تینو صالحی در گفتگو با صبا:
دوست دارم نقشهایی را بازی کنم که بگویند: به تینو نمیخورد!
تنوعطلبم و نقشهای متفاوت را دوست دارم. خیلی جذب نقشهایی میشوم که همه فکر کنند «به تینو نمیخورد!». این چالش برایم جذاب است؛ اینکه وارد جهانی شوم که از من دور است.

معصومه دهقان– «سالن چهار» نخستین تجربه بلند حسین ترکجوش در مقام کارگردان، روایتی صریح و بیپرده از زندگی در حاشیه شهر است؛ جهانی واقعی که معمولاً سینما ترجیح میدهد از آن فاصله بگیرد. فیلم در شرایطی ساخته شده که جذب سرمایه، دسترسی به امکانات و حتی تضمین اکران، برای گروه سازنده به میدانی سخت و نابرابر تبدیل شد. با این حال، ترکجوش و تیمش کوشیدهاند صدای مردمی باشند که سالهاست از قاب رسمی حذف شدهاند؛ صدایی برای نسلی خشمگین، خاموش و نادیده. در این پرونده، خبرنگار روزنامه صبا با کارگردان و همچنین دو تن از بازیگران فیلم — تینو صالحی و امین رسولپناه — به گفتوگو نشسته تا از چالشهای پشت صحنه، اهمیت روایت واقعیتهای اجتماعی و تلاش سینمای مستقل برای زنده ماندن بیشتر بداند. گفتوگوهایی که تصویری روشن از وضعیت امروز سینمای اجتماعی ایران ارائه میکنند؛ سینمایی خسته اما هنوز زنده، زخمی اما همچنان شریف.
تینو صالحی از چهرههای شناخته شده تئاتر است که در سالهای اخیر با حضور در آثار سینمایی مختلف تلاش کرده مسیر تازهای در کارنامه خود رقم بزند. او در «سالن چهار» نقشی منفی و کاملاً متفاوت با تصویر همیشگیاش ارائه داده؛ نقشی که با تمرینهای فشرده و تغییرات کامل در بیان و فیزیک بازی، به شخصیتی باورپذیر تبدیل شده است. صالحی معتقد است بازیگری زمانی معنا پیدا میکند که بازیگر از کلیشههایش عبور کرده و جهانهایی را تجربه کند که از او دورند؛ به همین دلیل همکاری با فیلماولیها و کارگردانهای جسور را انتخاب میکند تا محدود به چارچوبهای تکراری نشود. در این گفتوگو او از چالش ساخت این نقش، وضعیت امروز سینمای مستقل و دلتنگیاش برای صحنه تئاتر میگوید؛ صحنهای که آن را خانه همیشگی خود میداند.
شما در «سالن چهار» شخصیتی منفی بازی میکنید؛ چه شد که این نقش را پذیرفتید؟
در قدم اول برایم جذاب بود چون قبلاً چنین شخصیتی را تجربه نکرده بودم. معمولاً نقشهایی که بازی کردهام مثبت بودهاند و احساس کردم زمانش رسیده یک چرخش جدی داشته باشم. برای یک بازیگر خیلی مهم است که همیشه در قالبهای مشابه باقی نماند. بنابراین پذیرفتن یک ضدقهرمان برایم هم ضروری بود و هم هیجانانگیز.
به نظر میرسد کارگردان روی شخصیتپردازی و تمرینها بسیار حساس بوده…
کاملاً همینطور است. یکی از جذابترین بخشهای این کار، تمرینهای طولانی و پرجزئیاتی بود که داشتیم. حسین ترکجوش شناخت و اشراف دقیق نسبت به این تیپ شخصیتی داشت و همین کمک کرد من بتوانم این آدم را بسازم. اگر دقت کنید هیچ چیز این نقش به من نزدیک نیست؛ نه لحن، نه راه رفتن، نه نگاه کردن. همه اینها ساخته و پرداخته تمرینهای گروهی و تعامل با کارگردان بود. شاید نقش از نظر زمان حضور خیلی بزرگ نباشد، اما به نظرم خوب نشسته و دیده میشود.
شما سالها تدریس بازیگری هم داشتهاید. روش شخصیتان برای رسیدن به نقش چیست؟
من مدتها تمام متدهای بازیگری را بررسی کردهام؛ از استانیسلاوسکی تا مایزنر و متد اکتینگ. نتیجهای که گرفتم این بود که هیچ نسخهای برای همه بازیگران جواب واحد نمیدهد. بازیگری یک مسیر شخصی است.
برای من، مهم این است که درگیر نام تکنیکها نشوم. روشهای مختلف را امتحان میکنم و در نهایت هرکدام که بیشتر کمک کند به همان تکیه میکنم؛ گاهی ترکیبی از همه تکنیکها میشود. نقش، خودش به من راه را نشان میدهد.
این نقش روی روحیه یا ذهنیت شخصیتان تأثیر گذاشت؟
صادقانه بگویم نه. من نقشها را با خودم به خانه نمیبرم. کاراکتر در طول فیلمبرداری در ذهن و جسم من مهمان است و بعد که کار تمام شد میرود. البته تأثیر فیلم بر مخاطب قطعی است و من هم بخشی از همان مخاطبم، پس طبیعتاً بیتأثیر نیستم؛ اما در نگرش شخصیام تغییر ایجاد نمیکند.
از بازخوردها راضی بودید؟
خیلی. فکر میکنم یکی از متفاوتترین بازیهایم را در این فیلم انجام دادم و بازخوردها نشان داد این تفاوت دیده شده است. «سالن چهار» را حتماً جزو تجربههای موفق خودم به حساب میآورم.
همکاری با حسین ترکجوش برایتان چگونه بود؟
او کارگردانی بسیار باانگیزه، مستقلفکر و خلاق است. مطمئنم در آینده بیشتر دربارهاش خواهیم شنید. به طورکلی تمایل من همیشه کار با جوانهاست؛ چون نگاهشان جسورانه است و کلیشهها را کنار میزنند. فیلماولیها چیزی برای از دست دادن ندارند و همین باعث میشود در مسیر تجربههای تازه قدم بردارند. این برای بازیگری مثل من که همیشه دنبال هیجان و تجربه متفاوت است، یک انتخاب طبیعیست.
چرا اینسالها کمتر روی صحنه تئاتر دیده شدهاید؟
برخلاف تصور، من کمکار نبودم؛ فقط برخی آثار هنوز پخش یا اکران نشدهاند. «سالن چهار» دومین فیلمی است که امسال از من دیده میشود و به زودی «فیلم احمد» هم اکران خواهد شد که در آن نقش اصلی را بازی کردهام.
اما تئاتر خانه من است و واقعاً دلتنگ صحنهام. ترجیح میدهم خیلی پرکار نباشم تا بتوانم کیفیت را حفظ کنم. به زودی با یک نمایش تازه برمیگردم.
نقشهای رؤیاییتان چه ویژگیای دارند؟
تنوعطلبم و نقشهای متفاوت را دوست دارم. خیلی جذب نقشهایی میشوم که همه فکر کنند «به تینو نمیخورد!». این چالش برایم جذاب است؛ اینکه وارد جهانی شوم که از من دور است و بتوانم نگاهها را تغییر دهم. متأسفانه در سینما هنوز این فضا برایم آنطور که دوست دارم ایجاد نشده، ولی منتظر یک کارگردان شجاع هستم با نگاهی نزدیک به خودم.
حرف پایانی…
ممنون از شما و رسانههایی که به سینمای مستقل توجه میکنند. امیدوارم روزی برسد که سینمای ایران از نگاههای سلیقهای و تقسیم «خودی و غیرخودی» فاصله بگیرد و همه همکارانی که شرایط کار ندارند، دوباره به میدان برگردند. سینما وقتی رشد میکند که همه با هم برایش تلاش کنیم.





