ریحانه سلامت در گفتگو با صبا:
در آثاری که حرف دارند، نباید فقط در طنز غرق شد
من بهعنوان بازیگر، اعتقاد دارم در آثاری که حرفی برای گفتن دارند، بهتر است وجه کمدی اثر کمی کمرنگتر و جنبه جدی و تحلیلی آن پررنگتر باشد؛ تا در وجه فانتزی یا طنزآمیز کار غرق نشویم.

مریم عظیمی _ نمایش «راسو» اثری به کارگردانی سعید هنرآموز و نویسندگی سهند خیرآبادی است که بازیگران شناخته شدهای چون بهاره رهنما، ایوب آقاخانی، ریحانه سلامت و ایمان راد در آن به ایفای نقش پرداختهاند. این نمایش به گسست روابط انسانی با زبانی طنزآمیز میپردازد و ارتباط پیچیده دو زوج را دستمایه قصهای عمیقتر کرده است. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
آیا در پرداخت به کاراکتر این بعد فانتزی را به آن افزودید؟
واقعیت این است که نمایشنامه قابلیت آن را داشت که بسیار واقعگرایانهتر به آن نگاه شود یا بهصورت رئالتر اجرا شود. من در روند تمرینها متوجه شدم هرچقدر هم که بخواهم رئال بازی کرده و نگاه واقعگرایانه تری به کاراکتر و اثر داشته باشم، خود بهخود بازیها بهسمت فانتزی میرود. در واقع، کارگردانی و حتی متن نمایش نیز چنین قابلیتی را داشت. برای نمونه، در دیالوگی که میگویم: «دکتر، حالم خیلی بده، یک حس غریبی نسبت به جمعشدگی روحم دارم»، این نوع بیان و واژهپردازی بهخودیِ خود فضایی را برای بازیگر ایجاد میکند که کار را در مرز میان رئالیسم و فانتزی پیش ببرد. از سوی دیگر، شرایط اجتماعی امروز ما بهگونهای است که مردم واقعاً خستهاند و اغلب توان یا تمایل دیدن یک اثر تراژیک یا غمانگیز را ندارند. با این حال، این نمایش از همه جهات، زمینه و امکان لازم را فراهم کرده بود تا در قالب فانتزی و کمدی، پیام اصلی اثر را ارائه کنیم و در عین آنکه موضوع را با زبان کمدی و در قالب فانتزی بازگو میکند و لحظات طنز و خندهدار دارد، در لایههای زیرینش همان گفتوگوی جدی درباره روابط انسانی و بحران ارتباط را مطرح میسازد. البته من بهعنوان بازیگر، اعتقاد دارم در چنین آثاری که حرفی برای گفتن دارند، بهتر است وجه کمدی اثر کمی کمرنگتر و جنبه جدی و تحلیلی آن پررنگتر باشد؛ تا در وجه فانتزی یا طنزآمیز کار غرق نشویم.
آیا استفاده از تواناییهای صوتی و آواییتان در این نمایش به پیشنهاد خودتان بود یا کارگردان؟
حقیقت امر این است که من همواره تلاش میکنم در هر پروژهای، موقعیتی بیابم تا بتوانم از این تواناییها بهره ببرم. در نمایش «خانه دراکولا» نیز این قابلیت بهخوبی در نقش من نشست و تأثیر قابلتوجهی داشت، بهویژه با توجه به فضای خاص و متفاوت آن اثر. در این نمایش نیز مایل بودم چنین امکانی را تجربه کنم؛ اما پیش از من، خانم بهاره رهنما که اجرای من را در «خانه دراکولا» دیده بودند این پیشنهاد را مطرح کردند که در بخشهای مختلف نمایش از آواز و آوا استفاده کنیم و بخشهایی که اکنون در اجرا ثابت شدهاند، در واقع بهگونهای نقش خط و رابط میان صحنهها را نیز ایفا میکنند. برای مثال، در صحنهای که من وارد میشوم و مدیتیشن آوایی دارم، گفتوگویی میان من و شخصیت «سمین» شکل میگیرد؛ آوای من همراه با کلام «سمین» بالا و پایین میشود و در نتیجه حالتی فانتزی و کمدی به صحنه میبخشد و به پیشبرد موقعیت نمایشی نیز کمک میکند. در آغاز، خودم نسبت به این صحنه تردید داشتم و احساس میکردم آنگونه که باید از کار درنمیآید، اما اعضای گروه متفقالقول بودند که نتیجه مطلوب است. بازخورد مخاطبان هم همین را تأیید کرد و بسیاری گفتند که این صحنه بسیار خوب از کار درآمده و آواها به کمدی بودن و ریتم صحنه کمک کردهاند.
بزرگترین چالش شما به عنوان بازیگر در آثار که کمدی هستند یا لحظات کمدی دارند، چیست؟
این سوال بسیار مهمی است. اگرچه خود را بازیگر کمدی نمیدانم ولی واقعاً دوست دارم بتوانم تماشاگر را بخندانم. اما همیشه نگران هستم که کمدی به سمت لودگی کشیده شود به سمتی که ما دستآویز هر موضوعی شویم تا تماشاگر بخندد و این به نظرم بدترین شکل کمدی است. کمدی اگر در لحظه خودش و اگر با بیان درست، آکسان صحیح، سر ضرب و با ریتم مناسب ارائه شود، از مخاطب خنده خواهد گرفت و نیازی نیست از الفاظ یا رفتارهای تحمیلی برای خنداندن استفاده کرد. به همین دلیل، همیشه در نمایشهای کمدی تلاش میکنم که برای خنداندن مخاطب زیادهروی نکنم و بازی را در حدی حفظ کنم که ماهیت و دغدغه نمایشنامه فدای خنده گرفتن از مخاطب نشود.





