سودابه بیضایی در گفتگو با صبا:
پوران برای من یک تیپ نبود، یک کاراکتر بود
پوران به همان اندازه که مقتدر است، منعطف هم هست. پوران برای من یک «تیپ» نبود، بلکه یک «کاراکتر» بود؛ شخصیتی با ابعاد و طیفهای مختلف، نه صرفاً یک تیپ کلیشهای از مادر.

پگاه زارعی – سریال «بهار شیراز» این روزها به عنوان یک کمدی خانوادگی ۷۰ قسمتی از شبکه دو سیما روی آنتن است؛ مجموعهای به نویسندگی و کارگردانی حسن وارسته که با تکیه بر زیست، لهجه و فرهنگ مردم شیراز، زندگی یک خانواده شیرازی را در قالب موقعیتهای ساده، روزمره و طنزآمیز روایت میکند. در این سریال، بازیگرانی چون سودابه بیضایی، قربان نجفی، مازیار مهرگان، مجتبی فلاحی، نسرین نکیسا و جمعی دیگر از بازیگران شیرازی و شناختهشده حضور دارند و خود شهر شیراز، فراتر از یک لوکیشن، به بخشی از روایت بدل شده است. خبرنگار روزنامه صبا به بهانه پخش این مجموعه، با حسن وارسته، سودابه بیضایی و قربان نجفی گفتوگو کرده است؛ گفتوگوهایی که به پشتصحنه شکلگیری سریال، دغدغههای بومیسازی، چالشهای بازی و کارگردانی و نگاه سازندگان به کمدی خانوادهمحور میپردازد.
سودابه بیضایی در گفتوگو با روزنامه صبا درباره تجربه بازی در سریال «بهار شیراز» از انگیزههایش برای پذیرش نقش «پوران»، اهمیت قصههای خانوادهمحور، استفاده از لهجه و زیست شیرازی و تصویری که از مادر خانواده در این سریال ارائه داده، میگوید: مادری که قرار است با نگاهِ شاد و منعطفش، حال مخاطب را خوب کند.
چه چیزی در فیلمنامه «بهار شیراز» شما را ترغیب کرد نقش «پوران»، مادر خانواده، را بپذیرید؟
در مورد انتخاب نقش پوران، با توجه به اینکه ژانر سریال کمدی بود، این کار برای من یک تجربهی بسیار جدید محسوب میشد. من تا آن زمان در ژانر کمدی به این شکل کار نکرده بودم. از طرف دیگر، وقتی فهمیدم با یک خانوادهی شیرازی روبهرو هستیم و قرار است قصه در بستر شهر شیراز روایت شود، انگیزهام برای پذیرش این نقش چند برابر شد.
فکر میکنید چرا قصههای خانوادهمحور هنوز برای مخاطب ایرانی جذاب و قابل لمساند؟
قصههای خانوادهمحور به خوبی با شکل زیستی همه ما در جامعه ارتباط دارند، چون جامعه ما اساساً خانوادهمحور است. همین موضوع میتواند دلیل جذابیت این نوع داستانها برای مخاطب باشد. هرچه روابط درون خانواده، اتفاقاتی که بین اعضا میافتد و گرمای حاکم بر فضای آن خانواده درستتر، صمیمیتر و پذیراتر باشد، مخاطب هم راحتتر میتواند وارد آن خانه شود؛ انگار خانواده درِ خانهاش را به روی مخاطب باز میکند تا او لحظاتی کنارشان زندگی کند. به نظر من سریال خانوادهمحور زمانی موفق است که این زیست خانوادگی را به شکلی واقعی و قابل لمس به مخاطب نشان دهد.
اولین تصویری که از این مادر در ذهنتان شکل گرفت چه بود؟
اولین تصویر من از این مادر، تصویر یک مادر شاد بود. با توجه به زیستی که خودم تا ۱۸سالگی در شیراز داشتم و آدمهایی که در فامیل، دوستان و آشنایان دیده بودم، این کاراکتر را از آدمهای حقیقی زندگیام الهام گرفتم. از هرکدام بخشی برداشته شد و در نهایت به کاراکتر پوران رسید. این مادر به همان اندازه که مقتدر است، منعطف هم هست؛ میتواند عصبانی شود، شاد باشد، بخندد. معلم بودن و زیست معلمی هم در زندگیاش حضور دارد. پوران برای من یک «تیپ» نبود، بلکه یک «کاراکتر» بود؛ شخصیتی با ابعاد و طیفهای مختلف، نه صرفاً یک تیپ کلیشهای از مادر.
سریال حالوهوای فولکلوریک پررنگی دارد؛ این فضا چقدر به شما در باورپذیر شدن نقش کمک کرد؟
این فضا برای من بسیار کمککننده بود. من خودم شیرازی هستم و سالها در آن فضا زندگی کردهام. همین زیست شخصی باعث شد نقش برایم باورپذیرتر شود و بتوانم راحتتر با آن ارتباط بگیرم.
استفاده از لهجه و لحن شیرازی برایتان چالشی داشت؟ برایش تمرین خاصی انجام دادید؟
برای من این بخش چندان سخت نبود، چون خودم در یکی از محلههای قدیمی شیراز به دنیا آمدهام و کودکیام را همانجا گذراندهام؛ محلهای با آدمهای اصیل شیرازی. این لهجه و لحن را شنیده و زندگی کرده بودم. حتی در سالهایی که تهران زندگی کردهام، ارتباطم با شیراز قطع نشده و معمولاً سالی دو سه بار به آنجا سفر میکنم. پیش از شروع سریال هم دو تا سه هفته در شیراز زندگی کردم تا دوباره به حالوهوا، فضا، لهجه و اصطلاحات برگردم و همه چیز دقیقتر و درستتر باشد.
بهنظر شما شیراز در این سریال فقط یک لوکیشن است یا خودش تبدیل به یک شخصیت شده؟
به نظر من شیراز در این سریال فقط یک لوکیشن نیست؛ فضا، فرهنگ، لهجه و زیست مردمش به قدری در قصه تنیده شده که میتوان گفت خودش به نوعی تبدیل به یک شخصیت شده است.
فکر میکنید مادر خانواده در «بهار شیراز» نماینده کدام طیف از زنان ایرانی است؟
نمیدانم دقیقاً باید بگویم نماینده کدام طیف است. به نظر من او یک مادر با تمام ابعاد و پیچیدگیهاست؛ مادری که میتواند عصبانی شود، بخندد، شاد باشد. یک طیف کامل از یک کاراکتر مادر که شاید هر مادری بتواند با بخشی از آن همذاتپنداری کند، یا حتی با تمام ابعادش.
واکنش مخاطبان تا اینجا چطور بوده؟ بازخورد خاصی که برایتان ماندگار شده؟
واکنشها تا اینجا خیلی خوب بوده است. فکر میکنم هرچه قصه جلوتر میرود، مخاطب راحتتر وارد این خانواده میشود و میتواند کنارشان زندگی کند و همراهشان شود. بازخوردها تا الان برایم دلگرمکننده بوده است.
و در پایان، فکر میکنید جایگاه چنین سریالهایی در تلویزیون امروز چیست؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، بزرگترین دلیل من برای بازی در این سریال، شیرازی بودن و زیست شیرازیام بود. دوست داشتم در آن یک ساعتی که سریال پخش میشود، حال مخاطب را خوب کنم؛ مادری باشم که همیشه نیمه خالی لیوان را نمیبیند، مادری که با وجود همه سختیها و مشکلات خانوادگی، بتواند از زاویهای دیگر به مسائل نگاه کند، فضا را شاد و تلطیف کند. این ویژگی به نظرم در زیست شیرازیها پررنگ است؛ آدمهایی آسانگیر که در هر سطح اجتماعی و مالی، به اندازهی خودشان از زندگی لذت میبرند. هدف من این بود که بتوانم مشکلات و فضاهای سخت را به موقعیتهایی کمدی و خندهدار تبدیل کنم و این همان چیزی است که فکر میکنم امروز تلویزیون و مخاطبش به آن نیاز دارد.





