روزنامه صبا

روزنامه صبا

فتح‌الله امیری در گفتگو با صبا:

محیط‌بانان سربازان وطن‌اند


محیطبانان در معرض دید نیستند. در این فیلم، این افراد به‌خوبی مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرند و تازه می‌فهمیم که این‌ها چه انسان‌های خاصی هستند. این‌ افراد سربازان وطن‌اند و نباید نادیده گرفته شوند.

 

مریم عظیمی _ جشنواره سینما حقیقت از 19 آذر ماه در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است و خبرنگار روزنامه صبا در پنجمین روز از نوزدهمین دوره این جشنواره با سه تن از کارگردانانی که آثارشان مورد توجه مخاطب قرار گرفته گفت‌وگویی داشته که در ادامه می‌خوانید. آثاری که به نقش زن در خانواده، زن در اجتماع و اتفاقی نادر در محیط زیست می‌پردازند.

اکنون بیش از 21 سال است که فتح‌الله امیری صرفا مستندهای محیط زیست و حیات وحش می‌سازد. او که پیشتر فیلمی در مورد آخرین یوزپلنگ پارک ملی کویر نیز ساخته از سال 96 به همراه همکارش نیما عسگری وارد پروژه ساخت مستند «بازگشت گور ایرانی» شده که فعالیت‌های و به مدت 8 سال برای ساخت آن زمان گذاشته است. فیلم از جایی آغاز می‌شود که رضا شاه حسینی در سال 1396 به عنوان مدیر پارک ملی کویر، دفترچه‌ای قدیمی از روزنوشت‌های یک محیط‌بان، مربوط به سال 1360 را پیدا می‌کند که در آن نوشته است: «4 راس گور ایرانی را مشاهده کرده است!» و این سرآغاز یکی از مهمترین رویداد‌های محیط زیست ایران می‌شود.

 

ساخت مستند محیط‌زیستی، به ‌ویژه درباره گونه‌های نادر حیوانات، چه چالش‌ها و سختی‌هایی برای شما دارد؟

این دست از آثار طبیعتاً کارهای سخت و زمان‌بری هستند. وقتی وارد چنین پروژه‌ای می‌شوید، پایان آن باز است و مشخص نیست که فیلم به سرانجام برسد یا نه. به نظر من، یکی از چالش‌های اصلی همین موضوع است. فکر نمی‌کنم کسی پیدا شود که 8 سال از عمرش را صرف ساخت یک مستند کند. این کار نه از نظر اقتصادی و نه از نظر معنوی، منطقی نیست؛ بیشتر یک کار دلی است وگرنه منطق خاصی پشت آن وجود ندارد.

از همکاریتان با آقای عسگری بگویید.

حدود ۱۷ سال است که ما با هم کار می‌کنیم و بسیاری از کارهای خوب‌مان را به صورت مشترک ساخته‌ایم همین موضوع کمک کرده که میزان تولید ما نسبت به بسیاری از مستندسازان محیط‌زیست و حیات وحش بیشتر باشد. من معتقدم وقتی دو نفر با هم همکاری می‌کنند، سرعت تولید یا کیفیت آن فقط دو برابر نمی‌شود، بلکه شاید هشت برابر شود. این هم‌افزایی و سفرها برای ما بسیار لذت‌بخش است. به نوعی وقتی با دوستت سفر می‌کنی شغلتبیشتر شبیه یک تفریح می‌شود. البته گاه بخاطر شرایط نمی‌توانیم همزمان در صحنه و موقعیتی باشیم اما همفکری و همسویی عمیقمان سبب می‌شود که مثلا در همین مستند «بازگشت گور ایرانی» ببینید که در طول این سال‌ها تقریباً تمام صحنه‌ها پوشش داده شده است؛ طوری که انگار همیشه هر دو نفر حضور داشته‌ایم، در حالی که در بسیاری از سفرها یا من بوده‌ام یا ایشان.

آیا فیلم راوی و روایت هم دارد؟

بله، فیلم دارای مونولوگ است و روایت آن بر عهده آقای رضا شاه‌حسینی، رئیس پارک ملی کویر، است. ساختار فیلم مشاهده‌گر و بسیار واقعی است. فکر می‌کنم این فیلم یکی از واقعی‌ترین فیلم‌های این دوره از جشنواره است؛ نه بازسازی در آن وجود دارد و نه اغراق بلکه فیلم صادقانه است که در عین حال ساختارهای حفاظت از محیط زیست را مورد نقد قرار می‌دهد.

آیا «بازگشت گور ایرانی» به اکران عمومی خواهد رسید؟

تلاش ما این است که فیلم اکران عمومی داشته باشد تا بیشتر دیده شود. به نظرم یکی از ویژگی‌های بسیار خوب فیلم این است که مخاطب را با آدم‌هایی آشنا می‌کند که شاید کمتر دیده شده‌اند. شاید بسیاری هنوز نداند که محیطبان چه کاری انجام می‌دهد و چه انسان‌هایی در عمق کویرها، در موقعیتی که شاید از اولین جاده آسفالت بیش از صد کیلومتر فاصله دارد، برای حفظ این کشور چقدر زحمت می‌کشند. طبیعت ایران بخشی مهم از ایران است و گونه‌هایی مانند گور ایرانی که هم ریشه اساطیری دارند و هم در خطر انقراض هستند، یا یوزپلنگ ایرانی، توسط همین افراد حفظ می‌شوند. این افراد مجری تلویزیون و یا فوتبالیست نیستند که دائماً در معرض دید باشند. شاید اصلاً کسی نداند چنین انسان‌هایی وجود دارند و فقط هر از گاهی خبری می‌شنویم که مثلاً در گوشه‌ای ایران محیط‌بانی شهید شد و بعد هم فراموش می‌شود. اما در این فیلم، به نظر من، این افراد به‌خوبی مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرند و تازه می‌فهمیم که این‌ها چه انسان‌های خاصی هستند؛ آدم‌هایی که با دل و جان کار می‌کنند. به نظر من، این‌ افراد همان سربازان وطن‌اند و نباید نادیده گرفته شوند.

آیا توانستید بازخورد رو در رو و یک به یک نیز از مخاطب‌تان بگیرید؟

نکته‌ای که اشاره کردید بسیار جالب بود. اتفاقاً صبح یکی از همکارانم تماس گرفت و گفت فیلم شما بازخورد بسیاری داشت. من پس از اکران با چند نفر تماس گرفتم و نظراتشان را شنیدم. خوشبختانه فیلم برایشان بسیار جالب بود. برای من طبیعی بود که معمولا در فیلم‌هایی که تاکنون ساخته‌ام و تم تراژیک داشتند، مخاطبان گریه کنند، اما این فیلم پایان امیدوارکننده و خوشی داشت و موفقیت پروژه را نشان می‌داد و بسیار جالب بود که مخاطبان از خوشحالی به ثمر رسیدن این پروژه یعی زادآوری گورخرها، پس از آنهمه سختی که در فیلم نشان داده می‌شود، گریه کرده بودند و به نوعی اشک شوق ریخته بودند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی