محیا دهقانی در گفتگو با صبا:
زنانگی، قدرت و تجربهای متفاوت
پیچیدگی نقش این بود که در طول داستان از فضای زنانگی دور میشود، اما در نهایت به زنانگی خودش رجوع میکند و همین حس زنانگی باعث میشود حس عشق و عاطفه او زنده شود و به جنسیت اصلی خود بازگردد.

معصومه دهقان– «قرمز یواش» دومین فیلم بلند علی جبارزاده، بیش از آنکه یک کمدی اجتماعی باشد، روایتی تلخ از بحران حافظه، هویت و فراموشیِ سازمانیافته در جامعه امروز ایران است؛ فیلمی که با تکیه بر نگاه جامعهشناسانه کارگردان، تجربههای متفاوت بازیگران و عبور پرهزینه از ممیزی و اکران ناعادلانه، به سندی از سینمای مستقل بدل شده که بهجای آرامکردن مخاطب، او را به پرسش وادار میکند.
محیا دهقانی، بازیگر فیلم سینمایی «قرمز یواش»، از تجربهای متفاوت و چالشبرانگیز در نقش یک دختر پسرنما میگوید؛ نقشی که هم کمدی موقعیت دارد و هم تراژدی، و به گفته او بازگشت به زنانگی و کشف عشق، نقطه قوت این کاراکتر بوده است. او درباره سختیها، تاثیر سانسور و همکاری با کارگردان جوان فیلم نیز حرف زده و تاکید کرده که بازیگری برای او معنای خلق و تجربه است، نه صرفاً اجرا تجربه بازی در فیلم.
«قرمز یواش» را چطور توصیف میکنید؟
برای من تجربه بازی در این فیلم جذاب بود، به هر حال، من یک کاراکتر را بازی کردم که یک دختر پسرنما بود، اصطلاحاً «تامبوی». این کاراکتر جذابیت خاص خودش را داشت و مطمئن بودم که سالها میتوانم تجربه مشابهی نداشته باشم، چون فیلمنامهای وجود ندارد که بتوانی چنین نقشی را بازی کنی، حداقل در آن زمان. برای من این نقش جذاب بود و در آن سالها، یعنی سن من حدود ۲۶ یا ۲۷ سال، ساخته شد. دوست داشتم چنین چیزی را به عنوان یک بازیگر تجربه کنم. به نظر من بازیگر باید تمام نقشها را تجربه کند و من جزو آدمهایی هستم که کلاً متفاوت بودن را دوست دارم.
قبل از آغاز فیلمبرداری، چطور روی نقش کار کردید؟
وقتی فیلمنامه را خواندم، از همان ابتدا نقش را در ذهنم طراحی میکردم؛ نوع حرف زدن، صدا، لحجهها و تیکهها را بررسی کردم. چند جلسه دورخوانی داشتیم و این زمان برای من فرصت مناسبی بود تا روی کاراکتر کار کنم و چیزی خلق کنم که متفاوت باشد. واقعاً دوست داشتم یک دختری را بازی کنم که وقتی مردم میگویند «چقدر پسرگونه است»، بدانند هنوز دختر است. پیچیدگی نقش این بود که در طول داستان از فضای زنانگی دور میشود، اما در نهایت به زنانگی خودش رجوع میکند و همین حس زنانگی باعث میشود حس عشق و عاطفه او زنده شود و به جنسیت اصلی خود بازگردد.
نقش شما در فیلم هم لحظات کمدی دارد و هم بار اجتماعی؛ چطور بین این دو لحن مختلف تعادل برقرار کردید تا کاراکتر باورپذیر بماند؟
این فیلم کمدی موقعیت است، در واقع در کمدی موقعیت، شرایطی به وجود میآید که لحظه تلخ و تراژیک دارد. مثال میزنم: شما در مراسم ختم که میروید، یک اتفاق تلخ ناگهانی باعث میشود فضا عوض شود و بخندید. فضای کمدی هم همین است. کاراکتر من هم کمدی دارد و هم لحظات تراژیک را رقم میزند. او بر اساس شرایط زندگیاش رفتار پسرانه دارد، حتی بالاتر از مردان خودش را میبیند تا بتواند زندگی کند در موقعیت جغرافیایی که دارد. این اتفاقات نه بر اساس هورمون، بلکه شرایط زندگی او را شکل دادهاند.
تجربه گریم و خلق این جهان متفاوت برای شما چگونه بود؟
چیز جالب این بود که گریم متفاوت، لحن متفاوت و یک جهان متفاوت را تجربه کردم. برای یک بازیگر بهترین زمان است که چنین تجربهای داشته باشد. این اتفاق را خوش یمن و مثبت برای کارنامه خودم میبینم. کاری به اینکه مخاطب این کار را دوست دارد یا نه ندارم، مهم این است که وقتی خودم نگاه میکنم، کاراکتر را دوست دارم و با آن همذاتپنداری میکنم. مطمئنم مخاطب هم همین اتفاق برایش میافتد: او «محیا دهقانی» را نمیبیند، بلکه کاراکتر را میبیند که زندگی میکند.
درباره چالشها و موانع کار چه تجربهای داشتید؟
بالاخره همیشه فضای سانسور وجود دارد. وقتی نقش را اجرا میکنید و با سانسور مواجه میشوید، زحمات شما و عوامل دچار خدشه میشود. هیچکس دوست ندارد وقتی یک محصول سالم و کامل ارائه میدهد، کسی با چند خط آن را تغییر دهد و حق مطلب ادا نشود. امیدوارم روزی برسد که تیغ سانسور برداشته شود. اگر قرار است سانسوری اتفاق بیفتد، باید از لحظه نگارش فیلمنامه انجام شود، نه بعد از اجرا. در مجموع همه آدمها تلاش میکنند بهترین خودشان باشند و من هم همیشه تلاش کردهام بهترین خودم را ارائه کنم و قدردان فرصتهایی باشم که میتوانم استعدادم را شکوفا کنم و برای مخاطب مفید باشم.
همکاری با کارگردان، چگونه بود؟
آقای جبارزاده کارگردان جوان و پرتلاش هستند. وقتی با کارگردانی که هدف دارد و تلاش میکند کار میکنید، شما هم تلاش خود را چند برابر میکنید. سینمای مستقل خیلی سخت است و کار کردن در آن دشوار، اما ایشان توانست با همان تیم و بازیگران، تجربهای موفق بسازد. امیدوارم نگاه ویژهای به کارگردانان جوان و مستقل داشته باشیم، چون آینده سینمای ما به آنها وابسته است و باید قدرشان را بدانیم، نه اینکه فقط گفتاری و کلامی ارزش قائل شویم.
صحبت پایانی
من به عنوان بازیگر تلاش کردم بهترین خودم را ارائه کنم و اثری بسازم که برای مخاطب مفید باشد. امیدوارم وقتی بیننده کاراکتر را میبیند، از لحظات بازی لذت ببرد و با اثر ارتباط برقرار کند. این هدف اصلی من است و امیدوارم مخاطب آن را درک کند و تجربهای واقعی و لذتبخش از دیدن فیلم داشته باشد.





