مردم آن منطقه، به سبب زندگی در جنگل و کوه، داستان‌ها و اسطوره‌های فولکلوریک بسیاری وجود دارد که به صورت سینه به سینه از نسل‌های گذشته به نسل‌های جدید منتقل شده‌اند. یکی از باورهای مردم آن نواحی، وجود غول در جنگل و کوه است. این اعتقاد و داستان‌ها الهام‌بخش من شد تا داستانی در ارتباط با آن روایت کنم. علاوه بر این، تحقیقات دیگری نیز در رابطه با اعتقادات و داستان‌های فولکلور در جغرافیاهای دیگر انجام دادم. برای مثال، افسانه‌ای به نام «بیوولف» در بریتانیا وجود دارد که انسانی با موجودی در جنگل مبارزه می‌کند و او را شکست می‌دهد. این داستان در ادبیات انگلستان به شکل منثور در آمده است و در سال ۲۰۱۸ جان گاردنر در کتابی به نام «گرندل» داستان بیوولف را از منظر غول یعنی همان گرندل روایت می‌کند. این کتاب به حدی مهیب است که کل تمدن بشری را زیر سوال می‌برد و به شدت تأمل‌برانگیز است. در واقع این دو کتاب منبع الهام من بودند. همچنین در داستان این اثر، از خرده داستان‌هایی مربوط به اسطوره‌های ابراهیم و اسماعیل و نوشته‌های هِرمان ملویل که نویسنده موبیدیک است نیز اقتباس کرده و الهام گرفته‌ام. در مجموع این داستان‌های فولکلوریک و افسانه‌ای که در مردم این منطقه وجود دارد و همچنین افسانه‌های مشابه در سایر جغرافیاها، سبب شد که من از هر کدام، بخش‌هایی را انتخاب و در داستانم استفاده کنم.

این فیلم چند بازیگر دارد و آیا از نابازیگر نیز در تیم خود استفاده کرده‌اید؟

بازیگران اصلی این فیلم یک پدر و پسر هستند و چهار مرد روستایی دیگر نیز در فیلم حضور دارند. از میان بازیگران، هیچ بازیگر حرفه‌ای استفاده نشده است و تمامی آن‌ها نا بازیگر هستند.

در زمینه تعامل با نا بازیگران و انتخاب آن‌ها چه مسیر و چالش‌هایی داشتید؟

برای من جذاب است که با نا بازیگرانی که توانایی دیالوگ گفتن و اکت به شکل حرفه‌ای ندارند کار و تلاش کنم تا بتوانند نقش خود را در فضایی که می‌خواهم به درستی ایفا کنند. علاوه بر آن، در اشل فیلم کوتاه من به گونه‌ای است که نمی‌توانم بازیگران حرفه‌ای غیر بومی را به آن طبیعت و زیست بوم نزدیک کنم چرا که زمان کوتاه است و ممکن است نتوانند کاراکتر را کامل درک کنند اما انسان‌هایی که در آن جغرافیا زندگی می‌کنند و آن طبیعت و زیست بومی را تجربه کرده‌اند به مراتب از لحاظ درک آن موقعیت نزدیک‌تر هستند و نیاز به یکسری راهنمایی‌ها دارند تا بتوانند آن فضا و کاراکتر را درست بازی کنند. البته ممکن است کاراکترها در نهایت آنقدر پخته و آنگونه که بازیگران ایفا می‌کنند از آب در نیاید اما برای من هم نوع پوشش و هم چهره و ظاهری که سختیِ زیست در آن جغرافیا شکل داده بسیار جذاب‌تر است.

ژانر فیلم «تیتان» چیست؟

این فیلم در فضای درام شکل می‌گیرد، اما یک فضای میستری و عناصر رازآلود بودن نیز در آن وجود دارد. تمام تلاش من این بود که فیلم به سمت ژانر وحشت یا مشابه آن نرود، زیرا این مسئله محوریت داستان من نبود. هدف من شکل‌گیری یک فضای رازآلود و پرسش برانگیز بر بستر یک درام بود.

سخن پایانی

نشستن در کنار دیگران و مشاهده فیلم و شنیدن برداشت‌های مخاطبان و این که مردم بدون شناخت از مولف اثر درباره اثر صحبت کنند و پرسش‌هایی برایشان ایجاد شود، تجربه جذابی است. مسلما همه ما از موفقیت آنچه تولید می‌کنیم، شادمان می‌شویم و من هم از این قضیه بری نیستم و مطمئنا لذت می‌برم که اتفاقات خوبی برای فیلمم بیفتد تا خستگی کارهای انجام شده را برطرف ‌کند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی