روزنامه صبا

روزنامه صبا

جواد اسماعیلی در گفتگو با صبا:

سعی کردم به دور از کلیشه‌ها پیش بروم


من سعی کردم به دور از کلیشه‌ها پیش بروم. سعی کردم خودمانی‌تر و بسیار روان، بدور از تیپ‌سازی، نقش را اجرا و خودِ کاراکتر را بازی کنم. حتی از فکر کردن به شرقی یا غربی بودن کاراکتر نیز اجتناب کردم.

مریم عظیمی _ نمایش «داستان چوانگ تسو» به نویسندگی داریوش رعیت و کارگردانی حامد عقیلی در حالی در سالن سایه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود که بازیگرانی مانند آرش نوذری، اتابک نادری، پریزاد سیف و جواد اسماعیلی در آن به ایفای نقش می‌پردازند. این نمایش با حالتی معماگونه و فلسفی و در ادغامی فرا زمانی به قصه نویسنده‌ای می‌پردازد که مرز میان خیال و واقعیت را گم کرده است. در ادامه گپ و گفت خبرنگار روزنامه صبا با بازیگر این نمایش را می‌خوانید.

 

آیا کاراکتر چوانگ تسو از دل زمان می‌آید و حضورش پیرو کدام بعد این نمایش است؟

به نظر من شخصیت «چوانگ تسو» یک داکیومنت دراماتیک، یعنی یک شخصیت تاریخی است که مستندِ واقعیِ او وجود دارد و حال این کاراکتر در قالب نمایش با یک محتوای دراماتیک آمیخته شده است. چوانگ تسو یک شخصیت مستند واقعی از یک فیلسوف چینی با همان خصوصیات و بدون هیچ‌گونه دستکاری در فضای دراماتیک یا نمایشی است و ما در قالب نمایش با گریم، لباس یا نور یا نوع بیان، تغییراتی در آن ایجاد کرده‌ایم.

ما در آثار نمایشی بسیاری با کاراکترهای غربی روبرو هستیم و با کاراکترهای شرقی مواجهه کمتری داریم. پیرو همین امر در نزدیک شدن به فرم بدنی و بیانی این کاراکتر چگونه عمل کردید؟

من سعی کردم به دور از کلیشه‌هایی که وجود دارد پیش بروم. بسیاری از ما بازیگران در مواجهه با کاراکترهای غربی و شرقی ناخودآگاه در نوع حرکت، لحن و بیانمان سراغ یک‌سری کلیشه‌ها یا همان تیپ‌هایی می‌رویم که وجود دارند. من سعی کردم فاصله بگیرم و خودمانی‌تر و بسیار روان، بدور از هر ادا و شو آف و تیپ‌سازی، نقش را اجرا و در واقع، خودِ کاراکتر را بازی کنم. حتی از فکر کردن به شرقی یا غربی بودن کاراکتر نیز اجتناب کردم. چون فکر می‌کردم اگر سراغاین تیپ‌ها، بازی‌ها یا این نوع میمیک‌ها بروم یک لطمه بزرگ به این کاراکتر می‌زنم. مرز باریکی بین کاراکتر و تیپ‌بودن وجود دارد و با توجه گریم و خصوصیت این کاراکتر، احتمال و ریسک تبدیل شدنش به تیپ وجود داشت و من به‌شدت از این قضیه پرهیز کردم.

فلسفه اثر تا چه حد برای شما قابل درک بود؟

در ابتدا که متن را خواندم و با کارگردان درباره مکتب تائوئیسم صحبت کردیم پس از آن نیز در رابطه با این فلسفه‌ و مکاتب و اعتقاد شدید مردمان شرق به طبیعت‌گرایی تحقیق کردم. در واقع در ابتدا هیچ شناختی درباره این موضوع نداشتم ولی وقتی درباره‌اش تحقیق کردم، دیدم که وجه تشابه چشمگیری با شاعر مورد علاقه خودم، جناب آقای سهراب سپهری دارد و سعی کردم به نوعی یک همزادپنداری مستقیم با این کاراکتر داشته باشم، کاراکتری که به‌شدت لطیف و طبیعت‌گراست. فکر می‌کنم ما به‌ازای ایرانیِ این مکتب را می‌توانیم در قالب سهراب سپهری و در قالب طبیعت‌گرایی او ببینیم. می‌توانم بگویم که به نوعی با این کاراکتر زندگی کرده،  جنس مکتبش را شناختم و با آگاهی سراغش رفتم.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی