روزنامه صبا

روزنامه صبا

قربان نجفی در گفتگو با صبا:

نقش من بیشتر پاس‌دادن بود تا گل‌زدن


نقش من بیشتر «پاس‌دادن» است تا «گل‌زدن». تا جایی که می‌توانستم موقعیت طنز ایجاد می‌کردم، اما تمرکز اصلی‌ام این بود که فضا را برای بازیگرانی که دستشان بازتر است، مثل آقای مازیار مهرگان آماده کنم.

پگاه زارعی – سریال «بهار شیراز» این روزها به‌ عنوان یک کمدی خانوادگی ۷۰ قسمتی از شبکه دو سیما روی آنتن است؛ مجموعه‌ای به نویسندگی و کارگردانی حسن وارسته که با تکیه بر زیست، لهجه و فرهنگ مردم شیراز، زندگی یک خانواده‌ شیرازی را در قالب موقعیت‌های ساده، روزمره و طنزآمیز روایت می‌کند. در این سریال، بازیگرانی چون سودابه بیضایی، قربان نجفی، مازیار مهرگان، مجتبی فلاحی، نسرین نکیسا و جمعی دیگر از بازیگران شیرازی و شناخته‌شده حضور دارند و خود شهر شیراز، فراتر از یک لوکیشن، به بخشی از روایت بدل شده است. خبرنگار روزنامه صبا به بهانه پخش این مجموعه، با حسن وارسته، سودابه بیضایی و قربان نجفی گفت‌وگو کرده است؛ گفت‌وگوهایی که به پشت‌صحنه شکل‌گیری سریال، دغدغه‌های بومی‌سازی، چالش‌های بازی و کارگردانی و نگاه سازندگان به کمدی خانواده‌محور می‌پردازد.

قربان نجفی، بازیگر سریال بهار شیراز، در گفت‌وگویی صمیمی از تردیدهای اولیه‌اش برای پذیرش نقش «نادر»، چالش‌های بازی در قالب یک معلمِ کمدی، انتخاب لهجه، همکاری با حسن وارسته و فضای خانوادگی گروه بازیگران می‌گوید؛ تجربه‌ای که به گفته‌ او بیش از آنکه «گل‌زنی» باشد، «پاس‌دادن» برای شکل‌گیری طنز جمعی بوده است.

 

چه شد که بازی در سریال «بهار شیراز» را پذیرفتید و چه چیزی شما را به نقش «نادر» ترغیب کرد؟

پیشنهاد از طرف دوستان به من شد. من پیش از این کار کمدی تصویری به این شکل انجام نداده بودم، اما با توجه به رفاقت قدیمی‌ام با آقای ابوالفضل صفری و همین‌طور آقای حسن وارسته که هم‌دانشگاهی ما بودند، موضوع برایم جدی شد. من قبلاً گفته بودم اگر موقعیتی پیش بیاید که طنز، طنزِ موقعیت باشد، دوست دارم آن را تجربه کنم. این حرف در ذهن آقای صفری مانده بود تا اینکه پیشنهاد نقش «نادر» مطرح شد. واقعیت این است که وقتی با نقش مواجه شدم، تردیدهای زیادی داشتم و حتی تا بخشی از شروع فیلم‌برداری هنوز شک داشتم که ادامه بدهم یا نه. اما در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کار ادامه پیدا کند و این اتفاق افتاد.

این تردیدها دقیقاً به چه دلیلی بود؟

چالش اصلی من معلم بودن این شخصیت بود. بازی‌کردنِ یک کاراکتر معلم در کمدی کار بسیار سختی است. کاراکتر معلم دست‌وپای بازیگر را می‌بندد؛ نه از سر حرمت‌گذاری صرف، بلکه به این دلیل که معلم الگوی بیان و رفتار است. ما معمولاً در کمدی، با شلختگیِ رفتاری و بیانی بازی می‌کنیم، اما این شلختگی را نمی‌شود به‌راحتی به یک معلم نسبت داد. اگر این شخصیت بقال یا عطار یا هر شغل دیگری داشت، دست بازیگر خیلی بازتر بود، اما معلم بودن اجازه‌ ورود به خیلی از حوزه‌های بیانی و رفتاری را نمی‌دهد و همین باعث تردید من شده بود.

درباره‌ لهجه؛ چرا رفت‌و‌برگشت میان فارسی معیار و لحن شیرازی در بازی شما دیده می‌شود؟

من اصالتاً قشقایی هستم، اما سال‌ها در شیراز زندگی کرده‌ام. لهجه‌ شیرازی هم لهجه‌ غریبی نیست که بخواهیم آن را تصنعی ادا کنیم. آدم‌ها وقتی وارد یک شهر می‌شوند، اگر ذوقش را داشته باشند، ناخودآگاه لهجه‌ آن شهر زیر پوستشان می‌رود. شیراز هم همین‌طور است. قرار نبود من بی‌لهجه صحبت کنم یا بالعکس لهجه‌ پررنگ داشته باشم. این اتفاق بیشتر ناخودآگاه افتاد. از طرفی این شخصیت معلم است و گاهی مجبور است کتابی و رسمی حرف بزند. همه‌ این‌ها در پس‌ذهن بازیگر اثر می‌گذارد و در نهایت این ترکیب شکل می‌گیرد.

همکاری با حسن وارسته به‌عنوان کارگردان و فضای گروه چگونه بود؟

آقای وارسته تجربه‌ زیادی در نویسندگی مجموعه‌های تلویزیونی دارند. درست است که این اولین تجربه‌ کارگردانی سریال در این وسعت برای ایشان بود، اما شناخت کاملی از ساختار کمدی داشتند. من هم با آقای صفری قبلاً کار کرده بودم و هم با آقای وارسته آشنایی قدیمی و دانشگاهی داشتم. اعتماد متقابل میان ما وجود داشت و همین باعث شد همکاری بسیار روان باشد. گروه بازیگران هم واقعاً تبدیل به یک خانواده شدند؛ از خانم سودابه بیضایی گرفته تا دخترها و پسرهای خانواده، دامادها و سایر بازیگران. با همه صمیمی بودیم و این همدلی در کار کاملاً احساس می‌شد.

نقش شما در شکل‌گیری طنز گروهی چه جایگاهی داشت؟

من از ابتدا با خودم و با آقای وارسته و تهیه‌کننده به این جمع‌بندی رسیدم که نقش من بیشتر «پاس‌دادن» است تا «گل‌زدن». تا جایی که می‌توانستم موقعیت طنز ایجاد می‌کردم، اما تمرکز اصلی‌ام این بود که فضا را برای بازیگرانی که دستشان بازتر است، مثل آقای مازیار مهرگان یا دیگر دوستان، آماده کنم. در واقع خودم را شبیه بازیکنی می‌دیدم که زمینه را برای گل‌زدن دیگران فراهم می‌کند و این تصمیم آگاهانه بود.

بازخورد مخاطبان در همین قسمت‌های ابتدایی چگونه بوده است؟

بازخورد خیلی جدی و تحلیلی هنوز نگرفته‌ام، اما هرکسی که دیده، تعریف کرده و گفته لحظات خوبی داشته. به نظرم باید جلوتر برود تا جای خودش را بین مخاطبان باز کند و آن‌وقت می‌شود دقیق‌تر قضاوت کرد.

این روزها مشغول چه پروژه‌هایی هستید؟

یک اپیزود از مجموعه کارآگاه علوی را بازی کرده‌ام که کارش تمام شده. یک فیلم سینمایی هم در دست داریم به کارگردانی آقای محمد عرب که هنوز کلید نخورده و منتظریم به‌زودی وارد مرحله‌ تولید شود. صحبت‌هایی هم برای کارهای دیگر شده، اما فعلاً در حد حرف است.

اگر نکته‌ پایانی دارید، بفرمایید.

من امیدوارم «بهار شیراز» در ادامه بتواند لحظات خوبی برای مخاطب بسازد و جای خودش را پیدا کند. به ‌هر حال مجموعه‌ای ۷۰ قسمتی است و طبیعی است که هرچه جلوتر می‌رود، بیشتر جا بیفتد.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی