سرمقاله منوچهر اکبرلو
جشنواره فیلم فجر و ماهیت متناقض آن
تناقض جشنواره آن است که از سویی دبیران سمت خاصی را اعلام میکند؛ اما از سوی دیگر ادعا شده که داوران مستقل عمل میکنند. اگر داوران فقط به فیلمها توجه میکنند چگونه جشنواره میتواند به اهداف خود برسد؟

منوچهر اکبرلو- جشنواره فیلم فجر از آنجایی که توسط وزارت فرهنگ برگزار میشود آن هم در دهه فجر و در نتیجه مورد توجه تمامی رسانه هاست همواره مجبور بوده است تحت فشارها عمل کند در نتیجه همواره کوشیده مصلحتهایی را بر عدالت ترجیح دهد. تناقض موجود در این جشنواره آن است که از سویی در فراخوان و سخنان دبیران آن سمت و سوی خاصی را اعلام میکند؛ اما از سوی دیگر در همه دورهها ادعا شده که داوران مستقل عمل میکنند. اگر داوران فقط به فیلمها و وجوه سینمایی آن توجه میکنند چگونه جشنواره میتواند به اهداف مورد نظر خود برسد؟ امسال فقط درباره هیات داوران سخن میگویم، چون دبیر امسال بدعتی بنا نهاده و هیات انتخاب را حذف کرده است. بدیهی است که نمیتوان تصور کرد در جشنوارهای با این همه متقاضی، هیچ کس نمیتواند به تنهایی در یک سالن بنشیند و این همه فیلم را در زمان فشرده به تنهایی ببیند و مقایسه و انتخاب کند. (اگر هم مشاورانی داشته که بدون اعلام، همان هیات انتخاب محسوب می شوند!)
این تناقض در همه دورهها وجود داشته و همواره تکرار شده و در نتیجه همواره شک و شائبههایی ایجاد کرده که انتخابها نه بر اساس شایستگی فیلمها بلکه براساس نفوذ مدیران بر نظرات داوران و لابیهای تهیهکنندگان بوده است. یا مدیران جشنواره خواستهاند تبلیغی بر عملکرد درست خود در سال گذشته مدیریتشان داشته باشند. بنابراین همواره داوریها و انتخابها مورد شک قرار میگیرد. حتی از سوی کارگردانها و تهیهکنندگان و بازیگران . و همه فرض را بر این میگذارند که مصلحتهایی نتایج را انتخاب کرده است. یا بسیاری میاندیشند که مثلا فقط فیلمهای ارگانی یا خود فارابی انتخاب می شوند. جشنواره فیلم فجر تا زمانی که این تناقض خود را حل نکند با این حواشی همراه خواهد بود و هزینه کرد میلیاردها تومان جز کدورت سرانجامی نخواهد داشت.
مدیران غیرهنری یعنی اهل سیاست به شکلی غیرمنطقی و زیاده از حد روی این جشنواره حساس هستند. از نوع نمایش فیلمها، نحوه حضور هنرمندان و در نهایت انتخابهای جشنواره. این توجه غیرعادی ناخودآگاه روی مدیران جشنواره فشارهایی را خواهد آورد که همزمان بخواهند توقعات نگاههای مختلف را پاسخگو باشند. در نتیجه این امر کار چینش داوران و احتمال نفوذ در رای داوران را ایجاد میکند. اما در نهایت سمت و سو و سلیقه و جو حاکم بر جلسه داوری و فشارهای خارج از فیلم همواره روی انتخابها تاثیر خود را گذاشته است. بیان خاطرات داوران و انتخاب کنندگان دورههای پیشین، همواره نمونههایی از این مساله را بروز دادهاند.
اگر فضای عمومی جامعه و مخاطبان حرفهای جشنواره مانند هنرمندان و منتقدان شاهد این باشند که در جشنوارهای انتخابها خلاف نظر اکثریت دیدگاههاست بدیهی است که آن جشنواره اعتبار خود را از دست خواهد داد. بنابراین بیان شفاف دیدگاهها، اهداف و سمت و سوی یک جشنواره و چینش داوران براساس همان اهداف طبیعتاً به انتخابهایی منجر میشود که از آن انتظار میرود. و نیز اگر جشنوارهای نوعی دورهمی به نظر بیاید که گروهی همفکر دور هم جمع شدهاند و به آثار یکدیگر جایزه میدهند (مخصوصا که نهاد تولید کننده خودش برگزارکننده جشنواره باشد) قطعاً چنین جشنوارهای مورد اعتنای اهالی هنر قرار نخواهد گرفت .
آیا جشنواره فیلم فجر میخواهد سرانجام به این تناقض و حل آن بیندیشد؟ یا نه، می خواهد یک راه نادرست را هر سال تکرار کند و دائم از خود بپرسد «چرا به هدفش نمی رسد»؟!





