محمدامین رسولپناه درگفتگو با صبا:
جسارت داریم اما تریبون نه!
به ما فرصت بدهید. ما باانگیزه، به روز و آمادهایم که بهترین تلاشمان را برای سینمای ایران بکنیم. به خصوص در سینمای مستقل که هر قدمش عشق و زحمت است، حمایت و اعتماد خیلی مهم است.

معصومه دهقان– «سالن چهار» نخستین تجربه بلند حسین ترکجوش در مقام کارگردان، روایتی صریح و بیپرده از زندگی در حاشیه شهر است؛ جهانی واقعی که معمولاً سینما ترجیح میدهد از آن فاصله بگیرد. فیلم در شرایطی ساخته شده که جذب سرمایه، دسترسی به امکانات و حتی تضمین اکران، برای گروه سازنده به میدانی سخت و نابرابر تبدیل شد. با این حال، ترکجوش و تیمش کوشیدهاند صدای مردمی باشند که سالهاست از قاب رسمی حذف شدهاند؛ صدایی برای نسلی خشمگین، خاموش و نادیده. در این پرونده، خبرنگار روزنامه صبا با کارگردان و همچنین دو تن از بازیگران فیلم — تینو صالحی و امین رسولپناه — به گفتوگو نشسته تا از چالشهای پشت صحنه، اهمیت روایت واقعیتهای اجتماعی و تلاش سینمای مستقل برای زنده ماندن بیشتر بداند. گفتوگوهایی که تصویری روشن از وضعیت امروز سینمای اجتماعی ایران ارائه میکنند؛ سینمایی خسته اما هنوز زنده، زخمی اما همچنان شریف.
محمدامین رسولپناه، بازیگر جوانی که پیشتر با نقشآفرینی در «کاپیتان امیر» و حضور در پروژه بینالمللی «لوتریا» دیده شده، اینبار در «سالن چهار» با کاراکتری چالشبرانگیز وارد میدان شده است؛ نقشی که هیچ تجربه زیستهای از آن نداشته اما با تلاش، تحقیق و همراهی کارگردان، توانسته به دنیای اجتماعی ناشناختهای قدم بگذارد. او از اعتماد به نسل تازه بازیگران میگوید؛ نسلی که با انگیزه، دانش بهروز و جسارت هنری، میخواهد سهم خود را در سینمای ایران بهدست آورد و روایتگر داستانهایی باشد که کمتر دیده و گفته شدهاند.
پیش از «سالن چهار» چه تجربههایی در سینما و تئاتر داشتید؟
فیلم سینمایی «کاپیتان امیر» را بازی کردم و افتخار داشتم نقش جوانیهای شهید رضاییمجد را ایفا کنم. بخش بزرگتری از شخصیت را مرحوم علی انصاریان بازی کردند. در تئاتر هم تجربههایی داشتم؛ از جمله نمایش «بنبست» در پردیس شهرزاد. حدود سه سال پیش هم در فیلم «لوتریا» به کارگردانی علی عطشانی حضور داشتم؛ که در کشور مکزیک فیلمبرداری شد.
چه چیزی در «سالن چهار» توجهتان را جلب کرد؟
فیلمنامه برایم بسیار جذاب بود. من این فضا را از نزدیک لمس نکرده بودم و درست همین فاصله، برای بازیگر چالش بزرگی است. اینکه بتوانم با جهانی ناآشنا همزادپنداری کنم خیلی برایم هیجانانگیز بود و باعث شد اشتیاق زیادی برای حضور در فیلم داشته باشم.
چطور برای این نقش انتخاب شدید؟
پیشتر با آقای سعید دلاوری بهعنوان مدیر تولید در «لوتریا» همکاری داشتم. ایشان من را به آقای ترکجوش معرفی کردند و خوشبختانه ایشان محبت داشتند و این نقش را به من سپردند. بهعنوان یک بازیگر، همین اعتمادهاست که مسیر را باز میکند.
قبلاً تجربهای در برخورد با این تیپ شخصیتی داشتید؟
واقعیت نه. فقط چیزهایی شنیده بودم یا در اخبار دیده بودم. هیچ ارتباط نزدیکی با چنین فضای اجتماعی نداشتم. نقشهای قبلیام کاملاً در جهانهای دیگر بودهاند و برای همین این نقش، برای من زمین تازهای بود.
برای ساخت و فهم این شخصیت چه روندی طی شد؟
ساعتهای زیادی درباره این فضا با آقای ترکجوش صحبت کردیم. ایشان به این جهان کاملاً مسلط هستند و نگاهشان باعث شد قدمبهقدم به نقش نزدیک شوم. همچنین کنار بازیگرانی مثل استاد قصابیان، تجربیات ارزشمندی کسب کردم. کارگردان چندین نمونه واقعی از افرادی که به این شرایط تعلق داشتند به من نشان داد — نه فقط یک مورد — تا در انتخاب مسیر ساخت نقش حق انتخاب داشته باشم. تمام اینها کمک کرد تصویر درستی از شخصیت برایم ساخته شود و امیدوارم توانسته باشم از پس این مسئولیت بربیایم.
از عملکرد خودتان در فیلم راضی هستید؟
واقعیتش نظر دادن در مورد بازی خودم به من مربوط نیست. مخاطب و تیم کارگردانی هستند که بهترین قضاوت را دارند. همین که مردم بپذیرند، برای من بزرگترین موفقیت است.
بهعنوان بازیگر جوان، به چه نوع نقشهایی علاقهمندید؟
چالش برای من اصل است. دوست دارم نقشهایی بازی کنم که از شخصیت واقعیام فاصله داشته باشند تا بتوانم اگر تواناییای دارم، آن را نشان بدهم. دنیاهای تازه برای من جذاباند؛ جاهایی که باید تحلیل کنی، تحقیق کنی و از نو بسازی.
حرف پایانی…
ممنون از اینکه این فرصت را دادید تا صدای بازیگران نوظهور شنیده شود. من به نمایندگی از بازیگران نسل جدید میگویم: به ما فرصت بدهید. ما باانگیزه، به روز و آمادهایم که بهترین تلاشمان را برای سینمای ایران بکنیم. به خصوص در سینمای مستقل که هر قدمش عشق و زحمت است، حمایت و اعتماد خیلی مهم است. امیدوارم روزهای خوب برای همه فعالان سینما، از کارگردان و تهیهکننده تا بازیگران و تمام عوامل فرا برسد.





