سعید خانی در گفتگو با صبا:
در ساخت لیپار ضرر مالی کردم اما حالم خوب بود
بخش قابل توجهی از هزینهها را خودم پرداخت کردم. با دلار ۱۰ هزار تومانی شروع شد، با دلار ۱۰۰ هزار تومانی مواجه شدیم! به لحاظ مالی کاملاً ضرر کردم. ولی احساس کردم کار درست را انجام دادهام.

معصومه دهقان– «لیپار» فیلمی در ژانر کودک و نوجوان است که با تمرکز بر فرهنگ و زندگی بومی سیستان و بلوچستان ساخته شده و تلاش دارد چهرهای واقعی و متفاوت از این منطقه نشان دهد؛ تصویری که پیشتر در سینمای ایران کمتر دیده شده و اغلب با کلیشههای منفی همراه بوده است. این اثر با حمایت محدود نهادهای محلی و سرمایه شخصی تهیهکننده تولید شد و با کارگردانی حسین ریگی و حضور بازیگران حرفهای و بومی، روایت جذابی خلق کرده که هم برای مخاطب محلی قابل باور است و هم تماشاگر غیر بومی را با فرهنگ و رسوم منطقه آشنا میکند. در این راستا با تهیهکننده فیلم سینمایی «لیپار» به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید.
فیلم «لیپار» در سال ۱۳۹۹ و در اوج دوران کرونا ساخته شد؛ وقتی که بسیاری از پروژههای سینمایی تعطیل میشدند، سعید خانی ریسک کرد و با انتخاب قصهای بومی در چابهار، وارد مسیری شد که نه تضمینی برای تأمین مالی داشت و نه حمایتی جدی از سوی نهادها. خانی با وجود تمام چالشها، معتقد است سینمای ایران در برابر مردم نجیب و مهجور سیستانوبلوچستان دینی بزرگ دارد؛ مردمی که سالها تصویر اشتباهی از آنان در آثار نمایشی ارائه شده است. او میگوید «لیپار» ادای دینی است کوچک از بخش خصوصی به این استان، هرچند هزینههایش هیچگاه بازنگشت.
چه شد که تصمیم گرفتید «لیپار» را در چابهار و با حالوهوای بومی تولید کنید؟
سال ۱۳۹۹ و همزمان با کرونا بود که پروژه به من پیشنهاد شد و گفتند منابع مالی تأمین است. از همان ابتدا فضای چابهار برایم جذاب بود؛ قصه را پسندیدم و اینکه کارگردان اثر بومی منطقه بود، انگیزهام را بیشتر کرد. همه اینها کنار هم باعث شد وارد پروژه شوم. اما واقعیت این است که برخلاف وعدهها، سرمایهگذاری تأمین نشد و من مجبور شدم بخش عمده هزینهها را شخصاً پرداخت کنم. با این وجود، مردم آن منطقه آنقدر نجیب و مهماننواز بودند که احساس کردم سینمای ایران به آنها بدهکار است. متأسفانه اغلب آثاری که درباره آن خطه ساخته شده، مردم را تروریست یا قاچاقچی نشان داده؛ در حالیکه چنین تصویری عادلانه نیست.
ساخت فیلم بومی همیشه با ریسک همراه است. نگرانی از بازگشت سرمایه نداشتید؟
قطعاً نگرانی وجود داشت. وقتی بیرون از تهران فیلم میسازی، با بازیگران بومی و لباسها و فرهنگ محلی، بخش بزرگی از مخاطب امروز نمیپذیرد که بابت دیدن چنین فیلمی در سینما هزینه کند. اما حس و انرژی خوبی نسبت به چابهار داشتم و فکر کردم این پروژه میتواند ادای دینی باشد از طرف من. فارابی لطف کرد بخشی کمک مالی داشت، منطقه آزاد نیز اندکی همراهی کرد و یکی از دوستان هم در هزینهها کمک کرد؛ اما بخش قابل توجهی را خودم پرداخت کردم. با دلار ۱۰ هزار تومانی شروع شد، با دلار ۱۰۰ هزار تومانی مواجه شدیم! به لحاظ مالی کاملاً ضرر کردم. ولی از نظر روحی احساس کردم کار درست را انجام دادهام.
انتظار بیشتری از نهادهای حمایتی داشتید؟
بله، قطعاً. بارها گفته میشود باید از سینمای بومی و محلی حمایت شود، اما در عمل اتفاق خاصی نمیافتد. حتی در همان منطقه هم، برخی افراد نهتنها حمایتی نکردند بلکه گاهی بدعهدی هم دیدیم. به نظر من حمایت از سینمای بومی وظیفه دولت است، چون این فیلمها میتوانند تصویر واقعیتری از اقوام ایرانی ارائه دهند و در توسعه فرهنگی و حتی گردشگری نقش مؤثری داشته باشند.
«لیپار» پس از موفقیت در جشنوارهها، چه دستاوردی برای شما داشت؟
با وجود تمام محدودیتها ، خوشبختانه اتفاقات خوبی برای فیلم افتاد؛ از جمله جایزه بهترین کارگردانی در جشنواره فیلم کودک، نامزدی بهترین فیلم، جایزه بهترین موسیقی و حضور در جشنواره ورشو. بهنظر خودم «لیپار» فیلم خوشساختی شد و باور دارم در اکران آنلاین و پخش تلویزیونی هم بیشتر دیده میشود.
آیا همچنان به تولید آثار بومی علاقهمندید؟
کاملاً. سیستانوبلوچستان و خصوصاً چابهار پتانسیل عظیمی دارد. قبل و بعد از انقلاب، سینمای ایران حق واقعی این استان را ادا نکرده. ما باید تصویری دقیق و زیبا از آنجا نشان بدهیم تا مردم ایران با امنیت و زیباییهایش آشنا شوند و برای سفر به آن خطه ترغیب شوند. با این حال، اگر دوباره بخواهم چنین تجربهای داشته باشم، قطعاً قراردادها کلید بخورد، بعد وارد عمل میشوم. دیگر نمیخواهم دوباره بار مالی سنگین روی دوش بخش خصوصی بیفتد.
وضعیت اکران «لیپار» را چطور ارزیابی میکنید؟
متأسفانه آموزشوپرورش هیچ حمایتی نکرد. چون فیلم وابسته به نهاد خاصی نبود، حتی اطلاعرسانی ابتدایی هم انجام ندادند. امیدوارم در اکران آنلاین و تلویزیون بیشتر دیده شود. برای من مهم است فیلم تأثیرش را بگذارد؛ اگر چند مسئول نگاهشان به آن منطقه تغییر کند، یعنی کارمان درست بوده است.
سخن پایانی
من ادای دین خودم را به این استان انجام دادم. مردم سیستانوبلوچستان برای من همیشه محترم و دوستداشتنی خواهند بود. امیدوارم نگاه سینمای ایران به این خطه اصلاح شود و «لیپار» تنها شروع راه باشد.





