جبار آذین، در گفتگو با صبا:
نوآوری در سرگرمی یا چالش حفظ کیفیت هنری؟
از نکات قابل توجه «کارناوال»، شیوه رأیگیری آن است که با مشارکت تماشاگران انجام میشود و دیگر نظرات داوران متخصص معیار قرار نمیگیرد. بخش دفاعی از امتیازهای مثبت برنامه است.

زهرا طاهریان – وقتی «کارناوال» رامبد جوان وارد شبکه نمایش خانگی شد، بحث و هیاهوی فراوانی به پا کرد؛ از عروسک تازه نفس «افتو» تا دکور عظیم و حضور چهرههای محبوب، همه چیز حکایت از تولد یک ریالتیشو متفاوت داشت. روزنامه صبا در این پرونده به سراغ این پدیده تازه رفته؛ برنامهای که توانسته مخاطب را نه فقط سرگرم، بلکه وارد بازی قضاوت و مشارکت کند. اما در کنار این موفقیتها، منتقدانی چون محسن بیگآقا، جبار آذین و زهرا مشتاق بر این باورند که «کارناوال» اگرچه در فرم و اجرا پیشروست، اما هنوز میتواند در غنا بخشیدن به محتوا، تقویت فرهنگ نقد و کشف استعدادهای تازه، قدمهای جدیتری بردارد. برنامهای که پتانسیل آن را دارد از یک ریالتیشوی پرهیاهو، به تجربهای اثرگذار در عرصه طنز و گفتوگوی فرهنگی تبدیل شود. در ادامه گفتگوی خبرنگار صبا با جبار آذین، منتقد سینما و تلویزیون می خوانید.
به نظر شما ساختار ترکیبی رقابت و روایت پشت صحنه در «کارناوال» تا چه حد بیننده را درگیر میکند و آیا تعادل میان این دو برقرار است؟
هر اثر هنری از فرم و محتوا تشکیل شده و باید میان این دو وحدت و تعادلی وزین برقرار باشد. گرچه در ساختار ترکیبی برنامه «کارناوال» تلاش شده که رقابت و روایت به موازات یا در کنار یکدیگر در خدمت برنامه باشند، اما حاکمیت فرم و اجرا بر محتوا غالب است و ترکیب رقابت و روایت هنوز از قوت و انسجام لازم برخوردار نیست؛ گاهی یکی بر دیگری غلبه میکند. این نقص در استندآپها نمایان است و قضاوت برای تماشاگر را دشوار میکند. وحدت و تعادل میان اجراها و روایتها در حد استاندارد و مقبول نیست و به طور کلی، فرم جلوه بیشتری نسبت به مضمون و محتوا دارد.
در برنامه «کارناوال»، چه معیارهایی باید برای سنجش کیفیت اثر یک شرکتکننده در نظر گرفته شود و آیا این معیارها رعایت شدهاند؟
مضمون، موضوع، محتوا و پیام، همراه با اجرایی اصولی، هدفمند و هدایت درست اجرا، از معیارهای اصلی آثار اجرایی هستند؛ اما در «کارناوال» این معیارها به مرز پختگی و مطلوب نرسیدهاند و آنچه تاکنون پخش شده، گواه این امر است.
«کارناوال» تا چه اندازه قادر است بر ذائقه طنز مخاطبان ایرانی اثر بگذارد و در شکلدهی جریانهای تازه کمدی نقش ایفا کند؟ آیا ظرفیت عبور از سطح سرگرمی و تبدیل شدن به یک الگوی فرهنگی را دارد؟
به نظر میرسد «کارناوال» بیشتر در مسیر سرگرمسازی و هیجانسازی عمل کرده است تا تأثیر فرهنگی جدی داشته باشد. این برنامه میتوانست با غنا بخشیدن به محتوا، فرهنگ نقد و در بخش گفتوگوی مستقیم میان مردم و هنرمند بهتر عمل کند و از منظر سازنده به امور فرهنگی و اجتماعی بپردازد، اما این هدف قربانی فرم سرگرمکنندگی و جذابیت برنامه شده است.
«کارناوال» تا چه حد نوآورانه است و چه ویژگیهایی آن را نسبت به رئالیتیشوها و برنامههای استعدادیابی پیشین متمایز میکند؟
بهطور عمده، «کارناوال» در فرم، محتوا و تنوع توانسته به توفیق نسبی دست پیدا کند و نسبت به آثار مشابه، ویژگیهای برجستهتری ارائه دهد.
اگر فصل دوم یا سوم از «کارناوال» تولید شود، چه تغییراتی باید اعمال شود تا برنامه جذابیت خود را حفظ کند و مخاطب کاهش نیابد؟
در فصلهای بعد، برنامه باید به مضمونی همسو با فرم خود دست یابد، حرفی برای گفتن داشته باشد و تنها به سرگرمسازی مخاطب و بازی با فرم محدود نشود.
چه عناصر و نوآوریهایی «کارناوال» را مفرح و جذاب کرده است؟
از نکات قابل توجه «کارناوال»، شیوه رأیگیری آن است که با مشارکت تماشاگران انجام میشود و دیگر نظرات داوران متخصص معیار قرار نمیگیرد. بخش دفاعی مسابقه که در آن صریح و بیپرده درباره آثار صحبت میشود، از امتیازهای مثبت برنامه است؛ البته به شرطی که با پرخاشگری و درگیری همراه نباشد. استفاده از تنوع با عناصر موسیقی، نمایش و رنگ و همچنین بهرهگیری از یک عروسک، فضای «کارناوال» را از یکنواختی نجات داده و آن را مفرح کرده است. حضور کاراکتر عروسکی به نام «افتو»، شبیه دزدان دریایی، نیز جذابیت برنامه رامبد جوان را افزایش داده است.





