روزنامه صبا

روزنامه صبا

میثم بیدقی در گفتگو با صبا:

همیشه دلم می‌خواست شبیه اثری باشم که خلق می‌کنم


آقای محمدحسین لطیفی پس از تماشای فیلم به من گفتند: "میثم، فیلمت خیلی شبیه خودت بود" این جمله ساده اما عمیق برای من بسیار خوشایند بود چون واقعاً همیشه دلم می‌خواسته شبیه اثری باشم که خلق می‌کنم.

مریم عظیمی– «عاشق پاییز» اولین سینمایی بلند میثم بیدقی است که سالها به عنوان دستیار کارگردان، برنامه ریز و انتخاب بازیگرِ آثار مختلف سینمایی مانند «مغزهای کوچک زنگ زده » و… همینطور سریال‌های تلویزیونی از جمله «خانه به دوش»، «شب‌های برره» و… فعالیت کرده است. تهیه‌کنندگی این فیلم را سحر صباغ‌سرشت بر عهده داشته و بازیگرانی مانند حسین مهری، مجید پتکی، آریا دلفانی، سمیرا سوکی به ایفای نقش پرداخته‌اند. در ادامه، گفت و گوی خبرنگار صبا با کارگردان این فیلم را می‌خوانید.

 

از تولد ایده، شکل گیری طرح تا همکاری با دیگر نویسندگان اثر بفرمایید.

واقعیت این است که یکی از دغدغه‌های همیشگی من، سرزمین مادری و بازگشت به آن بوده است. این «رجعت» به جایی که از آن آمده‌ای، همواره برایم مقوله‌ای جذاب بوده به همین دلیل، آخرین فیلم کوتاهی که یک سال پیش از فیلم بلندم ساخته بودم و «اسم تو» نام داشت، نیز همین تم را دنبال می‌کرد و درباره بازگشت یک اسیر از عراق به ایران است، اسیری که حافظه‌اش را از دست داده است. زمانی که طرح در ذهنم شکل گرفت، از آرمین طهماسبی و علی باطنی، که از دوستان بسیار صمیمی من هستند و پیش‌تر تجربه نگارش فیلمنامه فیلم کوتاه را با هم داشتیم، خواستم که به پروژه اضافه شوند تا کار را با همکاری یکدیگر پیش ببریم. آرمین نقش بسیار پررنگی در شکل‌گیری اتفاقات و خلق شخصیت‌ها داشت و علی نیز ایده‌های جذاب و مؤثری به اثر افزود. از نقطه‌ای به بعد، ما سه نفره قصه را پیش بردیم.

همکاری شما با سحر صباغ‌سرشت چگونه شکل گرفت؟

من با آقای نوید محمودی، که کارگردان و تهیه‌کننده‌ای بسیار توانمند هستند سابقه همکاری طولانی دارم. در واقع، می‌توان گفت در دفتر ایشان بزرگ شدم، چرا که سال‌ها آنجا کار ‌کرده‌ام. اما زمانی که تصمیم به ساخت این فیلم گرفتم، نوید محمودی درگیر پروژه دیگری بود و سحر صباغ‌سرشت را به من معرفی کرد. البته من سحر صباغ‌سرشت را از قبل می‌شناختم، چون از هم‌صنفیان خودم بودند، اما زحمت آشنایی ما را در حقیقت آقای نوید محمودی عزیز کشیدند و واقعاً جای تشکر دارد چون تشخیص بسیار درستی دادند و به‌نظرم من و خانم صباغ‌سرشت در کنار یکدیگر، یک ترکیبی برنده بودیم.

با توجه به اینکه فیلم خارج از تهران ساخته شده با چه چالش‌هایی روبرو بودید؟

من از آن‌جا که در پروژه‌های مختلف، چه در خارج از تهران و چه در خارج از کشور، به‌عنوان دستیار و برنامه‌ریز فعالیت کرده‌ام، هم با امکانات و فرصت‌هایی که چنین شرایطی به کار اضافه می‌کند آشنا بودم و هم با مسائل و دشواری‌هایی که به‌دنبال دارد. به همین دلیل، خیلی زودتر از آغاز رسمی پروژه، من و خانم سحر صباغ‌سرشت شروع کردیم به برنامه‌ریزی دقیق در مورد این‌که قصه در کجا اتفاق بیفتد، در چه فصلی فیلم‌برداری کنیم، منابع مالی را چگونه مدیریت کنیم و شیوه اسکان و زمان‌بندی کار و … به چه صورت باشد. در نتیجه همه اینها به استان گیلان رسیدیم؛ استانی که من شخصاً عاشق آن هستم، به‌ویژه شهر زیبای فومن که مردمی فوق‌العاده مهربان دارد و در ساخت فیلم نیز نهایت همراهی و همکاری را داشتند. البته چالش‌های زیادی هم وجود داشت با این حال، واقعیت این است که هر چه کار پیش می‌رفت و می‌دیدیم که پازل کار چطور کامل‌تر می‌شود، حالمان خوب می‌شد و می‌گفتیم که سخت است، اما به این سختی می‌ارزد. از طرفی گروه نیز یک ماه از خانه‌هایشان دور بودند و این خود چالشی بزرگ به حساب می‌آمد و مدیریت روحی اعضای گروه اهمیت زیادی پیدا می‌کرد.

همکاری با بازیگران این اثر و انتخاب آنها به چه شکل بود؟

در همکاری با بازیگران، پیش از هر چیز باید درباره حسین مهری بگویم. من و حسین تجربه‌های بسیاری در کنار هم داشتیم از اجرای برنامه «نردبان» در تلویزیون به تهیه‌کنندگی نوید محمودی تا همکاری در چندین فیلم و سریال که من در مقام دستیار کارگردان و انتخاب بازیگر و او در مقام بازیگر بود و رابطه‌ی دوستانه‌ی عمیقی با یکدیگر داشتیم. هرچند او نزد بسیاری از مخاطبان به‌عنوان یک بازیگر مناسب نقش‌های مثبت شناخته می‌شود اما من می‌دانستم که چه قابلیت‌های کشف ‌نشده و ناشناخته‌ای دارد و به عنوان یک بازیگر تا چه اندازه از چالش‌های جدید استقبال می‌کند. به همین دلیل، هرچقدر ذهنم را برای انتخاب‌های دیگر جست‌وجو کردم، در نهایت باز به حسین مهری رسیدم و چه انتخاب درستی بود، چرا که او انرژی بسیاری برای نقش خود گذاشت و نتیجه آن، خلق شخصیت «شاهی» شد. آریا دلفانی که کاراکتر رسول را ایفا کرده است نیز بازیگری با پیشینه تئاتری قوی است که در فیلم‌های کوتاه متعددی بازی کرده و من زمانی که به‌عنوان دستیار بهرنگ توفیقی در سریال «افرا» حضور داشتم، با او همکاری کردم و به توانایی‌هایش واقف بودم. سمیرا سوکی که نقش «لیلا» را بازی کرد، از دوستان چندین ساله من است. ما گروهی جوان متشکل از صابر ابر، مهدی سلوکی، سمیرا سوکی و من بودیم که در شبکه جام جم برنامه‌های مربوط به گروه کودک و نوجوان را ضبط و اجرا می‌کردیم. سمیرا سوکی پیشتر در دو فیلم کوتاه من نیز بازی کرده بود و همکاری دوباره ما در ساخت «عاشق پاییز» تجربه‌ای شیرین و مؤثر بود. مجید پتکی نیز یکی از بازیگران توانمند استان گیلان و از دوستان قدیمی من است که پیش‌تر نیز با هم همکاری داشتیم و می‌توانم بگویم که او بهترین انتخاب ممکن برای نقش «بهمن» بود.

از اهمیت پرداخت به فیلم‌های عاشقانه که کمتر نمونه موفقی در سال‌های اخیر داشته بفرمایید.

واقعیت این است که نمی‌دانم تغییر ذائقه مخاطب باعث تغییر سلیقه فیلم‌سازان شده، یا برعکس، تغییر ذائقه فیلم‌سازان بر خواست و سلیقه مخاطب اثر گذاشته است. اما هرچه که باشد، این واقعیتی است که امروزه نسبت به دهه هفتاد و حتی دهه هشتاد، تعداد فیلم‌های عاشقانه، فیلم‌هایی که به مفهوم عشق و رفاقت نگاهی ویژه و عمیق داشتند، به مراتب کمتر شده‌اند. فیلم من صرفاً یک فیلم عاشقانه نیست بلکه در موقعیتی، عشق و رفاقت را در تقابل و تضاد با یکدیگر قرار می‌دهد و این مفهومی است که اساساً برای من که نگاهی عاشقانه به جهان و کائنات دارم جذاب است و نکته جالب اینکه قصه فیلم دومی که اکنون در حال کار بر روی آن هستیم نیز بر همین محور می‌چرخد و نگاهی ویژه به عشق و رفاقت دارد.

در این اثر مفاهیمی مانند معرفت و وفاداری، که شاید امروزه کمرنگ‌تر شده‌اند، در کنار عشق مطرح می‌شوند و شاید همین امر به ایجاد صمیمیت و در نتیجه حال خوب مخاطب منجر می‌شود. به عنوان کارگردان و یکی از نویسندگان آن از این زاویه اثر بگویید.

فیلم‌ساز همیشه به‌صورت ناخودآگاه بخشی از وجود خودش را در اثرش وارد می‌کند، به‌ویژه اگر خودش یکی از نویسندگان فیلمنامه هم باشد. به همین علت من نیز خواسته یا ناخواسته به سراغ موضوعی رفتم که هم دوستش داشتم و هم بلدش بودم. شاید بتوانم بگویم رفاقت را بهتر می‌فهمم؛ نه به این خاطر که آدم خوبی‌ام یا ویژگی خاصی دارم، بلکه به‌دلیل نوع زیست و شیوه زندگی‌ام، شاید بتوانم در مورد رفاقت بهتر فیلم بسازم. به‌نظر من، حلقه مفقوده روابط امروزی، همین رفاقت است. گاهی فراموش می‌کنیم چه روزها و شب‌هایی را با هم گذرانده‌ایم، چه خاطره‌هایی ساخته‌ایم، و ناگهان با کوچک‌ترین تقابل یا سوءتفاهمی، همه آن گذشته را از یاد می‌بریم. اگر فیلم‌هایی مانند عاشق پاییز بتوانند حتی تلنگری کوچک به این وضعیت بزنند، به نظرم اتفاق بسیار خوبی است. در اکران افتتاحیه آقای محمدحسین لطیفی، کارگردان بسیار درجه‌یک و صاحب‌نام سینمای ایران، پس از تماشای فیلم به من گفتند: “میثم، فیلمت خیلی شبیه خودت بود” این جمله در ظاهر ساده بسیار عمیق و برای من بسیار خوشایند بود چون واقعاً همیشه دلم می‌خواسته شبیه اثری باشم که خلق می‌کنم و سینما را جز به این شکل بلد نیستم.

در پرداخت به کاراکتر «شاهی» فیلم در پی ایجاد ترحم نیست اما ادراک مخاطب از این کاراکتر را تکمیل می‌کند.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید تا نسخه دوم فیلمنامه، شخصیت «شاهی» که در اکران بسیار مورد توجه قرار گرفت، اصلاً در فیلمنامه وجود نداشت و از نسخه سوم و چهارم به بعد اضافه شد و به‌ محض حضور، دل همه ما را برد و به یکی از کاراکترهای اصلی قصه و در نهایت، پیش‌برنده اصلی داستان تبدیل شد. در واقع می‌توان گفت که شاهی وجود خودش را به قصه ما تحمیل کرد و چه خوش که خودش را وارد قصه کرد. اما آنچه که در مورد ابعاد معلولیت کاراکتر شاهی مبنا قرار دادم، این بود که قرار نیست این معلولیت و تفاوت کاراکتر شاهی آنقدر زیاد باشد که در نبرد عشقی، تماشاگر از همان لحظه اول او را بازنده بداند به همین جهت شاهی هم باید زیبا، جذاب و بانمک می‌بود و باید یک جوری می‌بود که تماشاگر به او دل بدهد به خاطر همین سعی کردیم که این مشکل را در وجودش خیلی عمیق نکنیم و از بازخوردهایی که از اکران تاکنون گرفته‌ام اینگونه به نظر می‌آید که به اندازه بوده و مورد توجه قرار گرفته است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی