محمدرضا حسینی در گفتگو با صبا:
هنر همیشه التیامی بوده که میتوانستم از آن لذت ببرم
کتاب، نمایش و هنر بخشی جذاب از زندگی شخصی من بوده است، یا به عنوان تفریح، یا نقطهای که میتوانستم کنجکاوی خودم را درون تکتک این عرصهها تجربه کنم سبب شده که هنر همیشه برای من یک التیام بوده باشد.

مریم عظیمی_ نمایش «کلسیم» اثری به نویسندگی ستاره فرسا و مهدی ضیاچمنی است که کارگردانی آن را خود مهدی ضیاچمنی برعهده دارد و دو کاراکتر هری و سیلوا را نیز ستاره فرسا و مهدی ضیاچمنی ایفا میکنند. این اثر با فرمی اپیزودیک نگاهی جهان شمول به مسئله خشونت، عدم ارتباط، تنهایی و مرگ دارد و تا ۲۰ آذر ماه در سالن تئاتر شهرزاد اجرا خواهد شد. در ادامه گپوگفت خبرنگار صبا با تهیهکننده این نمایش را میخوانید.
«کلسیم» چندمین همکاری شما به عنوان تهیهکننده با یک نمایش است.
در واقع «کلسیم»، شروع همکاری ما و هلدینگمان با یک نمایش بود و امیدوارم این همکاری با دنیای نمایش ادامهدار باشد.
آشنایی شما با کارگردان اثر به چه صورت بود؟
ما اصالتا مشهدی هستیم و مهدی ضیاچمنی نیز هم در مشهد و هم در تهران به اندازه کافی شناخته شده است. من از قدیم چند کار ایشان را دیده بودم و از طریق یکی از دوستان با ایشان ارتباط برقرار کردم. نمایشنامه را خواندیم و تصمیم گرفتیم به عنوان تهیهکننده در کنار اثر باشیم و پشتیبانی کنیم.
از یک هلدینگ صحبت کردید. به نظر میرسد این تنها یک تصمیم فردی نبوده و یک گروه پشت آن حضور دارند. شما چگونه این گروه را نسبت به قبول این مسئولیت قانع کردید و اساساً نگاه مجموعه شما به این مقوله چیست؟
بله همانطور که گفتید این یک تصمیم فردی نبود. من مدیرعامل هلدینگ هستم و هیئت مدیره، تیم مارکتینگ و برندینگ ما تصمیم بر این داشتند که بخش زیادی از فعالیتهایمان را به حوزه تئاتر، نمایش و اشکال دیگر هنر برده و سرمایهگذاری داشته باشیم. به همین دلیل ما شروع به فعالیت در این حیطه کردیم و مهمترین برداشت ما نیز صادقانه، برداشت مالی و سودآوری مستقیم نبود. در واقع مسئله ما صرفاً حمایت و همراهی بود. ایده اتاق فکر و رویکرد ما این بود که هزینهها و مسائل مالی مسئله اساسی ما نیستند و اگر برندها با بسترهای هنری ادغام شوند، میتوانند موقعیتهای بهتری برای اقتصاد پایدار هنر و تولید کارهای آرتیستیکتر، با جهانبینی گستردهتر فراهم کنند.
در آغاز همکاریتان شما موضوع اثر را چگونه دیدید و نگاه شما به مفهومی که این اثر انتقال میدهد چه بود؟
اگر بخواهم حس خودم را صادقانه بیان کنم، «کلسیم» برای ما صرفاً یک نمایش نبود. برای من و تیم ما یا کنجکاویهای فردیمان، این نمایش بیشتر شبیه یک آزمایش بود؛ آزمایشی برای سنجش میزان تحمل انسانها در مواجهه با خودشان، با گفتگو و در نهایت معنایی که میخواهند به دست آورند، بود. اگر روند اثر را مشاهده کنید، متوجه میشوید که اثر درباره یک زجر انسانی صحبت میکند و مسیر یک زجر را به صحنه میآورد. ما میخواستیم ببینیم انسانها چقدر میتوانند تحمل مشاهدهی این زجر را حتی در جهان سوبژکتیو فردی خود داشته باشند. این مهمترین چیزی بود که به طور شخصی برای من جذاب بود. نکته دوم این بود که مهدی ضیاچمنی علاوه بر شخصیت جالبش، ذهن بسیار جالبی نیز دارد. وقتی اثر را خواندیم، هم آمیختگی که هر انسانی در هر وضعیت اجتماعی و فردی میتواند با اثر داشته باشد، آنقدر واقعی و حقیقی بود و ریشههای عمیقی داشت که به جذابیت اثر میافزود. البته نقش شل سیلوراستاین به عنوان کسی که از آثارش اقتباس مفهومی شده نیز در این زمینه انکار ناپذیر است.
تهیه کنندگی یک نمایش و همکاری در یک تولید هنری چه تاثیری بر شخص خود شما دارد؟
من نظر شخصی خودم را بیان میکنم و نمیتوانم این فضا را به کل جامعه یا تمام تهیهکنندگان یا کسانی که میتوانند این فعالیت را انجام دهند، تعمیم دهم. اینکه همیشه کتاب، نمایش و هنر بخشی جذاب از زندگی شخصی من بوده است، یا به عنوان تفریح، یا نقطهای که میتوانستم کنجکاوی خودم را درون تکتک این عرصهها تجربه کنم سبب شده که هنر همیشه برای من یک التیام بوده باشد و صادقانه، لذت زیادی از آن بردهام و بعد از مدتی تصمیم گرفتم به عنوان تهیهکننده وارد این فضا شوم. رویکرد هولدینگ، وجود مشاور هنری و فضای حاکم بر تیم ما نیز سبب شده که این فضا همیشه در زندگی ما و مخصوصاً در زندگی شخصی من، رد پای خود را داشته باشد. بنابراین برای خودم این امر چیز غریبی نیست، هرچند ممکن است از بیرون چنین به نظر برسد. برای من، هنر همیشه التیامی بوده که میتوانستم از آن لذت ببرم.





