روزنامه صبا

روزنامه صبا

پریزاد سیف در گفتگو با صبا:

درخت کهنی که قلب و ذهن آیندگان را ریشه‌دار کرد


بهرام بیضایی رهروی زمانه است و این راه را برای سالکان آینده هموار کرده. بیضایی درخت کهنی است که در قلب و ذهن آیندگان ریشه دوانیده و قلب را که نمی‌شود سانسور کرد.

معصومه دهقان- بهرام بیضایی، استاد بی‌بدیل تئاتر، نویسنده و پژوهشگر ایرانی، پنج دی ماه از میان ما رفت؛ هنرمندی که با وسواس بی‌مثال خود بر کلمه، اجرا و اندیشه، نه‌تنها آثار جاودانی خلق کرد، بلکه قلب و ذهن نسل‌ها را ریشه‌دار کرد.  اهالی تئاتر از کهبد تاراج تا پریزاد سیف و فرزین محدث در گفت‌وگو با صبا از عظمت اندیشه، خلاقیت بی‌کران و فقدان جبران‌ناپذیر او در فرهنگ و هنر ایران سخن گفتند؛ هنرمندی که رفتنش پایان یک دوران نبود، بلکه یادآوری ارزشی است که دیر یا زود همه خواهیم فهمید.

پریزاد سیف، بازیگر و کارگردان تئاتر، درباره استاد بهرام بیضایی، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی و نمایشی ایران، می‌گوید: «آثار او دریایی از معرفت هستند و تأثیرش بر نسل‌های آینده همچنان ادامه دارد.» سیف در گفت‌وگو با روزنامه صبا از اولین مواجهه‌اش با بیضایی تا اهمیت نقش زن، زبان و اسطوره در آثارش و جایگاه بی‌بدیل او در فرهنگ ایرانی سخن می‌گوید.

 

اگر بخواهید بهرام بیضایی را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چیست؟

استاد بیضایی در نه یک جمله که در یک کلمه می‌گنجد: «فرهنگ» که درباره‌ی آن ساعت‌ها می‌توان گفت. هنر، تاریخ، فلسفه و تمامی علوم انسانی همه زیرمجموعه‌ فرهنگ هستند.

 اولین مواجهه شما با آثار یا شخصیت استاد بیضایی چه زمانی بود؟

یک صبح تابستانی سال ۱۳۷۰ در اتاق کوچکی بالای تالار سنگلج، استادم حمید سمندریان در آزمون عملی بازیگری از من پرسید: بیضایی را می‌شناسی؟ من گفتم نمایشنامه‌ «مرگ یزدگرد» را خوانده‌ام. استاد سمندریان گفتند: از بهرام بیشتر بخوان. این خواندن از همان موقع شروع شد. بعدها از ایشان در کلاس‌های بازیگری و نمایشنامه‌نویسی آموختم و افتخار داشتم که استاد راهنمای پایان‌نامه‌ عملی من در مقطع کارشناسی ارشد باشند و همزمان در فیلم «سگ‌کشی» بازی کنم.

 به نظر شما مهم‌ترین ویژگی فکری بیضایی چیست که او را از دیگران متمایز می‌کند؟

استاد بیضایی خودشان به یک اصل مهم اشاره می‌کنند: فهمیدن. در یکی از مصاحبه‌هایشان می‌گویند: «من در زندگی کاری نکردم به جز آنکه بفهمم.» و مگر کاری دشوارتر و هنرمندانه‌تر از فهمیدن و به اعماق درک رسیدن وجود دارد؟ این چنین است که آثار بیضایی دریایی از معرفت را در برابر شما قرار می‌دهد.

بیضایی بیشتر یک متفکر است، یک نمایشنامه‌نویس یا یک تاریخ‌پژوه فرهنگ؟

بهرام بیضایی در درجه‌ اول یک متفکر است.

 چرا «زن» در آثار بیضایی چنین نقش محوری و متفاوتی دارد؟

بنیاد هنر بر انسان و انسانیت و اصالت وجودی است. آقای بیضایی در آثارش به انسانی که به عنوان محور کائنات و اشرف مخلوقات شناخته شده می‌پردازد. چه زن و چه مرد… حال در سرزمینی هستیم که بنا به باورها و اعتقادات متعصبانه مدت زمان طولانی نقش زن‌ها در تاریخ و فرهنگ کمرنگ شده. بنابراین لازم است نقش و قدرت فراموش‌شده‌ زنان در جامعه یادآوری شود. بیضایی استادانه با استناد به شخصیت‌های تاریخی و اسطوره‌ای زنان ایرانی این کار مهم را انجام می‌دهد. من مدت‌هاست نسبت به جمله‌ی «پشت هر مرد موفق یک زن قوی ایستاده» حساسیت پیدا کرده‌ام. تاریخ ما نشان می‌دهد زنان ما همیشه در خط مقدم، شانه به شانه‌ مردان ایستاده‌اند.

 زبان در آثار بیضایی چگونه تبدیل به ابزار قدرت و مقاومت می‌شود؟

زبان در آثار بیضایی به اصل نقش خود برمی‌گردد. زبان از نقش ابزاری خود یعنی وسیله‌ ارتباطی می‌گذرد و تعیین‌کننده‌ هویت، اعتبار و احساسات تاریخی ما می‌شود. کلمات سلاح نویسنده هستند و بیضایی به بهترین شکل از این اسلحه برای دفاع و مقاومت استفاده می‌کند. او با زبان هویت و تاریخ و تمدن چند هزار ساله‌اش را صیقل می‌دهد و در معرض نمایش می‌گذارد. این‌چنین است که سره از ناسره جدا می‌شود و اصل از بدل.

 به نظر شما مهم‌ترین تأثیر بیضایی بر تئاتر و سینمای ایران چیست؟

تأثیر ایشان در سینما و تئاتر کاملاً متفاوت است. همان‌طور که می‌دانیم، تئاتر (نه نمایش) در ایران عمر طولانی ندارد و هنری وارداتی به حساب می‌آید. استاد بهرام بیضایی یکی از اولین کسانی است که به پژوهش درباره‌ی نمایش در ایران می‌پردازد و ریشه‌های کهن این هنر را در ایران معرفی می‌کند و سعی می‌کند تشابهات و تفاوت‌ها را بین تئاتر جهان و نمایش ایران پیدا کند. هنوز که هنوز است کتاب نمایش در ایران کتاب مرجع و علمی نمایشی است. طبقه‌بندی و مکتوب کردن تاریخ هر آنچه که نمایش و نمایشواره هست. تأثیر بزرگ دیگرشان نوشتن متن‌های نمایشی با موضوعات کهن ایرانی در قالب و ساختار جهانی نمایشنامه‌نویسی است. استاد بیضایی نقش بسیار مهمی در علمی کردن تئاتر ایرانی دارد. در تئاتر آنچه قبل از هرچیزی اهمیت دارد متن نمایشی است و بیضایی در این باره یکه‌تاز عرصه‌ی نمایشنامه‌نویسی است.

در سینما هم ایشان همین راه را کم و بیش ادامه می‌دهند و جزو موج نوی سینمای ایران در مقابل فیلم فارسی قرار می‌گیرند. دغدغه‌ی بیضایی چه در ادبیات و چه در سینما، فرهنگ ایرانی است.

 آیا می‌توان گفت بیضایی هنوز هم بر نسل جدید هنرمندان تأثیر دارد؟

این سوال را با سوال دیگری جواب می‌دهم: به نظر شما فردوسی بر نسل‌های آینده تأثیر می‌گذارد؟ یا حافظ؟ یا هدایت؟ یا نیما؟ اگر این بزرگان تأثیرگذارند، بهرام بیضایی هم هست. بیضایی در آثارش دست به تحلیل و نمایش خصائل انسانی می‌زند. تا زمانی که انسان بر این کره‌ خاکی هست، این خصلت‌ها هم هستند و در نتیجه، فردوسی هست، شکسپیر هست، هدایت هست و بیضایی.

اگر بیضایی در ایران می‌ماند، مسیر تئاتر و سینما چه تغییری می‌کرد؟

جواب دادن به این سوال برای من همراه با رنجی جانکاه است. اگر بیضایی در ایران بود… اگر سمندریان تئاتر کار می‌کرد… اگر تقوایی اجازه‌ فیلم ساختن داشت… اگر هدایت… اگر ساعدی… ما مردمی هستیم که با این «اگر»ها، رویا بافتیم و دق کردیم.

 چرا آثار بیضایی هم ستایش می‌شوند و هم دشوار تلقی می‌شوند؟

آثار بیضایی دشوار نیستند. آثار بیضایی از عمق آگاهی و درک نشأت می‌گیرند. کلی رنج و ممارست در پس هر جمله نهان است. برای همین زیبا و قابل ستایش‌اند و با شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌کنیم. اصولاً زیبایی، هنر و حقیقت دشوار و سخت هستند.

 نسبت بیضایی با قدرت، سانسور و زمانه‌اش را چطور می‌بینید؟

بهرام بیضایی نماد قدرت و پایداری است. قدرت به معنای نیکویش. بهرام بیضایی رهروی زمانه است و این راه را برای سالکان آینده هموار کرده. بیضایی درخت کهنی است که در قلب و ذهن آیندگان ریشه دوانیده و قلب را که نمی‌شود سانسور کرد.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی