روزنامه صبا

روزنامه صبا

علی طالبی در گفتگو با صبا:

هر قاب برای روایت دوگانه شخصیت طراحی شد


هدف این بود که فیلم نه به سمت کمدی صرف برود و نه در فضای جدی غوطه‌ور شود. در صحنه‌های کمدی ریتم فیلمبرداری آزادتر و قاب‌ها بازتر طراحی شد، اما در بخش‌های احساسی فضا بسته‌تر و نور کنترل‌شده‌تر بود.

معصومه دهقان– فیلم سینمایی «کج‌پیله» ساخته هاتف علیمردانی در دو هفته نخست به حدود ۳۰ میلیارد تومان فروش رسید؛ اثری که با ترکیب روایت فانتزی و دغدغه‌های اجتماعی، تغییر هویت یک زن به مرد را به تصویر می‌کشد. علیمردانی (کارگردان)، فرنوش نیک‌اندیش (بازیگر) و علی طالبی (فیلمبردار) در گفت‌وگو با «روزنامه صبا» از چالش‌ها و نگاه خود به این پروژه گفتند؛ علیمردانی تأکید می‌کند «همیشه دنبال ایده‌ای بودم که هم حرف مشخصی داشته باشد و هم بتواند مخاطب را جذب کند»، نیک‌اندیش ایفای این نقش را تجربه‌ای متفاوت در سینما می‌داند و طالبی نیز طراحی زبان تصویری دوگانه برای شخصیت اصلی را یکی از سخت‌ترین بخش‌های کار عنوان می‌کند.

علی طالبی، فیلمبردار فیلم سینمایی «کج‌پیله»، می‌گوید طراحی زبان تصویری دوگانه برای شخصیت اصلی، چالشی بزرگ اما تجربه‌ای منحصر به فرد بود. او با اشاره به تحول هویتی شخصیت و تعادل بین لحن کمدی و جدی فیلم، می‌گوید هدف از فیلمبرداری خلق تصویری صادقانه و منسجم بود که حس درونی شخصیت‌ها را به بیننده منتقل کند.

 

چه شد که تصمیم گرفتید در این پروژه حضور داشته باشید؟

جذب اصلی من به «کج‌پیله» در ابتدا ظرفیت بالای بصری و روایی فیلمنامه بود. موضوع تحول هویتی شخصیت اصلی امکان خلق یک زبان تصویری چندلایه را فراهم می‌کرد. از سوی دیگر، همکاری با هاتف علیمردانی و همین دو عامل باعث شد این پروژه را به‌عنوان تجربه‌ای متفاوت و چالش‌برانگیز انتخاب کنم.

طراحی صحنه‌هایی که شخصیت «سیما» به کاراکتر مرد تبدیل می‌شود، چه چالش‌های فنی فیلم‌برداری داشت؟ مثلا در حرکت دوربین، زاویه‌ها یا نور، چطور این «تغییر» را به تصویر کشیدید؟

این سکانس‌ها نیازمند تعریف یک دستور زبان تصویری دوگانه اما پیوسته بودند. زاویه دوربین در بخش زنانه نرم‌تر و در سطح چشم بود تا ظرافت شخصیت سیما منتقل شود، اما در نسخه مردانه زاویه‌ها پایین‌تر و نورپردازی با کنتراست بیشتر بود تا استحکام و قدرت شخصیت حس شود. حرکت دوربین نیز برای فاز زنانه کنترل‌شده و آرام و برای فاز مردانه کمی شناور و روی دست طراحی شد. این انتخاب‌ها باید دقیق و نامحسوس می‌بودند تا تبدیل شخصیت بدون اغراق و با باورپذیری کامل دیده شود.

چه ویژگی‌هایی از شخصیت سیما/مرد در فیلمنامه برایتان الهام‌بخش بود تا سبک فیلم‌برداری خاصی برای او انتخاب کنید؟

دوگانگی درونی شخصیت، یعنی ظرافت و تردید در برابر استحکام و قاطعیت ظاهری، الهام‌بخش اصلی من بود. در بخش‌های مربوط به سیما از لنزهای با فاصله کانونی بیشتر و عمق میدان بالاتر استفاده شد تا نوعی ناهمخوانی احساسی ایجاد شود، و برای نسخه مردانه «اسد» از لنزهای تله و قاب‌های فشرده‌تر استفاده کردیم تا شخصیت انسجام و وزن بیشتری پیدا کند.

چگونه با کارگردان همکاری کردید تا بین فضای کمدی-اجتماعی فیلم و لحظات جدی‌تر تعادل بصری برقرار شود؟

در جلسات مشترک با کارگردان به‌طور مداوم روی ثبات لحن بصری تمرکز داشتیم. هدف این بود که فیلم نه به سمت کمدی صرف برود و نه کاملاً در فضای جدی غوطه‌ور شود. در صحنه‌های کمدی ریتم فیلمبرداری کمی آزادتر و قاب‌ها بازتر طراحی شد تا حس سبکی و روانی منتقل شود، اما در بخش‌های هویتی و احساسی فضا بسته‌تر و نور کنترل‌شده‌تر بود و حرکت دوربین محدود شد. این هماهنگی موجب شد تصویر هم‌پای روایت فیلم در دو لحن حرکت کند.

آیا از تکنیک‌های خاصی (لنز خاص، فیلتر، نورپردازی خاص) برای نمایش تضاد بین هویت زنانه و مردانه در فیلم استفاده کردید؟

بله، مجموعه‌ای از انتخاب‌های تکنیکی طراحی شد. در مرحله زنانه از فیلترهای دیفیوز استفاده کردیم و در مرحله مردانه آن‌ها را حذف کردیم. دمای رنگ گرم‌تر برای سیما و سردتر برای نسخه مرد انتخاب شد و نسبت نور پرکننده به نور اصلی تغییر کرد تا بافت چهره و ویژگی‌های شخصیتی دقیق و طبیعی نشان داده شود.

در فیلم «کج‌پیله»، آیا سکانس‌هایی بوده‌اند که نیاز به فیلم‌برداری دشوار داشتند؟ چگونه آن‌ها را مدیریت کردید؟

بله، چند بخش فیلم از نظر اجرایی دشوار بودند؛ سکانس‌های ریتم بالا و رقص که نیازمند هماهنگی کامل میان حرکت بازیگر و حرکت دوربین بودند، صحنه‌های با گریم پیچیده که نور باید کاملاً کنترل می‌شد تا ظرافت کار گریم حفظ شود و سکانس‌های شلوغ که ترکیب میزانسن، حرکت دوربین و نورپردازی را پیچیده می‌کرد. برای کنترل این دشواری‌ها، پیش‌تست‌های متعدد، طراحی دقیق استوری‌بورد و تمرین با بازیگران انجام شد.

برخی نقدها به تأکید بر نمای «وایرال‌پسند» اشاره کرده‌اند، آیا این موضوع در زمان فیلم‌برداری لحاظ شد؟

هدف ما هرگز ساخت نمای صرفاً وایرال‌پسند نبود. تمرکز اصلی بر خوانایی بصری و جذابیت روایی قاب بود. طبیعی است که برخی نماها به دلیل ترکیب‌بندی یا موقعیت داستانی بیشتر جلب توجه کنند، اما این امر نتیجه انتخاب‌های هنری بوده، نه جهت‌گیری به سمت مصرف شبکه‌های اجتماعی.

هنگام کار با طراح صحنه، لباس و گریم چگونه تعامل داشتید؟

طراحی ظاهر بصری شخصیت‌ها نقش کلیدی داشت. تعامل مداوم با طراح صحنه، طراح لباس و طراح گریم ضروری بود. رنگ‌بندی لباس‌ها متناسب با نور و بافت صحنه تنظیم شد، گریم در نورهای مختلف بررسی و اصلاح شد تا اغراق یا از بین رفتن جزئیات رخ ندهد و میزان شلوغی یا خلوتی صحنه برای تأثیرگذاری بهتر قاب تعیین شد. این هماهنگی‌ها موجب شد تصویر نهایی از نظر هویت بصری منسجم و باورپذیر باشد

تجربه فیلم‌برداری «کج‌پیله» نسبت به پروژه‌های قبلی چقدر متفاوت بود؟

این پروژه به دلیل حساسیت ویژه روی تحول هویتی یک شخصیت و ضرورت ایجاد تعادل میان دو لحن متفاوت، یعنی کمدی و درام، پیچیده‌تر و ظریف‌تر بود. در مجموع می‌توانم بگویم که «کج‌پیله» از چالش‌برانگیزترین و آموزنده‌ترین پروژه‌های اخیر من بوده است.

اگر بخواهید یک نما یا سکانس خاص را به عنوان «قلب بصری» فیلم انتخاب کنید، کدام بخش است و چرا؟

لحظه‌ای که سیما برای نخستین‌بار با نسخه مردانه خود روبه‌رو می‌شود، مهم‌ترین نقطه بصری فیلم است. حرکت ساده دوربین، کنترل نور و فشردگی قاب، لایه‌های درونی شخصیت را آشکار می‌کند و جوهره روایت فیلم را منتقل می‌کند.

صحبت پایانی؟

«کج‌پیله» برای من تجربه‌ای ارزشمند و متمایز بود. این پروژه ترکیبی از چالش‌های فنی، روایت احساسی و همکاری نزدیک با یک گروه حرفه‌ای بود. امیدوارم مخاطبان آنچه ما در فرآیند ساخت تجربه کردیم، یعنی تلاش برای خلق تصویری صادقانه، منسجم و تأثیرگذار، را در تماشای فیلم احساس کنند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی