حمید اکبری خامنه در گفتگو با صبا:
قصهای که از سرنوشت فردی به تجربه جمعی میرسد
داستان فیلم از روایت یک سرنوشت فردی آغاز شده و با زبان طنز و کمدی، بازتاب دغدغههای اجتماعی و مسائل روز ایران میشود، بدون آنکه قصد صدور بیانیه سیاسی داشته باشد.

معصومه دهقان– فیلم «آقای زالو» تنها یک کمدی ساده نیست؛ قصهای است که در دل طنز، تصویر تلخ و شیرین جامعه امروز ایران را روایت میکند. در این پرونده، با حمید اکبری خامنه نویسنده و بازیگران مونا فرجاد و سامان مهکویه از چگونگی بازی در این فیلم تا چالشهای پشت صحنه گفتوگو کردهایم. از خندههای تلخ تا لحظات تاثیرگذار، همه نشان میدهد چگونه یک فیلم میتواند مخاطب را هم سرگرم کند و هم به فکر وادارد.
حمید اکبری خامنه، نویسندهی فیلم «آقای زالو»، در گفتوگو با ما از شکلگیری ایده، همکاری با مهران احمدی و اهداف پشت این اثر سخن میگوید. او توضیح میدهد که چگونه داستان فیلم از روایت یک سرنوشت فردی آغاز شده و با زبان طنز و کمدی، بازتاب دغدغههای اجتماعی و مسائل روز ایران میشود، بدون آنکه قصد صدور بیانیه سیاسی داشته باشد.
همکاری با مهران احمدی چگونه آغاز شد؟
اولین تجربه حرفهایام در سینما شش سال قبل با فیلم سگ بند به کارگردانی مهران احمدی آغاز شد. از از آن سال به بعد عموما ایدهها و خطهای داستانی فیلمنامههایم را در مراحل آغازین با او مطرح میکردم. وقتی ایده اولیه آقای زالو در سرم شکل گرفت، خط داستان را با مهران احمدی در میان گذاشتم و بسیار استقبال کرد. همین انرژی سبب شد نسخهی اول فیلمنامه را بنویسم و از همانجا همکاریما وارد فاز جدیتری شد.
وقتی قصه «آقای زالو» شکل میگیرد آیا صرفاً قصد دارید قصه تراژیک/الهامبخش بگویید یا میخواهید آینهای برای جامعه معاصر ایران باشید؟
آقای زالو برای من تبلور دغدغهای درونی است که در مدیوم یک ایده بروز پیدا کرده است. آقای زالو از روایت یک سرنوشت فردی آغاز میشود و به تجربه ای جمعی نزدیک میشود. هدف من از نگارش یک فیلم هیچگاه صادر کردن بیانیه سیاسی نیست اما مسالهمند بودن فیلم برایم مهم است. حالا اگر مساله فیلم عمومیتر باشد، فیلم همچون آینه روبروی مخاطب نقش بازتاب کنندگیاش را ایفا میکند.
شخصیت «زالو» تا چه حد آرمانی یا واقعگرا است؟
شخصیت آقای زالو نه یک تیپ اغراق شده است و نه یک کاراکتر کاملا واقعی؛ او ترکیبیست از واقعیتهای پیرامونی و پرداخت دراماتیک. حالا وقتی این پرداخت با زبان کمدی نیز همراه میشود نیاز به برجستهسازی دارد؛ بنابراین شخصیت زالو کمی تیزتر طراحی شده تا کمدی و نقد اجتماعی اش بهتر کار کند.
در فیلمنامهنویسی برای چنین داستانی، چطور بین «طنز/کمدی» و «نقد جدی» تعادل برقرار کردید؟
در کمدیهای اجتماعی سیاسی، نقد زمانی اثرگذار است که با کمدی همپوشانی داشته باشد. اگر کمدی در خدمت نقد حرکت نکند، تبدیل به یک تلاش تصنعی برای خندان میشود و از سوی دیگر نقد هم الکن میماند. لذا قبل از تلاش برای برقراری تعادل باید موقعیتهای کمیک طراحی کرد. کمدی در این فیلم از دل تضادها شکل میگیرد؛ تضاد بین اقدامات شخصیتهای داستان و موقعیتهایی که در آن حاضر می شوند. همین تضاد است که خنده میآورد و در همان لحظه نقد را هم به مخاطب منتقل میکند.
در آثار قبلیتان (مثل «سگبند» یا «ناتور دشت») با چه دغدغههایی کار کردید و آیا آن دغدغهها در «آقای زالو» ادامه یافتند؟
بالاخره وقتی آثار هر نویسنده به طور دقیق بررسی شود، اشتراکاتی در آنها یافت میشود که مجموعه این اشتراکات، جهانبینی نویسنده را مشخص میکند اما هرکدام از آثار، دنیای جداگانه و دغدغه خودشان را دارند. برای من «آقای زالو» نه ادامه آن آثار است و نه مساله شکل گیریاش با آنها مشترک است؛ بلکه نگاه من و کارگردان به یک دغدغه مشترک است.
چقدر امید دارید این فیلم تأثیر بگذارد، نه فقط در سینما بلکه در نگاه مردم به ارزشها، رفتار اجتماعی، اعتماد و فساد؟
ما تمام تلاش خودمان را به قدر توان برای خلق اثری تاثیرگذار در عین حال سرگرم کننده انجام دادیم و برای ساخت این فیلم سختیهای زیادی را چه در مرحله دریافت پروانه ساخت و چه در مرحله ی تولید گذراندیم. بازخوردهایی که این روزها از مخاطبان می گیریم عموما امیدوار کننده و رضایت بخش است.
آیا اساساً معتقدید هنر/سینما توانایی «تغییر جامعه» را دارد؟ اگر بله چطور؟
قطعا هنر میتواند جامعه را تغییر دهد. البته تاثیر هنر بر جامعه عموما بلند مدت است. تغییر به واسطه هنر از جایی آغاز میشود که یک اثر در قدم اول بتواند احساس ، درد و یا سوالی را در مخاطب ایجاد کند و بعد از آن، نگاه یا زاویه دید جدیدی به او اضافه کند. همین تغییر نگاه و برانگیختگی آرام آرام در جامعه نشر مییابد و از تغییر فردی به تغییر جمعی بدل میشود و جریان سازی یک اثر کامل میشود. آثار هنری بسیاری در طول تاریخ سبب جهشهای فرهنگی و آگاهی بخش شده اند. از کلبه ی عمو تام بیچر استو که جرقه جریان ضد بردهداری را در آمریکا زد تا عصر جدید و دیکتاتور بزرگ چاپلین که نگاه جهانیان به فاشیسم را تکان داد تا همین سینمای خودمان که فیلمی مثل دایرهی مینا اثر استاد مهرجویی نگاه مردم را نسبت به موضوع خونفروشی عوض میکند و در نهایت به ایجاد سازمان انتقال خون میانجامد.
همکاری با مهران احمدی چطور پیش رفت؟
به واسطه رفاقت نزدیکی که بعد از «سگبند» بین من و مهران احمدی شکل گرفت نوع همکاری ما در «آقای زالو» تحت تاثیر این فضا بسیار لذتبخش و سازنده پیش رفت. ما با جهان بینی یکدیگر به طور کامل آشنایی داریم و میدانیم که هرکدام به دنبال چه هستیم و همین تعامل، سختیهای مسیر ساخت این فیلم را برایمان آسان میکرد.
صحبت پایانی
این روزها حال دل و جیب مردم خوب نیست . آنقدر خوب نیست که راستش حتی رویم نمیشود مردم را برای تماشای فیلم به سینما دعوت کنم. فقط امیدم این است که اگر آمدند و به تماشای «آقای زالو» نشستند، این فیلم بتواند حتی برای لحظهای لبخندی روی لبشان بنشاند و دقیقهای آنها را از فشار زندگی رها کند. همین لبخند برای من از هر چیز دیگری ارزشمندتر است.





