فرزاد رنجبر در گفتگو با صبا:
امیدوارم فیلم جدیدم را نیز در هنر و تجربه اکران کنم
همین که فیلم کوتاه اکران میشود و مخاطب عامتر نیز میتواند فیلمها را ببیند، برای فیلمساز بسیار جذاب و خوشایند است و امیدوارم بتوانم فیلم جدیدم «۲۱» را نیز در قالب هنر و تجربه به اکران برسانم.

مریم عظیمی – بسته فیلمهای کوتاه «پرسونا» این روزها در سینماهای هنر و تجربه اکران میشود و مخاطبان این دست از آثار را به تماشای 6 فیلم کوتاه که تولید سال1402 هستند فرا میخواند. بسته فیلم کوتاه پرسونا شامل فیلمهای «آپولو» ساخته فرزاد رنجبر، «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» ساخته مهدیه محمدی، «خودکشی به سبک نیچه» ساخته پیام کردستانی، «سربسته» ساخته یاسر خیر، «شلال» ساخته امیرعلی سیسیپور و «مورچه» ساخته فرهاد شنتیایی است. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با فرزاد رنجبر، کارگردان فیلم کوتاه «آپولو» را میخوانید.
چه شد که تصمیم گرفتید در «آپولو» به تجربه و سختیهای فیلمسازانی که در حوزه فیلم کوتاه یا آماتوری کار میکنند، بپردازید؟
سال۹۰ بود که فیلم بلند «برف و خون» را به صورت آماتوری ساختیم و اتفاقاتی که در آن فیلم افتاد جرقه ساخت فیلم کوتاه «آپولو» شد. در ابتدا نیز میخواستم بر اساس تجربیاتی که در ساخت فیلم برف و خون داشتم، «آپولو» را به صورت یک فیلمنامه بلند بنویسم اما شرایطش فراهم نشد و تصمیم گرفتم آن مسائل را در قالب یک فیلم کوتاه بازتاب دهم. به همین علت فکر میکنم که این اثر و داستان و تجربیات به نوعی برای همه فیلمسازان عرصه کوتاه و آماتوری قابل لمس باشد.
آیا فیلم برف و خون کامل شد؟
بله کامل و بعدها تبدیل به یک نسخه کوتاهتر شد و سالها بعد با مبلغ پایینی به شبکه سمنان فروخته شد.
داستان آپولو چیست؟
فیلم درباره فیلمسازی است که تنها یک ساعت فرصت دارد تا آخرین پلان فیلمش را فیلمبرداری کند. فیلمی که تمام سرمایه زندگی و حتی طلاهای همسرش را نیز خرج آن کرده است و دیگر هیچ پولی ندارد که بتواند حتی یکروز بیشتر فیلمبرداری کند بنابراین اگر نتواند آن پلان را به موقع ضبط کند به نوعی همه چیز یعنی هم زندگی کاری و هم زندگی شخصیاش به بنبست میرسد. از دیگر نیز همه چیز دست به دست هم میدهد تا این اتفاق نیوفتد یعنی مشکلاتی که در مسیر فیلمبرداری پیش میآید، هر بار به شکل مضحک و در عین حال دردناک برای او رخ میدهند و فضای فیلم ترکیبی از استرس، طنز تلخ و فشارهای شخصی و حرفهای است.
پیش از این فیلم یکی دیگر از ساختههای شما به نام «روز خداحافظی» نیز در بسته «دادخواست» به اکران عمومی رسید. تداوم این اکرانهای عموم آیا از رضایت تجربه قبل میآید؟
طبیعتا میتوانست تجربه بهتری نیز باشد و فیلمها بیشتر دیده شوند اما به هر حال، همین که فیلم کوتاه اکران میشود و مخاطب عامتر نیز میتواند فیلمها را ببیند، برای فیلمساز بسیار جذاب و خوشایند است و امیدوارم این فرصت باز هم ایجاد شود و بتوانم فیلم جدیدم «۲۱» را نیز در قالب هنر و تجربه به اکران برسانم.
اسم بسته چگونه انتخاب شد؟
در جلسهای که در مورد اسم بسته تصمیم گیری شد خودم نیز پیشنهادات دیگری داشتم اما در نهایت اسم «پرسونا» میان دیگر اسمها رای بیشتری داشت و انتخاب شد.
ساخت «آپولو» چقدر طول کشید؟
من فیلمنامه آپولو را بارها بازنویسی کردم، اما مرحله ساخت فیلم تقریباً چهار روز طول کشید.
فیلمسازی در شهرستان چالشهای خاص خودش را دارد و با فیلمسازی در تهران متفاوت است. با توجه به اینکه آپولو را در سمنان ساختهاید با چه شرایطی مواجه بودید؟
من آپولو را در شهرستانی که زندگی میکردم ساختم اما به هر حال در شهرستان امکانات و تجهیزات محدودتر است و بیشتر عوامل حرفهای و تمرکز منابع در تهران هستند. مثلاً در فیلم «آپولو»، بخشی از عوامل از خود سمنان بودند، اما بخش دیگری از تهران آمدند. بهطور کلی میتوان گفت که ساخت فیلم در شهرستان بسیار سخت است مگر شهرستانهایی که توانستهاند همه چیز را به صورت متمرکز فراهم کنند و سیستمی شبیه کمپانیهای فیلمسازی ایجاد کردهاند مانند کاری که فیسلمازان تبریز و کردستان انجام دادهاند.





