حسین میرزائیان در گفتگو با صبا:
از نقشهای متفاوت استقبال میکنم
تلاش من بر این بود که این نقشِ متفاوت را بازی کنم. این شخصیت نمایندهی همان قشری است که «همهکار» میکند و در نهایت شبکه نفوذش حتی در زندان هم ادامه دارد.

مریم عظیمی _ نمایش «سلول» به نویسندگی پوریا گلستانی و محسن زرآبادیپور که کارگردانی این نمایش را نیز بر عهده دارد در سالن نوفللوشاتو روی صحنه میرود. در این نمایش با سلسله اتفاقاتی در بند اعدامیها روبرو هستیم که همزمان با شب یلدا رخ میدهد. در این نمایش کمدی تراژیک به تهیه کنندگی داود نامور، بازیگرانی مانند وحید نفر، محسن زرآبادی پور، حسین میرزائیان، حمید عرب، بردیا دیانت، محسن بیده و …. به نقش آفرینی میپردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
معیار شما برای انتخاب این نقش چه بود؟
من همیشه سعی کردهام به استقبال نقشی بروم که اولاً شبیه نقشهایی که پیشتر بازی کردهام نباشد، دوما لایه لایه و عمیق باشد. لایههایی که مرا به چالش بیندازند تا بتوانم در این چالش یک شخصیت دیگر را پرورش بدهم و بوجود بیاورم. منوچهر هم این ویژگی را داشت و بهشدت مستعدِ پرداخت بود. منوچهر نقش بسیار سختی بود چرا که ما به ازای این کاراکتر را این روزها بسیار میبینیم و میشنویم و من باید بهگونهای رفتار میکردم که در وهلهی اول تماشاگر این آدم و کاراکتر را بپذیرد و در وهلهی دوم، متناسب با برداشتهایی که از قبل داشته، دربارهاش قضاوت کند. به همین خاطر، برایم بسیار چالشبرانگیز بود.
در پرداخت به این کاراکتر به چه مواردی بیشتر توجه داشتید؟
وقتی که من این متن و کاراکتر را خواندم و با نویسنده و کارگردان اثر دربارهاش صحبت کردم، اولین نکته همین بود که ما در مورد این دست از افراد بسیار خوانده و شنیدهایم. بسیاری از این افراد، متناسب با کارهایی که کردهاند، یا در حبساند، یا هنوز دستگیر نشدهاند، یا وثیقه گذاشتهاند و فرار کردهاند یا بیرونند. افرادی که شبکههای فساد مالی درست کردهاند و پس از اینکه نظام قضایی کشور اینها را دستگیر کرده، بهراحتی یک وثیقه میگذارند و میآیند بیرون و بعد کارشان و آن شبکهای فساد را ادامه میدهند. بارها شنیدهایم در زندانها یکسری افراد هستند که آنقدر پول دارند که مثلاً یک زندگی لاکچری برای خودشان درست کردهاند. حال از آنجایی که ما این شخصیت را در قالب درام آوردهایم و میخواستیم در آن بند زندان کاراکترهای مختلفی حضور داشته باشند، نتوانستیم زندگی لوکس این کاراکتر را آنچنان که باید نشان بدهیم چون میخواستیم آن بند جامعهی کوچکی باشد که در طول نمایش برآیندش را میبینیم. نمیدانم تا چه حد در این امر موفق بودیم ولی تلاش من بر این بود که این نقشِ متفاوت را بازی کنم. این شخصیت نمایندهی یک قشر نمیدانم چند درصدی از جامعه ماست، نماینده همان قشری است که «همهکار» میکند و در نهایت شبکه نفوذش حتی در زندان هم ادامه دارد.
سیّاس، دوچهره و ریاکار بودن این کاراکتر را چطور در طول نمایش هدایت میکردید؟
این کاراکتر یک سری ویژگیها در متن داشت و من نیز میخواستم این شخصیت را شبیه شخصیتهای دیگری که این روزها میبینیم، نکنم. بنابراین، با کارگردان و نویسندهی کار مفصل بحث و گفتگو کردیم. در نهایت من تصمیم گرفتم به شکلی عمل کنم که تا یک جایی از نمایش، مخاطب تنها یک روی این آدم را ببیند، طوری که برخی بگویند چه آدم خوب، باکلاس و مودب و متینی است و کم کم این پرده کنار برود تا چهره حقیقی کاراکتر نمایان شود. برای من اساساً این نوع نقشها جذاب است و دنبال نقشهایی هستم که مرا به چالش بکشد و تماشاگر را نیز وارد چالش کند.





