مجید عیدان در گفتگو با صبا:
پیشنهاد میکنم سینمای بومی شهرستانها احیا شود
من پیشنهاد میکنم که سینمای بومی شهرستانها احیا شود. در واقع شخصا به عنوان فیلمساز، پیشنهاد میدهم که فیلمسازان در شهرستانهای خود بر اساس بوم، اقلیم و قصههای محلی خود فیلم بسازند.

مریم عظیمی– در چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، سه فیلمساز با جهانبینی متفاوت اما دغدغهای مشترک از انسان و زیست اجتماعی او سخن گفتهاند. شیوا غلامیان در «پایان این جهان» از خطر بیتوجهی و فراموشی مهربانی میگوید، مجید عیدان در «پلاک ۱۳۵۱» نخلهای سوخته جنوب را نماد احیای امید میداند، و مهرداد جلالی در «انار» پیوند عشق، ایمان و استمرار زندگی را در قالب رابطهای خانوادگی به تصویر میکشد. گفتوگوی خبرنگار «صبا» با این سه کارگردان، تصویری روشن از چگونگی شکلگیری آثارشان و چالشهای فیلمسازی در ایران امروز ارائه میدهد.
مجید عیدان، چهارمین حضور خود در جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران را با فیلم «پلاک۱۳۵۱» تجربه میکند. آثار قبلی او مستندی مانند «سرزمین من کجاست»، «از قبیله من» و… بوده است
ایده «پلاک ۱۳۵۱» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
در منطقه اروندکنار از توابع شهرستان آبادان، نخلهای بی سر باقی مانده از جنگ و کمآبی بسیار است. قبل از انقلاب و جنگ، شش میلیون نفر نخل وجود داشت اما اکنون کمتر از دو میلیون نخل باقی مانده است، در واقع بیش از چهار میلیون نخل از بین رفتهاند. این نخلهای خشک و بیسر همواره دغدغه ذهنی من بوده است. روش کار من این است که ابتدا لوکیشن را میبینم و سپس قصهای برای آن میسازم. پیرو این دو موضع قصه فیلم نیز مربوط به است که در میان این نخلهای بی سر و در زمینی که برایش باقی مانده، تلاش میکند تا نخلهای مرده را احیا کند، یعنی دوباره نخل بکارد و نخلهای جدید را جانشین نخلهای بی سر کند اما طی این روند، اتفاقاتی برای شخصیت رخ میدهد که فیلم را تکمیل میکند.
در ساخت این فیلم، با چه چالشهایی مواجه بودید؟
با توجه به اینکه خودم زاده این منطقه و با محیط و بوم آن آشنا هستم، طی ساخت فیلم دچار مشکل خاصی نشدیم. همچنین، از آنجا که مسئول انجمن سینمای جوان آبادان ارتباطاتی با سازمانها و نهادهای محلی مانند شهرداری و آتشنشانی داشتم و رایزنیهای لازم را انجام دادم. بنابراین بجز گرمای طاقت فرسا مشکل خاصی نداشتیم. تیم تولید حدود ۱۸ نفر بود و کل فیلمبرداری شش روز طول کشید.
با توجه به اینکه شما مسئول انجمن سینمای جوان منطقه آبادان هستید، فعالیتهای انجمن و پوششدهی مناطق دور از مرکز را چگونه ارزیابی میکنید و چه تأثیری در فیلمسازی آن مناطق داشته است؟
متأسفانه بسیاری از شهرستانهایی که دور از پایتخت هستند، با مشکلاتی از جمله کمبود تجهیزات فیلمبرداری مواجه هستند. به عنوان مثال، من برای ساخت فیلم خود ناچار شدم تجهیزات مورد نیاز را از شهرستان قم اجاره کنم که هزینه بالایی در بر داشت. اگر مرکز، ستاد و تهران بتواند تجهیزاتی را در اختیار شهرستانها قرار دهد، دیگر نیازی به اجاره وسایل از شهرهای دیگر نخواهد بود. یکی دیگر از مشکلات، کمبود اساتید مناسب برای آموزش فیلمسازی است. با وجود داشتن هنرجو در شهرستانها، تعداد استادان کافی برای رشتههای مختلف آموزش فیلمسازی وجود ندارد چرا که اغلب فیلمسازانی که در شهرستان شروع میکنند و موفق میشوند، برای ادامه فعالیت به تهران مهاجرت میکنند. واقعیت این است که بسیاری از فیلمسازان تهران، از شهرستان رفته و در تهران، سینما را ادامه میدهند. این دو چالش اصلی، سبب مشکلات و تنشهایی برای دفاتر سینمای جوان شهرستانها ایجاد کرده است.
آیا انجمن سینمای جوان در زمینه تهیهکنندگی فیلمتان نقشی داشت؟
متأسفانه در سیستم انجمن سینمای جوان، کمکی به مسئولان دفاتر شهرستانها نمیشود. من تاکنون هیچ حمایتی از این طریق دریافت نکردم و فیلم را با هزینه شخصی و کمکهایی که از منابع خود شهرستان دریافت شد، تولید کردم.
روند جشنواره، از اطلاعرسانی تا برنامهریزی و مراحل پایانی، چگونه بوده است؟
به هر حال سالهاست که این جشنواره برگزار میشود و خوشبختانه چارچوب حرفهای آن حفظ شده است. حتی اگر فیلم خودم نیز در جشنواره پذیرفته نمیشد، باز نارضایتی از روند جشنواره نمیداشتم و میپذیرفتم که حتما نقصی در اثرم بوده است.
سخن پایانی
من پیشنهاد میکنم که سینمای بومی شهرستانها احیا شود. در واقع شخصا ابتدا به عنوان فیلمساز و سپس مسئول سینمای جوان آبادان، پیشنهاد و تقاضا میدهم که فیلمسازان در شهرستانهای خود بر اساس بوم، اقلیم و قصههای محلی خود فیلم بسازند. به عنوان مثال، مخاطب تهرانی که فیلم «پلاک ۱۳۵۱» مجید عیدان از آبادان را میبیند، باید بوم و اقلیم آبادان را بشناسد و درک کند، نه اینکه فیلمی با محیط آپارتمانی بسازیم که با زندگی واقعی شهرستانها همخوانی ندارد. واقعیت این است که کسانی که در تهران زندگی آپارتمانی دارند، خیلی بهتر از ما میتوانند فیلمهای آپارتمانی بسازند و به نظر من، راز موفقیت ما فیلمسازان شهرستانی در این است که از بوم، اقلیم و پتانسیلهای موجود در منطقه خود قصه بسازیم و فیلمها بر اساس همین ویژگیها تولید شوند.





