احسان کاوه در گفتگو با صبا:
بزرگترین تهدید انیمیشن ایران، پخش بدون حقرایت است
فیلمهایی که هزینه تولیدشان از دو میلیون دلار تا حتی دویست میلیون دلار _ مثل «فروزن» _ است، بدون پرداخت هیچ حقرایتی در ایران پخش میشود. این یعنی نابودی هنر و صنعت انیمیشن ایران.

معصومه دهقان- انیمیشن ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است. در این پرونده، سه چهره کلیدی پشت تولید انیمیشن «یوز» درباره چالشها، خلاقیتها و تجربههای شخصی خود سخن گفتهاند: رضا ارژنگی، کارگردان؛ احسان کاوه، تهیهکننده؛ و سید امین جعفری، سوپروایزر انیمیت. از دغدغههای هویت ایرانی تا سختیهای تولید و جایگاه انیمیشن ایران در جهان، نکات کلیدی بسیاری در این گفتوگوها آشکار شده است. این پرونده نشان میدهد که چگونه یک انیمیشن میتواند الهامبخش، نماد خلاقیت ملی و گشاینده مسیر برای تولیدات آینده انیمیشن ایران باشد.
احسان کاوه، تهیهکننده «یوز» از تجربههای مدیریتی و تولیدی خود در سینمای مستند و انیمیشن ایران سخن گفت. او به روند شکلگیری پروژه انیمیشن «یوز»، دغدغههای هویت و اصالت در روایت داستان، چالشهای تولید و ظرفیتهای فرهنگی و زیستمحیطی این اثر پرداخت.
ایده و دغدغه اصلی پروژه «یوز» چگونه شکل گرفت؟
دغدغه و موضوع اصلی از سوی کارگردان پیشنهاد شده بود و همانطور که آقای ارژنگی در مصاحبهای که با ایشان داشتهاید احتمالاً اشاره کردهاند، این موضوع در ابتدا مطرح شد. اما آنچه باعث شد ما نیز همکاری کنیم و تلاش کنیم این کار را به نتیجه برسانیم، این بود که مسئله اصلی ما الزاماً مسائل زیستمحیطی نبود. موضوع اصلی «هویت» بود؛ اینکه موجودی به دنبال هویت خود و بازگشت به اصالت خویش باشد. این موجود میتواند انسان باشد، میتواند اشیا باشد یا میتواند حیوانات باشند. در این مسیر بحث شد و نیاز بود یک شخصیت بامزه و نمادین برای ایران حضور داشته باشد. واقعاً شاید هیچچیز بامزهتر از یک یوزپلنگ چاق و دورافتاده از وطن جلوه نمیکرد؛ بنابراین به سراغ آن رفتیم. البته منکر این نیستیم که این شخصیت ظرفیتهایی همچون اشاره به انقراض یوزپلنگ یا مسائل محیطزیستی ایجاد میکند، اما انگیزه اصلی ما موضوع اصالت، هویت و خانواده بود و کار نیز به همین سمت ارتقا پیدا کرد.
در مورد نحوه روایت فیلم چه دیدگاهی داشتید و با چه چالشهایی مواجه بودید؟
در خصوص نحوه روایت باید عرض کنم که در سینمای انیمیشن جهان یک چالش جدی وجود دارد: اینکه چگونه میتوان اثری تولید کرد که همزمان برای کودک و بزرگسال قابلفهم و جذاب باشد. کودک جهان را خطی و ساده میبیند، تجارب پیچیدهای ندارد و نیاز دارد روایت برایش روشن باشد. درحالیکه بزرگسال همراه او، نیازمند لایههای عمیقتر است. بسیاری از فیلمها نمیتوانند این دو نیاز را همزمان تأمین کنند و این چالش بسیار جدی است. ما در میان پیچیدگیها تصمیم گرفتیم که کار برای کودک ساده و قابلفهم باشد؛ بنابراین ممکن است برخی بزرگسالان احساس کنند روایت خطی است اما این انتخابی آگاهانه بوده است. باید اضافه کنم که سینمای انیمیشن جهان—که در ایران بیشتر با نمونه آمریکایی شناخته میشود—بیش از صد سال قدمت دارد و این تجربه صدساله آن را بسیار حرفهای کرده است. اما سینمای انیمیشن ایران، منظورم سینمای اقتصادی و مخاطبمحور است نه فیلم کوتاه یا آثار جشنوارهای، شاید کمتر از دو دهه قدمت دارد؛ حتی اگر با اغماض بگویم، شاید حدود ده سال است که حضور جدی پیدا کرده است. درنتیجه آزمونوخطا در تکنیک، روایت و ارتباط با مخاطب طبیعی است و امیدواریم که مسیر کیفیت رو به رشد باشد.
تکنیک سهبعدی برای انیمیشن چه دشواریهایی به همراه داشت؟
درست است که ساخت انیمیشن با تکنیکهای رایانهای سهبعدی نیازمند نرمافزارها و سختافزارهای پیچیده و بهروزی است که مدام تغییر میکنند، اما خوشبختانه در ایران متخصصان بسیار زبدهای داریم که تلاش میکنند هر روز خود را بهروز نگه دارند و با آخرین تحولات تولید انیمیشن سهبعدی آشنا باشند. به همین دلیل نمیتوان گفت بزرگترین چالش ما فضای نرمافزاری یا سختافزاری بوده است. اگر بخواهم پیچیدهترین سختیها را نام ببرم، ابتدا «فیلمنامه» است و بعد «عوامل تولید» که محدود هستند. در دنیا شاید کمتر از ده کشور وجود دارند که مستقلاً و بهتنهایی فیلم سینمایی انیمیشن تولید کنند؛ بنابراین اینکه در ایران چنین تلاشهایی انجام میشود، نشاندهنده عزم جدی هنرمندان است که توانستهاند طی ده سال گذشته چندین فیلم تولید کنند.
درباره شباهت برخی شخصیتها یا موسیقی با آثار خارجی، چه توضیحی دارید؟
در مورد شباهت شخصیتها باید عرض کنم که یوزپلنگ چاق ما هیچ ارتباطی به پاندای کونگفوکار ندارد. اما بهدلیل محدودیتهایی که در حوزه صداپیشگی انیمیشن در ایران داریم، صداهای مختلفی تست شد، گروه کانونی تشکیل دادیم و در نهایت صدای آقای حامد عزیزی انتخاب شد. این صدا در ذهن مخاطب ایرانی یادآور پاندای کونگفوکار است، اما اصل شخصیت یوز تپل قصه ما شباهتی به شخصیتهای انیمیشنی دیگر ندارد. البته اگر مخاطب احساس کند که این موضوع او را از فرهنگ بومی دور میکند، نکته درستی است و باید مورد توجه قرار گیرد. اما درباره موسیقی، نظرم کاملاً متفاوت است. موسیقی این فیلم اثری فاخر است. آهنگسازی آن را جناب آقای افشین عزیزی انجام دادهاند و ارکستر فیلارمونیک پراگ آن را اجرا کرده است. تلاش شده هم عناصر بومی و هم عناصر جهانی در آن وجود داشته باشد تا حس مورد نیاز فیلم ایجاد شود. بنابراین تقلید تلقی نمیشود.
آینده اقتصادی سینمای انیمیشن ایران را چگونه میبینید؟
به نظر من سینمای انیمیشن در ایران قطعاً سودده خواهد بود و فکر میکنیم موفق است. نهتنها در اکران فیلمها موفق بوده، بلکه انیمیشن در ایران آغاز یک مسیر است. وقتی یک انیمیشن موفق میشود، تازه درهای بسیار زیادی باز میشود؛ چون شما با یک «آیپی» یا مالکیت فکری روبهرو هستید که میتوانید روی آن کار کنید، سرمایهگذاری کنید و بهرهبرداری زیادی انجام دهید.
آیا پروژه «یوز» ادامه خواهد داشت؟
با توجه به اینکه سرمایهگذار و سفارشدهنده اصلی کار مرکز انیمیشن سوره است، تمایل به ادامه پروژه و توسعه این شخصیت وجود دارد. اما اینکه این ادامه در قالب فیلم سینمایی باشد یا سریال یا هر قالب دیگر، هنوز در حال بررسی است. انشاءالله بهترین تصمیم اتخاذ خواهد شد.
در پایان اگر نکتهای باقی مانده، بفرمایید.
نکته آخری که میخواهم عرض کنم این است که VODها در ایران بدون اینکه ریالی پرداخت کنند، گرانقیمتترین محصولات انیمیشن جهان را پخش میکنند. در حالی که اگر یک خودروی صد هزار دلاری وارد ایران شود، صد هزار دلار هم باید گمرک پرداخت شود. اما فیلمهایی که هزینه تولیدشان از دو میلیون دلار تا حتی دویست میلیون دلار _ مثل «فروزن» _ است، بدون پرداخت هیچ حقرایتی در ایران پخش میشود. این یعنی نابودی هنر و صنعت انیمیشن ایران. چون ما هر کاری انجام دهیم، نمیتوانیم با «مجانی» رقابت کنیم. هر عددی ضربدر صفر مساوی صفر است. اگر این روند ادامه پیدا کند، صنعت نوپای انیمیشن ایران بهسادگی از بین میرود. الان همه به دلیل فروش خوب فکر میکنند وضعیت مناسب است، اما برای جهانی شدن، داشتن درآمد پایدار و ایجاد شغل باید فراتر از اکران فکر کرد. این روند فعلی میتواند صنعت انیمیشن را نابود کند. امیدوارم خبرنگاران نسبت به این موضوع حساسیت نشان دهند و جدی به آن بپردازند. پیشنهاد من این است که اگر امکان پرداخت حقرایت وجود ندارد، دولت صندوقی ایجاد کند تا پلتفرمهایی که درآمدهای چند ده میلیاردی دارند، هزینه این پخش بدون مجوز را به آن صندوق واریز کنند. اگر این پول قابل پرداخت به صاحبان اصلی آثار نیست، حداقل در صندوق ذخیره شود تا صرف حمایت از انیمیشن بومی شود و این صنعت بتواند تقویت شود. این جدا از آثار سوء فرهنگی واردات محصولات رسانهای است که ما معتقدیم آنها نیز تأثیرات منفی دارند. از نظر اقتصادی نیز ادامه این وضعیت باعث نابودی صنعت انیمیشن خواهد شد.





