روزنامه صبا

روزنامه صبا

علیرضا اسحاق‌زاده در گفتگو با صبا:

در این اثر زندگی موج می‌زند


وقتی فیلم را دیدم از فضای فیلم و آن حس خاص و خالصی که در اثر وجود داشت واقعاً لذت بردم. در این اثر زندگی جاری بود و موج می‌زد به همین علت تصمیم گرفتیم که در این پروژه حضور داشته باشم و همکاری کنم.

مریم عظیمی – مستند سینمایی «با من برقص» به کارگردانی محمد صفا و تهیه‌کنندگی جمال عود سیمین، ماجرای دو دوست، یعنی راحله و فائزه است که برای کار به شهری جدید نقل مکان کرده‌اند و با هم زندگی می‌کنند. راحله که با نابینایی مادرزادی متولد شده است، هیچ درکی از بینایی و روشنایی ندارد. او دائماً به دنبال تجربیات جدید است و بحران زمانی ایجاد می‌شود که کاهش بینایی فائزه به دلیل مشکلات ژنتیکی سرعت می‌گیرد. این مستند که توسط گروه سینمایی هنر و تجربه به اکران عمومی رسیده، هم اکنون در سینماهای کشور با مخاطبان خود مواجه می‌شود. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با آهنگساز این فیلم مستند را می‌خوانید.

 

در ابتدا از چگونگی ملحق شدنتان به این پروژه مستند بگویید.

من به واسطه علی فرد که خود کارگردان است و پیشتر در دو اثر با او همکاری داشتم با محمد صفا آشنا شدم. در قراری که پیش از شروع همکاری با محمد صفا داشتیم، شخصیت حرفه‌ای، درست و دقیق محمد صفا واقعاً مرا تحت تاثیر قرار داد و بعد که فیلم را دیدم از فضای فیلم و آن حس خاص و خالصی که در اثر وجود داشت واقعاً لذت بردم. در واقع در این اثر زندگی جاری بود و موج می‌زد به همین علت تصمیم گرفتیم که در این پروژه حضور داشته باشم و همکاری کنم. من در آغاز چند بار فیلم را دیدم و به اینکه کدام بخش‌ها به موسیقی نیاز دارد مشورت‌هایی با محمد صفا داشتیم. یک نکته بسیار لذت بخش در این همکاری، احترامی بود که محمد صفا کارگردان فیلم به تصمیمات من گذاشت و هرچند که برای نوع موسیقی و فضای موسیقیِ فیلم مشورت می‌کردیم تا به یک دید مشترک برسیم، باز در کل دست مرا باز گذاشت و به من اطمینان کرد تا کار را انجام دهم.

در ساخت موسیقی این اثر از کدام سازها استفاده شد و در انتخاب ساز‌ها و سبک موسیقی کار به چه مواردی توجه کردید؟

در ابتدا باید بگویم که موسیقی این فیلم مشخصاً در ژانرهای شناخته شده موسیقی قرار نمی‌گیرد. انتخاب من برای موسیقی این فیلم در کتگوری سینماتیک موزیک، با ساختار الکتروآکوستیک بود. اما در موسیقی فیلم محدودیتی برای استفاده از سه عنصر یعنی ساز، اینسترومنت و ساند وجود ندارد و دست آهنگساز برای استفاده از تمام ساند‌ها، اینسترومنت‌ها و سازها بسته به موضوع، ژانر و فضای فیلم کاملا باز است. گاهاً پیش می‌آید که با کمترین متریال یک موسیقی زیبا و مناسب فیلم ارائه دهیم و گاهاً نیاز است که از موسیقی حجیم با ارکستر بزرگ استفاده شود و گاه نیز پیش می‌آد که برای یک موسیقی فیلم از ساندی استفاده شود که به مثابه یک اینسترومنت است و می‌تواند فضای مورد نظر را به موسیقی اثر اضافه کند. من برای این فیلم از سه ساز پیانو، گیتار برای ایجاد فضا و ویلون به صورت سولو بر روی همه این موسیقی‌ها استفاده کردم.

به عنوان یک آهنگساز بفرمایید که چه نکته‌ای سبب می‌شود برای بخشی از اثر موسیقی را لازم بدانید و برای بخش دیگر نه؟

به نظر من اولین چیزی که برای آهنگساز فیلم مهم است و باید مورد توجه قرار دهد این است که کجای فیلم احتیاج به موسیقی ندارد و بعد با یک ایده کلی شروع کند به فضاسازی برای ساخت موسیقی، برای پلان‌هایی که به موسیقی نیاز دارند تا بتواند به روند و فضای فیلم کمک کند و بیننده نیز فیلم  را راحت‌تر درک کند. به من پس از دیدن مستند با من برقص، به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهیم به بسیاری از لحظه‌های این فیلم موسیقی اضافه کنیم، یک بار احساسی را به فیلم افزوده‌ایم و این ما را از هدفمان کمی دور می‌کرد بنابراین تصمیم گرفتیم که در آن بخش‌ها از موسیقی استفاده و بار احساسی رو بیشتر نکنیم. در واقع ما نمی‌خواستیم صرفا با برانگیختن احساس مخاطب او را به کاراکترهای این مستند نزدیک کنیم. پیرو همین امر تصمیم گرفتیم جایی موسیقی به اثر اضافه شود که این دو شخصیت داستان تصمیم می‌گیرند که یک کار مشترک را انجام دهند و بعد هم با موسیقی تیتراژ، مخاطب برآیند کلی فیلم را می‌شنود.

سخن پایانی:

از شما و روزنامه محترم صبا تشکر می‌کنم و امیدوارم که شما و رسانه‌های دیگر سبب شوید تا این فیلم بیشتر دیده شده و سینمای مستند در جامعه جدی گرفته شود تا مردم بیشتر فیلم‌ مستند ببینند و در نهایت فیلم‌های بیشتری در این زمینه‌ها ساخته شود.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی