گیتا بهادری در گفتگو با صبا:
سعی کردم ابتدا به وجه بیرونی نقش برسم
من در تمرینها تلاش کردم ابتدا به وجه بیرونی نقش برسم و سپس آن را درونی کنم. من احساس میکردم این نقش به صدایی متفاوت نیاز دارد؛ صدایی که باید از دیافراگم تولید میشد و نه از حنجره.

مریم عظیمی – نمایش طاعون به نویسندگی و کارگردانی رهام مخدومی و تهیهکنندگی محمدرضا شریفی نیا از 23 آذر در تالار حافظ روی صحنه رفته و تا 29 دی ماه نیز اجراهای آن ادامه خواهد داشت. در این نمایش که طاعون به عنوان نمادی از یک سیستم تمامیت خواه، شهری را تحت سیطره میگیرد و انسانها را به بردگی میکشد بازیگرانی مانند محمدرضا میرحسینی، اشکان هورسان، گیتا بهادری، علیرضا مدنی، مریم ورزی، مجتبی علیزاده و… به ایفای نقش میپردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
با توجه به اینکه نقشی که شما بر عهده دارید، انتزاع و فانتزی خاص خود را دارد، لطفاً کمی درباره روند نقشپردازی و تمرینهایی که برای رسیدن به نتیجه نهایی طی شد، توضیح دهید.
واقعیت این است که زمانی که نمایشنامه را خواندم، این نقش را بسیار دوست داشتم، زیرا نقشی متفاوت بود. این شخصیت چندان حسی و درونی نبود و بیشتر دارای یک کاراکتر مشخص بیرونی بود. من در تمرینها تلاش کردم ابتدا به وجه بیرونی نقش برسم و سپس بهتدریج آن را درونی و کاملاً از آن خود کنم. من احساس میکردم این نقش به صدایی متفاوت نیاز دارد؛ صدایی که حتماً باید از دیافراگم تولید میشد و نه از حنجره. به همین دلیل، تمرینهای بسیار مشخص و تخصصی برای تقویت دیافراگم انجام دادم تا بتوانم به صدایی که مناسب این نقش بود، دست پیدا کنم. همچنین نقش دارای یکسری اَکتهای بیرونی، هم در بدن و هم در صورت و میمیک بود که این موارد بهتدریج در تمرینها پیدا شد، مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت آنها را متناسب با نقش، مال خود کردم.
معمولاً فانتزی همواره با این ریسک همراه است که به سمت کمدی حرکت کند، در حالی که در این نمایش ما با یک موقعیت فاجعهبار مواجه هستیم. برای اینکه از این مسئله اجتناب شود، چه تمهیداتی در نظر گرفتید؟
دقیقاً همینطور است. در روزهای ابتدایی تمرین، در برخی لحظات احساس میکردم که بازیام ممکن است به این سمت برود. به همین دلیل، هر روز و هر شب مقابل آینه تمرینها را با خودم تکرار و اَکتها را پیدا میکردم و مدام خودم را تحلیل میکردم که مبادا حرکات به سمت طنز برود و تمام تلاشم را کردم که چنین اتفاقی نیفتد. در این مسیر، تمرینهای فردی بسیار زیادی را هر روز و هر شب در خانه انجام دادم. از طرف دیگر هدایتهای آقای مخدومی در تمرینات گروهی نیز بسیار کمک کننده بود. همینطور فیلمهایی را به من معرفی کردند که میتوانست به شکلگیری این نقش کمک کند و من آنها را دیدم و بهتدریج توانستم به درک بهتری از نقش برسم.
گریم و لباسی که برای این نقش در نظر گرفته شده بود، چه تأثیری در روند رسیدن به نقش داشت؟
من واقعاً باید از دو نفر به صورت ویژه تشکر کنم؛ طراح گریم آقای حجت بابایی و طراح لباس خانم مهناز عباسی، چرا که گریم و لباس کمک بسیار زیادی به من کردند. آقای بابایی با صبر و حوصله فراوان، چهار بار گریم متفاوت برای نقش من طراحی و اجرا کردند، حتی پوستیژ را هم خودشان ساختند و از بیرون تهیه نشد. طراح لباس نیز کار فوقالعادهای انجام داد به طوری که وقتی لباس را دیدم، واقعاً هیجانزده شدم. البته هم گریم و هم لباس دقیقاً در روز اول اجرا به من رسید و اگر چه پیش از آن لباس را دیده بودم، اما عملاً از آن استفاده نکرده بودم. با این حال، هر دو، تأثیر بسیار زیادی در شکلگیری و باورپذیری نقش برای من داشتند. تا جایی که من پس از اجرای گریم و پوشیدن لباس هر بار، حدود نیم ساعت به تنهایی تمام دیالوگها، همه اکتها و تمامی میمیکهای صورتم را دوباره تمرین میکنم تا کاملاً با یکدیگر هماهنگ باشند و فراموش نکنم که این نقش متعلق به من است و این کاراکتر باید به چه شکل باشد تا هرگز از قالب اصلی خارج نشوم و امیدوارم که در این مسیر موفق بوده باشم.





