کافه خاطره صبا؛ عبدالله اسفندیاری
دهه شصت و هفتاد فارابی پناهگاه سینمای ایران بود
سعید ابراهیمیفر تنها فیلم موثرش «نار و نی» بود که برایش اعتبار آورد و آن هم با حمایت فارابی ساخت. آن دوره فارابی پناهگاه و یک جور بازوی حمایتی و هدایتی سینمای ایران بود.

احمد محمد اسماعیلی – سینمای نوین بعد از انقلاب، حیاتش را مدیون تلاشهای بسیاری است. یکی از این نامها عبدالله اسفندیاری است که در اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ توانست به همراه محمد بهشتی، سینمای ایران را در بنیاد سینمای فارابی شکل دهد و تولیدات را هدفمند کند. اسفندیاری علاوه بر تبحر در مدیریت، بازیگری توانمند نیز هست که مخاطب بازی خوبش را در «کیف انگلیسی» به یاد دارد. او تهیهکننده تعدادی از فیلمهای استاندارد سینمای ایران از قبیل «ستارهها»، «دخیل» و «خواب لیلا» بوده است. اسفندیاری در این چند دهه، مناصبی نظیر مدیر گروه فیلم و سریال تلویزیون، عضویت در هیئت مدیره خانه سینما، عضو شوراهای تخصصی وزارت ارشاد و مدیر بخش معناگرای فارابی داشته است. با او مروری داریم بر دوران کاریاش.
درکدام محله به دنیا آمدید؟
در محله امامزاده قاسم شمیران و حوالی گلاب دره به دنیا آمدم. دوران دبیرستان را در مدرسه علوی گذرانیدم.
آیا منشا اندیشههای دینی شما آموزههای مدرسه علوی است؟
خانوادهام مذهبی بودند و به همین دلیل من را برای تحصیل به علوی بردند. در علوی با خیلی از دوستان صاحب نامم آشنا شدم.
چه نام های؟
مجتبی طالقانی و به وسیله ایشان با آیت الله طالقانی آشنا شدم و به مسجد هدایت میرفتم. دکتر نهاوندیان ( رئیس دفتر دکتررئیسی)، حسین صفار هرندی و…
آیا آموزههای نهضت ملی هم در تفکرات شما جای داشت؟
بدیهی است در آن دوره مصدق به عنوان یک نماد ملی گرا و قهرمان بود و تحت تاثیر این اندیشهها قرار گرفتم. در دوران دبیرستان فعالیتهای سیاسیام آغاز شد و بعد از گرفتن دیپلم ادبی در رشته جامعه شناسی وارد دانشگاه تهران شدم.
جامعه شناسی را بر اساس چه نیازی انتخاب کردید؟
بر اساس آموزههای دکتر علی شریعتی انتخاب کردم.
از آشنایی با دکتر شریعتی و ورود به حسینیه ارشاد بگویید….
در دوران دبیرستان به حسینیه ارشاد رفت و آمد داشتم و در کلاسهای دکتر شریعتی حضور پیدا کردم و شیفته منش و افکارشان شدم. در آن زمان گروه فوق برنامهای راه اندازی شد و جمعهها کلاسهای دکتر شریعتی پر و خیابان شریعتی هم شلوغ میشد. از اقصی نقاط تهران و برخی شهرهای نزدیک به این کلاسها میآمدند. تئاتر و نمایشگاه نقاشی و سایر فعالیتهای هنری هم به موازات این کلاسها دایر بود.
آیا با محمد علی نجفی و مهندس هاشمی طباء در حسینیه ارشاد آشنا شدید؟
بله، نجفی در همان دوران نمایش سربداران را با بازی من، هاشمی طباء اجرا کرد. میر حسین موسوی و برادرش در آنجا فعالیت میکردند.
آیا با آقای میناچی هم ارتباط داشتید؟
ایشان از مدیران حسینیه بود و بعد از اجرای سربداران حسینیه ارشاد را تعطیل کردند و ایشان تعریف میکرد موقعی که رفته بود ساواک علت تعطیلی را جویا شود. پاسخ شنیده بود که از این سربداران تو خون میچکد.
آیا ساواک با شما برخوردی نداشت؟
نه، با ما کاری نداشتند. اما در تظاهراتی که برای تعطیلی حسینیه ارشاد در همان حوالی انجام شد برادرم امیر دستگیر شد و یک ماهی زندان بود.
از تشکیل گروه سمرقند بگویید؟
تمام کارهای فوق برنامه حسینیه ارشاد در دفتر ساختمانی سمرقند طراحی میشد. مهندس نجفی، مهندس عبدالعلی بازرگان، میر حسین موسوی، مهندس نقره کار، مهندس هندی، شهید حسن آلادپوش اعضا سمرقند بودند و حسن آلادپوش عموی محمد آلادپوش مدیر فیلمبرداری سینمای ایران بود.
آیا حضور در سمرقند برایتان بازده مالی هم داشت؟
درآمدی نداشت. برای مهندسین موسس درآمد داشت و برای ما در حکم پاتوق بود.
در آن دوران چند نمایش در حسینیه ارشاد روی صحنه بردید؟
پنج نمایش روی صحنه بردیم. در یکی از نمایشها که برای کودکان بود برادرم و محمد آلادپوش هم بازی داشتند.
در آن دوران برای گذران زندگی چه کاری میکردید؟
خانه پدرم بود و پدرم حوالی امامزاده قاسم سوپری و ماست بندی داشت و بعدا هم تعمیرگاهی تاسیس کرد و من هم کار میکردم. عمویم که بعدا در فتح خرمشهر شهید شد در مغازه به ما کمک میکرد.
آیا در ساخت جنگ اطهر با محمد علی نجفی همکاری داشتید؟
آن زمان (سال 54 ) یک سالی زندان بودم.
به چه دلیل زندانی شدید؟
تحت تاثیر فضای چریک بازی آن سالها میخواستیم کار مسلحانه کنیم که با دستگیری عملی نشد.
درآن سالها گروه فرقان در گروه حلقه معروف به قلهک فعالیتش را شروع کرده بود. آیا با گروه فرقان هم در آن دوران ارتباط داشتید؟
من ارتباطی نداشتم. اما خیلی از آنها را میشناختم.
در زندان با چه کسانی هم بند بودید؟
بیشتر اعضا مجاهدین مثل سعید شاهسوندی، عباس داوری، محمدی گرگانی و…
آیا در زندان با چپها ارتباط داشتید؟
ارتباط وجود داشت و بحث داشتیم و در کمیته مشترک خرابکاری زندان بودم.
آیا شکنجه هم شدید؟
کمی هم مورد لطف شکنجه گران با کابل و آتیش سیگار قرار گرفتیم.
آیا اسم از شما میخواستند تا کسی را لو بدهید؟
از هر زندانی این سوالات را میپرسیدند و قاعده بر این بود بعد از 24 ساعت برخی از اطلاعات را لو بدهیم تا زیاد شکنجه نشویم. وحید افراخته عضو بریده گروه مجاهدین از من در کنار بازجو ساواک بازجویی کرد.
آیا در زندان در نگاهتان تغییراتی به وجود آمد؟
با نگرش اسلامی – انقلابی بیشتر آشنا شدم.
هیچ وقت آدم رادیکالی نبودید؟
نه، همیشه میانه رو بودم.
آیا بعد از آزادی از طرف حسینیه ارشاد با شما تماسی گرفته شد؟
تا مدتی تحت نظر بودم و بچهها احتیاط میکردند که با من تماس بگیرند و بتدریج ارتباط برقرار شد.
بعد از آزادی چه کارهایی انجام دادید؟
در دانشگاه دوباره با کلی دردسر نام نویسی کردم و لیسانس گرفتنم ده سال تا سال 62 طول کشید.
در بعد از انقلاب مسیر کاریتان چگونه رقم خورد؟
درگیر تظاهرات و پیروزی انقلاب بودم.
از چگونگی شکل گیری جمع بنیان گذران سینمای نوین ایران شامل شما، محمد بهشتی ، فخرالدین انوار و محمدعلی نجفی بگویید……
اوایل انقلاب رفتم آموزش و پرورش و مشغول تدریس بودم. یکی از دوستان تلویزیونیام زنگ زد و گفت پاشو بیا و حرف بزنیم. رفتیم به دیدار مدیر سازمان صدا و سیما که در آن زمان دکتر علی لاریجانی بود و به مدیر شبکه گفت فلانی تجربیات هنری دارد از این تجربیات استفاده کنید و در جلسه عنوان کردم در این زمان کمبود فیلم و سریال یکی از نقاط ضعف سازمان است و دوست دارم در این زمینه کار کنم و رفتم گروه فیلم و سریال که آن زمان مدیرش آقای اسماعیلی با کمک شهرام اسدی بود. بعد از رفتن سفر ایشان به خارج از کشور من مشغول رسیدگی به امورات شدم. در آن زمان طرح ساخت «مرگ یزد گرد» بهرام بیضایی صادر شده بود و تمام برآوردهای بودجهاش تحت نظر من بود. در همین زمان حکم مدیریت گروه فیلم و سریال علی رغم میلم به من ابلاغ شد. رفقای قدیمی مثل بهشتی ،آلادپوش هم حضور داشتند. موقعی که انوار مدیر شبکه شد و با هم صحبت کردیم که بهشتی مدیر گروه فیلم و سریال بشود و من همچنان در کنارش بودم تا زمان حضور علی جنتی که بهشتی استفعا داد و من دوباره مدیر این بخش شدم. در این دو ساله مدیریتم خیلی از سریالهای ماندگار تلویزیون نظیر «سربداران» و… ساخته شد.
آیا با توجه به شناخت و اعتماد که به نجفی داشتید کارگردانی این سریال بیگ پرداکشن را به او سپردید؟
بر اساس خرد جمعی این انتخاب انجام شد و قبلا هم نمایش «سربداران» را در حسینیه ارشاد اجرا کرده بود. بعد از حضورم سریالهای دیگری مثل «هزار دستان»، «سلطان و شبان» و… تولید شدند.
آیا در تولید «هزار دستان» که زمان بر و طولانی بود با علی حاتمی چالشی نداشتید؟
در حد فاصلی که شهرک سینمایی آماده شود. حاتمی رفت و فیلم «حاجی واشنگتن» را ساخت.
آیا شما با این کار حاتمی مخالف بودید؟
من انتظار داشتم ساخت سریال اینقدر زمان بر و طولانی نشود و حاتمی هم دلائل خودش را داشت و مشکلاتی را که وجود داشت مانع شتاب گیری روند تولید سریال میدانست. البته از همان اوایل کار با حاتمی رفیق شدم .
شما مدیری سیاستمدار و اهل تعامل هستید…
سعی میکردم میانه رو باشم و با خیلی از هنرمندانی که معروف به تودهای بودند هم تعامل داشتم. در میان کارگردانهای حاضر در تلویزیون شهرام اسدی کمکهای زیادی به ما کرد.
مشکل عمده و لاینحل نمایش «مرگ یزد گرد» بحث حجاب بازیگران زن بود. آیا شما در این زمینه به بیضایی تذکری نداده بودید؟
در زمان ساخت «مرگ یزد گرد» تازه انقلاب شده بود و موازین مشخص نبود و همه سردرگم بودند و متاسفانه در زمان تولید به این مسائل فکر نشد.
آیا شما حین تولید از روند کار بازدیدی داشتید؟
نه، موقعی مدیر شدم که تولید «مرگ یزد گرد» شروع شده بود و در اولین جشنواره میلاد سه فیلم از تلویزیون شامل «اشباح»، «مرگ یزد گرد» و «حاجی واشنگتن» حضور داشت و ویترین جشنواره این آثار بودند و بعدش قضیه بازیگران زن «مرگ یزد گرد» پیش آمد و اکران فیلم منتفی شد.
ایده شکل گیری فارابی چگونه بود؟
سال 62 آقای خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد و انوار در سمت معاونت امور سینمایی حضور پیدا کرد و همه دوستان را برای اعلام طرح نقشه حیات سینمای نوین ایران دور هم جمع کرد. در کنار این جلسات در دفتر انوار با حضور محمد بهشتی، مسعود شاهی، علی عباسی، نو رستهفر، شباویز حضور داشتند و در باره چگونگی راه آینده سینما ایده میدادند. در این جلسات چالشهای تولید هم مطرح میشد. یکی از این چالشها قیمت بالای عوارض بود. در پایان این فرآیند من، مجتبی اقدامی ، اقاجانی ، محمد مهدی دادگو و بعدها سیفالله داد با هدایت بهشتی ساختار فارابی را شکل دادیم.
آیا از بیرون گروههای رادیکالی به شما فشارهایی وارد میکردند؟
نمیدانستند ما چه کاری انجام میدهیم. برنامه ریزی ما طوری بود که فرصت دخالت را از آنها میگرفت.
در سالهای اخیر تعدادی کارگردان مثل فرحبخش و مخملباف نقدهایی را به مدیریت فارابی در آن دوران وارد میکنند. چقدر این نقدها منصفانه است؟
در مورد مخملباف باید بگوییم او آمد سالهای بعد با ما همکاری کرد. در مورد نفر بعدی که اشاره کردید آن سالها اصلا فعالیت تولیدی نداشتند. البته ایشان با امیر توسل در حواشی سینما حضور داشتند و حرفهایش مبتنی بر حرفهای رفقایش و مطرح کردن نام خودش بود که اکران فیلمهای خارجی برایشان در آن دوره سود آور بود و با قانونی که فارابی برای فیلمهای خارجی وضع کرد کار و کاسبیشان کساد شد. من در این مورد به نامی اشاره نکردم و شما در سوالتان به آن پرداختید.
برخی کارگردان هم عنوان میکردند فارابی با استفاده از مجله فیلم از برخی از فیلمها حمایت میکرد و به بقیه فیلمها اعتنایی نداشت….
چه کسی این ادعا را مطرح کرده است؟
مثلا سعید ابراهیمیفر به این موضوع در گفتگویی اشاره کرده است.
ابراهیمیفر تنها فیلم موثرش «نار و نی» بود که برایش اعتبار آورد و آن هم با حمایت فارابی ساخت.
از اکران نارونی به شدت ناراضی بود…
تصور میکرد که «نار و نی» باید فیلم پرفروشی میشد. در صورتی که فیلم «نار و نی» فیلم هنری بود و مخاطب محدود داشت. درست عین فیلمهای گروه هنر و تجربه که اکران و مخاطب محدودی دارند و توقعش بی جا است. فیلمهای بعدیش برخی اکران نشدند که نه دیده شدند و نه فروشی داشتند. این ادعاها یک جور ساختههای ذهن عدهای است که برای خودشان خاطره سازی میکنند و چیزهای کم اهمیتی را بزرگ میکنند و تلاش میکنند علیه آن دوره حرف بزنند. آن دوره فارابی پناهگاه و یک جور بازوی حمایتی و هدایتی سینمای ایران بود.
آیا در این روند کاملا عدالتمحور فارابی با تمام کارگردانها و فیلمها برخورد یکسان میکرد؟
بله، نگاه عادلانه بود و اولین کار ما راه اندازی تولیدات سینمای ایران با حضور کارگردانهای جوانی نظیر عیاری، ژکان، پوراحمد، اصغر هاشمی و… بود و با ساخته شدن فیلمهای این فیلمسازان در فضای سینما پیچید که در فارابی چه کارهایی دارد صورت میگیرد و تولید رونق پیدا کرده و کم کم همهشان به فارابی مراجعه کردند.
آیا برای حمایت چارچوبهایی داشتبد؟
محدود بود مثلا اینکه موضوعی مخالف با اهداف انقلاب در فیلمها وجود نداشته باشد.
بودجه فارابی از چه منابع تامین میشد؟
بیشتر تمرکز روی وارد کردن و اکران فیلمهای خارجی و فروش فیلمهایی که تولید شده بود داشتیم و بودجهای که به ما میدادند سالیانه چیز محدودی بود و البته تمرکز من بیشتر روی این بود که چه فیلمهایی بسازیم که مورد استقبال مردم، افکار عمومی و حاکمیت قرار بگیرد.
در آن موقع که مخلباف به فارابی مراجعه کرد آیا دچار چالشی شدید؟
مخملباف کارگردان رادیکال مذهبی بود که بتدریج تغییر رویه داد و از توبه نصوح به بایکوت و ساخت فیلمهای هنری گرایش پیدا کرد. در آن دوره آمد با فارابی همکاری کرد.
آیا شما از این همکاری راضی بودید؟
دوست داشتیم رویه متعادلی داشته باشد. نکته مهم این بود کمکی که به هر بچه انقلابی میکردیم معادل با کمکی بود که به فیلمساز عادی و قدیمی میکردیم. در این پروسه بود که کارگردانهایی مثل حاتمیکیا ، ملاقلی پور، تبریزی و… با قدیمیترها مثل کیمیایی و حاتمی رقابت میکردند تا سطح کاریشان به آنها نزدیک بشود.
آیا با مخملباف وارد چالش کلامی شدید؟
یک سری چیزهای شخصی وجود دارد که نمیشود مطرحش کرد و مشکل مخملباف با من از زمان زندان به وجود آمده بود.
مگر در زندان هم بند بودید؟
نه، از قبل از انقلاب با او ارتباطی داشتم و سوء تفاهماتی درباره من در ذهن داشت درباره فعالیتهای مذهبی که در قبل از انقلاب در مسجدی در میدان خراسان داشتیم و چیزهایی لو رفته بود و تصور کرده بود که کار من بوده است. و البته بعدا رفع سوء تفاهم شد و با هم دوست شدیم.
با ضیاءالدین دری هم در تهیه چند فیلمش مشارکت داشتید…..
با دری در اوایل انقلاب و اوج فعالیتهای فارابی رفاقتی داشتم و رفت و آمد داشتیم و کتاب کلاه پهلوی را چاپ کرد و بعد از رفتنم از فارابی دوست داشت در کارهایی که میسازد در کنارش باشم.
آیا شما را می توانیم یک آرتیست بدانیم. با توجه به بازیگری شما به خصوص در سریال «کیف انگلیسی» که نقش را به شایستگی بازی کردید؟
در اولین فیلم سیفالله داد «زیر باران» به خاطر رفاقت با او بازی کردم و بیشتر جنبه حمایتی داشت. بعد از این کار در «روز واقعه» بازی کردم و اسدی دوست داشت به خاطر حمایتهای من از تولید فیلمش بازی از من در فیلمش یادگاری بماند. برای بازی در «کیف انگلیسی» دری پیشنهاد بازی را داد و گفت چون قیافه و منشات شبیه به مرحوم مهندس بازرگان است بیا در سریال بازی کن. آدمی شیک و پیک و کراواتی و مذهبی که ضمن داشتن نگاه دینی با روحانیت عین بازرگان رابطه خوبی دارد.
آیا قبول دارید بهترین بازیتان در سریال «کیف انگلیسی» رقم خورد؟
هیچ وقت مدعی بازیگری نبودهام و البته این نقشم را خیلی دوست دارم. خانواده با بازیگری من خیلی موافق نبودند.
این روزها به چه کاری مشغول هستید؟
نگارش آخرین کتابم به نام «ملاقات آخوند» به پایان رسیده و قرار است به زودی در انتشارات وصف صبا وارد بازار نشر بشود. مضمون کتاب درباره مواجه آخوند خراسانی با جنبش مشروطه است.





