روزنامه صبا

روزنامه صبا

محسن شیرازی در گفتگو با صبا:

«دو روز دیرتر» قربانی سانسور سلیقه‌ای شد


ما چیزی حدود ۱۳ یا ۱۴ اصلاحیه دریافت کردیم که بسیاری از آن‌ها کاملاً سلیقه‌ای و بعضاً بی‌مورد بودند. همین حذف‌ها باعث شد بخشی از شوخی‌ها و طنز فیلم از بین برود.

معصومه دهقان _ فیلم سینمایی «دو روز دیرتر» فقط یک کمدی‌ رمانتیک ساده نیست؛ پشت این روایت ظاهراً شیرین، دغدغه‌هایی جدی درباره زندگی، عشق، اقتصاد و آینده جوانان امروز جریان دارد. در این پرونده، اصغر نعیمی کارگردان، محسن غلامی طراح صحنه و محسن شیرازی تهیه‌کننده، از مسیر پرچالش تولید، نگاه‌شان به فیلمنامه، طراحی فضا، سانسورها، اکران و معنای قهرمان معاصر سخن گفته‌اند؛ گفت‌وگوهایی که تصویری چندوجهی از تولد یک فیلم در سینمای امروز ایران ارائه می‌دهد.

«دو روز دیرتر» از آن دست فیلم‌هایی است که بیش از آن‌که سرنوشتش در گیشه رقم بخورد، در مسیر تولید و اکران با چالش‌های جدی مواجه شد. محسن شیرازی، تهیه‌کننده این فیلم، در گفت‌وگویی صریح از پشت‌پرده شکل‌گیری پروژه، اصلاحیه‌های سلیقه‌ای، مشکلات مالی، اختلافات پخش و نگاهش به مفهوم «فیلم سفارشی» می‌گوید.

 

در روند تولید فیلم «دو روز دیرتر» چه عواملی باعث شد شما وارد فرایند تهیه‌کنندگی شوید و چرا این پروژه را پذیرفتید؟

در واقع فیلم «دو روز دیرتر» با خود من استارت خورد. طرح اولیه‌اش را خودم طراحی کردم، البته بر اساس قصه‌ای که آقای حسینی برای من تعریف کرده بودند. من در مقطعی مشاور مدیرعامل روایت فتح بودم و در یکی از جلسات، آقای حسینی قصه‌ای را مطرح کردند که جرقه طرح اولیه فیلم در ذهن من زده شد. خط داستانی اولیه درباره یک زن و شوهر بود که مدت‌ها قصد بچه‌دار شدن دارند اما موفق نمی‌شوند و درست زمانی که دیگر نمی‌خواهند، این اتفاق می‌افتد. از همان ابتدا هم مایه‌های کمدی در قصه وجود داشت.

تأمین اعتبار پروژه چگونه انجام شد و چه مشکلاتی در این مسیر وجود داشت؟

به دلیل مسئولیتی که آن زمان داشتم، توانستم برای روایت فتح ردیف تولید بگیرم. اما متأسفانه در دولت گذشته، سازمان برنامه و بودجه همکاری لازم را نداشت و تبعیضی بین روایت فتح و سایر نهادهای فرهنگی قائل شد. از بودجه‌ای که مصوب شده بود، فقط حدود ۲۰ درصد پرداخت شد و همین موضوع ما را در تأمین اعتبار با مشکل جدی مواجه کرد. با این حال، با لطف خدا و تلاش‌های فراوان، پروژه به سرانجام رسید. در واقع من تهیه‌کنندگی را نپذیرفتم، بلکه سایر دوستان همکاری با من را پذیرفتند و این پروژه به این صورت شکل گرفت.

بعد از جشنواره، فیلم با اصلاحیه‌های متعددی مواجه شد. این تغییرات چه تأثیری بر نسخه نهایی داشت؟

ما چیزی حدود ۱۳ یا ۱۴ اصلاحیه دریافت کردیم که بسیاری از آن‌ها کاملاً سلیقه‌ای و بعضاً بی‌مورد بودند. برای مثال، یک شوخی ساده از زبان خانم ناهید مسلمی به‌دلیل برداشت نادرست، به‌عنوان توهین تلقی شد و مجبور شدیم آن را حذف کنیم. همین حذف‌ها باعث شد بخشی از شوخی‌ها و طنز فیلم از بین برود. فیلم حدود شش ماه در انتظار پروانه نمایش ماند و عملاً متوقف شده بود تا اینکه با تغییر مدیران، شرایط صدور پروانه بهتر شد و نهایتاً نسخه‌ای با اصلاحات کمتر مجوز گرفت.

درباره تأخیر در پرداخت مطالبات عوامل توضیح می‌دهید؟

علت اصلی تأخیر، عدم همکاری عجیب و غریب سازمان برنامه و بودجه بود. در سال ۱۴۰۱ برای روایت فتح بودجه‌ای حدود ۳۵ میلیارد تومان مصوب شده بود، در حالی که کل برآورد فیلم حدود ۱۴ میلیارد تومان بود. تصورمان این بود که حداقل همان ۱۴ میلیارد تومان پرداخت می‌شود، اما در نهایت فقط ۷ میلیارد تومان تخصیص داده شد. این موضوع ما را کاملاً غافلگیر کرد. با پیگیری‌های فراوان، حمایت مدیرعامل وقت روایت فتح و بعد از ماه‌ها دوندگی، نهایتاً توانستیم منابع لازم را تأمین کنیم و همه عوامل را تسویه کنیم. این روند حدود پنج تا شش ماه طول کشید.

رابطه شما با بازیگران و عوامل در این مدت چگونه بود؟

با اغلب عوامل پشت و جلوی دوربین رابطه خوبی داشتیم. آقای فرهاد آییش با وجود اجرای تئاتر، برای جشنواره فجر تشریف آوردند. سینا مهراد دوست قدیمی من است و ارتباط ما همچنان برقرار است. با اکثر بازیگران تعامل خوبی داشتیم و مسائل پیش‌آمده بیشتر ناشی از سختی‌های مسیر تولید و مشکلات مالی بود، نه اختلافات شخصی.

برخی معتقدند غیبت برخی بازیگران در اکران عمومی به فیلم لطمه زد. نظر شما چیست؟

من شخصاً معتقدم دوران فرش قرمزهای پرهزینه و اکران‌های تجملاتی گذشته است. نسبت هزینه به عایدی این مراسم‌ها اصلاً منطقی نیست. البته قبول دارم که حمایت معنوی بازیگران تأثیر دارد.

فیلم از سوی برخی منتقدان به‌عنوان اثری سفارشی معرفی شده است. پاسخ شما چیست؟

اگر فیلمی سفارشی بود، شش ماه پشت پروانه نمایش نمی‌ماند. این فیلم هیچ شباهتی به تولیدات ارگانی ندارد. نه شهیدگرافی است و نه شعاری. «دو روز دیرتر» فیلمی مردمی است که از زاویه نگاه جوان‌ها به مسئله فرزندآوری و دغدغه‌های اقتصادی نگاه می‌کند. این نگرانی‌ها واقعی است و در زندگی روزمره مردم وجود دارد.

بازخورد مخاطبان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

برای من بازخورد مخاطب عام اهمیت بیشتری نسبت به نظر منتقدان جشنواره‌ای دارد. «دو روز دیرتر» فیلمی بی‌ادعا و آبرومند است؛ قصه‌ای روان دارد، لحنش شیرین است و دغدغه‌ای اجتماعی را مطرح می‌کند. ما از ابتدا می‌دانستیم چه فیلمی می‌سازیم و انتظار معجزه در گیشه نداشتیم.

و در پایان، نکته‌ای خطاب به مدیران سینمایی دارید؟

سینمای ایران نیازمند حمایت واقعی از نیروهای جوان است. اگر قرار است تغییری ایجاد شود، باید به جوان‌ها میدان داد. «دو روز دیرتر» برای من فقط یک فیلم نبود، بلکه تجربه‌ای از واقعیت‌های تلخ و شیرین سینمای امروز ایران بود.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی