روزنامه صبا

روزنامه صبا

محسن زرآبادی‌پور در گفتگو با صبا:

اجرای کمدی تراژیک واقعا سخت است


همزمانی شب اعدام با شب یلدا پارادوکس ایجاد می‌کند و این پارادوکسی در فضای کمدی- تراژیک اتفاق می‌افتد. اجرای کمدی تراژیک واقعاً سخت است اما سوژه، سوژه‌ی جذابی است.

مریم عظیمی _ نمایش «سلول» به نویسندگی پوریا گلستانی و محسن زرآبادی‌پور که کارگردانی این نمایش را نیز بر عهده دارد در سالن نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود. در این نمایش با سلسله اتفاقاتی در بند اعدامی‌ها روبرو هستیم که همزمان با شب یلدا رخ می‌دهد. در این نمایش کمدی تراژیک به تهیه کنندگی داود نامور، بازیگرانی مانند وحید نفر، محسن زرآبادی پور، حسین میرزائیان، حمید عرب، بردیا دیانت، محسن بیده و …. به نقش آفرینی می‌پردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با نویسنده و کارگردان این نمایش را می‌خوانید.

 

ایده اولیه این نمایشنامه چطور شکل گرفت؟

در سال ۹۷ این ایده در جمع دوستانه‌ای بین من، آقای پوریا گلستانی و آقای حمید عرب مطرح شد. در ابتدا قرار بود یک کار کاملاً کمدی باشد، اما در ادامه، به پیشنهاد آقای گلستانی، که نویسنده اول کار بودند و من بعدا به ایشان ملحق شدم، سمت سوی اثر کمی تغییر کرد. انتخاب بحث زندانیان نیز بدین جهت بود که همیشه اتفاقات زندان، زندانی‌ها و سوژه‌های آن محیط، هم زیاد و هم خاص است. در ادامه تصمیم گفتیم که اتفاقات این نمایش در شب یلدا رخ بدهد تا از لحاظ دراماتیک نیز دستمان بازتر باشد.

انگیزه پرداخت به این بخش از جامعه یعنی زندانیان محکوم به اعدام  چه بود؟

بحث مربوط به زندانی‌ها، کسانی که در بند اعدامیان هستند و خودِ مسئله‌ی اعدام همیشه موضوعی دردآور بوده و فکرِ آن، حتی برای کسی که خارج از آن محوطه است یک امر دردآور به نظر می‌رسد، چه برسد به خودِ کسانی که داخل آن بند هستند و فردی که قرار است اعدام شود. اینکه این اتفاق در شب یلدا و در بند اعدام رخ می‌دهد یعنی با تمام چالش‌هایی که می‌تواند برای یک شخص محکوم به اعدام وجود داشته باشد، و همزمانی آن با شب یلدا تضاد و پارادوکسی ایجاد می‌کند و این پارادوکسی که در فضای کمدی- تراژیک اتفاق می‌افتد، برای کسی که قرار است مخاطب این داستان باشد، می‌تواند بسیار جذاب باشد؛ چون همین پارادوکسِ بین امر کمدی و تراژدیک، خود به‌تنهایی کشش دارد. البته اجرای کمدی تراژیک واقعاً سخت است اما سوژه، سوژه‌ی جذابی است و قطعاً اگر درست پرداخت شود، از نگاه بیننده بسیار جذاب خواهد بود.

کاراکتر‌هایی که در این زندان هستند را بر چه اساسی انتخاب کردید؟

ما سعی کردیم کاراکترهایی را  انتخاب‌ کنیم که هر کدام آب و رنگ و داستان مجزایی داشته باشند. این داستان‌های مجزا در کار لحاظ شده است، یعنی لحظه‌به‌لحظه می‌بینیم این کاراکترها چه گذشته‌ و حالی دارند و در نهایت، این داستانک‌ها در نقطه‌ای به هم متصل ‌می‌شوند و این خود، همان بحث درامی است که قرار است در متن اتفاق بیفتد.

از نوشتن نمایشنامه تا کارگردانی آن چه تغییراتی وجود داشت و در مرحله کارگردانی چه عناصری به کار افزوده شد؟

دخیل بودن خود کارگردان در امر نگارش، قطعاً می‌تواند در فرآیند کارگردانی بسیار کمک‌کننده باشد. چراکه او قاب‌های نمایش را همان زمان با نوشتن در ذهن می‌سازد و میزانسن‌ها، کاراکترها و… در این فرایند در ذهنش شکل می‌گیرند. بنابراین وقتی وارد بحث اجرایی و کارگردانی می‌شوی، همه‌ی این‌ها از قبل در ذهنت ساخته شده و می‌تواند تو را جلو بیندازد. این امر قطعاً در کارگردانی، در بحث چیدمان کاراکترها، چیدمان صحنه و همه‌ی این موارد می‌تواند بسیار کمکت کند.

پیش بردن این سه بعد یعنی نویسندگی، کارگردانی و بازیگری چه چالشی به همراه داشت؟

بله پیش بردن این سه بُعد با هم، واقعا کار سختی است؛ البته در بحث نویسندگی، بیشترِ بخش نگارش بر دوش پوریا گلستانی عزیز و مابقی بر عهده‌ی من بود. ولی بحث کارگردانی و بازیگری اصلاً موضوع دیگری است و وقتی قرار است فردی هر دو را بر عهده بگیرد، خصوصاً در فضای ناتورالیستی، با چالش‌های زیادی روبرو خواهد بود. یعنی من به‌عنوان کارگردان، اول باید از بیرون به دیگر بازیگران خط بدهم و یک نفر هم بجای من خط نقش مرا بازی کند، تا بدانم به چه اتفاقی و به چه کلیتی از متن و صحنه می‌رسم تا بعد خودم به اضافه شوم و سعی ‌کنم خودم را به بچه‌ها برسانم. اما در نهایت، کارگردانی و بازیگری کنار هم بسیار کار سختی است. حتی در بحث اجرا هم، ناخودآگاه مدام حواس کارگردان به بازی‌ها، صحنه، نور و … هست و برای اینکه به یک اعتماد صددرصد نسبت به همه‌چیز برسید، کمی زمان می‌برد. ولی خدا را شکر، الآن که چند روزی از اجرا گذشته، خیالم از همه جهت راحت شده و راحت‌تر می‌توانم به بازی خودم بپردازم

سخن پایانی

هر پروژه‌ و هر کاری، به هر حال جذابیت‌های خودش را دارد. ممکن است سلیقه عده‌ای باشد و سلیقه‌ای عده‌ای دیگر نه، اما من به‌عنوان کسی که سالیان سال است در این عرصه فعالیت می‌کنم، همیشه برای کار کردن ذوق و شوق دارم، چون حرفه‌ام این است. ولی این ذوق و شوق را باید طوری تربیت کنم که به هر قیمتی نباشد یعنی باید همیشه کارم را چه به عنوان بازیگرو کارگردان و چه به عنوان نویسنده که هیچ ادعایی در موردش ندارم، با تمام توان انجام بدهم و همسو با این امر نیز سعی می‌کنم تا جایی که می‌توانم ذهن دیگر عوامل کار را به ذهن خودم نزدیک کنم تا اثر ارائه شده حاصل تلاشی برآمده از تمام وجود یک گروه باشد. حالا اینکه چقدر موفق بوده‌ایم به نظر مخاطب برمی‌گردد. اما به‌عنوان کسی که سالیان سال است در این عرصه کار می‌کنیم، هدف و همّ و غمّ ما این است که بتوانیم یک اثر خوب را روی صحنه ببریم، به‌طوری که مخاطب راضی از سالن بیرون بیاید. این کار هم جزو آن دسته کارهایی است که زندگی در آن رعایت شده و مطمئنم که مخاطبان با تمامی کاراکترهای زندان و بند اعدامی‌ها ارتباط می‌گیرند و تا پایان اجرا، لحظه‌به‌لحظه با این کاراکترها همراه می‌شوند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی