روزنامه صبا

روزنامه صبا

عباس لاجوردی در گفتگو با صبا:

ثبت یک افتخار تاریخی برای سینمای ایران


این فیلم متعلق به من نیست؛ متعلق به ایران است. «مولا» پرچم سینمای ایران است و باید تلاش کنیم این اتفاق بزرگ به نام ایران ثبت شود و حق سینمای ایران ضایع نشود.

معصومه دهقان – عباس لاجوردی، مستندساز و کارگردان فیلم سینمایی «مولا»، با تکیه بر سال‌ها تجربه میدانی در کشورهای مختلف و مواجهه مستقیم با مخاطبانی از مذاهب گوناگون، اثری را ساخته که هم از نظر محتوایی و هم از نظر فنی، تجربه‌ای کم‌سابقه در سینمای ایران و جهان محسوب می‌شود. «مولا» که امروز در بخش خارج از مسابقه جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درمی‌آید، به گفته سازنده‌اش نخستین فیلم سینمایی تمام ‌هوش‌مصنوعی جهان است؛ فیلمی که روایت واقعه غدیر را نه از منظر اختلاف، بلکه با رویکرد گفت‌وگو، وحدت و با استناد کامل به منابع معتبر اهل سنت و شیعه برای مخاطب جهانی بازخوانی می‌کند. خبرنگار روزنامه صبا با عوامل این فیلم گفت‌‌وگو کرده که در ادامه می‌خوانید.

 

آقای لاجوردی، برای شروع گفت‌وگو، کمی از خودتان و پیشینه هنری‌تان برای مخاطبان روزنامه صبا بگویید.

من متولد مشهد هستم و از همان سال‌های نوجوانی مسیرم به سمت هنر و سینما مشخص شد. در دبیرستان و بعد در دانشگاه، سینما و فیلم‌سازی خواندم و به‌صورت آکادمیک این مسیر را دنبال کردم. شروع جدی من در فیلم‌سازی از «انجمن سینمای جوان» بود؛ زمانی که برای اولین بار دوربین دست گرفتم. در ابتدا کارم را با فیلم مستند آغاز کردم، هرچند تجربه‌هایی هم در حوزه داستانی داشتم، اما اگر بخواهم به‌صورت حرفه‌ای و دقیق بگویم، ریشه اصلی کار من مستند است.

از اولین تجربه‌های جدی‌تان در حوزه مستند بگویید.

یکی از مستندهای مهم من «چشمان» بود که موضوع آن ایران‌هراسی یا همان فوبیای ایران بود. این مستند در جشنواره «سینماحقیقت» نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شد و بعد از آن اتفاقات مهمی برایش افتاد. فیلم در فرانسه توسط سینمای فرانسه پخش شد و حتی یکی از شبکه‌های تلویزیونی فرانسه به پشت صحنه فیلم آمد و گزارشی مفصل تهیه کرد. این گزارش به‌صورت یک ویژه‌برنامه پخش شد و همان خبرنگار بعدها در تهران هم یک برنامه ویژه دیگر تولید کرد. از همان‌جا بود که مسیر کاری من وارد فضای جدی‌تر بین‌المللی شد.

بعد از آن مستند «کدام آزادی» را ساختم. برای این فیلم به آمریکا رفتم و با یک کشیش آمریکایی که اقدام به آتش‌زدن کرده بود، مصاحبه گرفتم. سپس به دانمارک رفتم و گفت‌وگویی خصوصی با کاریکاتوریستی که کاریکاتورهای جنجالی کشیده بود، انجام دادم. این حضور مستقیم در متن اتفاقات، بخش مهمی از تجربه مستندسازی من را شکل داد. پس از آن هم در کشورهای مختلفی مثل آلمان، فرانسه، ایتالیا، ترکیه، هند و روسیه مستندسازی کردم و بسیاری از این آثار از شبکه‌های تلویزیونی ایران پخش شدند.

شما تجربه حضور در مناطق بحرانی و جنگی را هم دارید؛ کمی درباره آن دوره توضیح دهید.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کارنامه من مربوط به حضور در سوریه است. پیش از ساخت فیلم سینمایی «جشن تولد»، چند مستند در دل مناطق درگیری با داعش ساختم؛ زمانی که هنوز بسیاری از مردم حتی نمی‌دانستند ایران در این مناطق حضور دارد. مستند «گسترده» حاصل همان دوره است. آن‌قدر در میان مردم و زندگی روزمره‌شان حضور داشتم که به‌صورت عمیق با مشکلات، رنج‌ها و واقعیت‌های زندگی آن‌ها آشنا شدم. همین شناخت عمیق باعث شد به این نتیجه برسم که باید یک فیلم سینمایی داستانی ساخته شود.

در نتیجه، فیلمنامه «جشن تولد» را نوشتم و این فیلم به‌طور کامل در سوریه ساخته شد. همه‌چیز واقعی بود؛ از فضاها و تجهیزات گرفته تا شرایط صحنه. بازیگران عمدتاً سوری بودند و فقط دو بازیگر ایرانی، علیرام نورایی و احمد کاوری، در فیلم حضور داشتند.

تجربه حضور «جشن تولد» در جشنواره فجر چگونه بود؟

«جشن تولد» به جشنواره فیلم فجر راه پیدا کرد و خوشبختانه اتفاقات خوبی هم برایش افتاد. من موفق شدم جایزه ققنوس سینمای ایران برای بهترین کارگردانی را دریافت کنم؛ جایزه‌ای که همان سال آقای ابراهیم حاتمی‌کیا برای فیلم «بادیگارد» گرفته بودند. همچنین جایزه شهید ما را هم دریافت کردم که آن سال برای اولین‌بار توسط یک دختر اهدا شد. این اتفاق‌ها برای من بسیار ارزشمند بود.

چه شد که به‌طور جدی به موضوع غدیر و ساخت یک فیلم سینمایی در این باره فکر کردید؟

این تصمیم حاصل تجربه‌های عینی من در کشورهای مختلف بود. بارها دیدم وقتی درباره واقعه غدیر صحبت می‌شود، چه تأثیر عمیقی روی مخاطبان می‌گذارد. افرادی که حتی اهل سنت بودند، با اشک جلو می‌آمدند، سؤال می‌پرسیدند و می‌خواستند بیشتر درباره اهل بیت بدانند. حتی کسانی که ظاهر خشن یا موضع‌گیری منفی داشتند، صرفاً برای آشنایی با حقیقت می‌آمدند.

در سوریه، حدود ۹۰ درصد عوامل پروژه اهل سنت بودند، اما با علاقه و احترام کامل کار می‌کردند. فضایی بسیار انسانی حاکم بود. این تأثیرگذاری فقط ذهنی نبود؛ روی روح آدم‌ها اثر می‌گذاشت. از طرف دیگر، یک تجربه شخصی در اروپا برایم تعیین‌کننده شد. در یکی از رایزنی‌های فرهنگی ایران، مردی با ظاهری خشن وارد شد و شروع به گریه کرد. گفت اهل سنت است و می‌خواهد اهل بیت را بشناسد. آن‌جا متوجه شدم ما حتی یک محتوای ساده برای معرفی این حقیقت نداریم. همان‌جا تصمیم گرفتم این فیلم را بسازم.

مسیر تولید «مولا» چگونه آغاز شد؟

ابتدا تلاش کردم پروژه را از ایران تأمین مالی کنم، اما موفق نشدم. بعد سراغ خارج از ایران رفتیم، اما آن مسیر هم به دلایل مختلف منتفی شد. در نهایت به سمت هوش مصنوعی رفتم. من از قبل با این فضا آشنا بودم و در نمایشگاه هوش مصنوعی دبی (GITEX) انگیزه جدی پیدا کردم. فیلمنامه را هم حدود چهار تا پنج سال قبل نوشته بودم و بر اساس منابع معتبر اهل سنت مانند صحیح مسلم و صحیح بخاری تنظیم شده بود. در نسخه بین‌المللی فیلم، حتی در صحنه‌های کلیدی به‌جای لوکیشن، سند تاریخی ارائه می‌دهیم تا هیچ‌کس نتواند بگوید روایت تحریف شده است.

فرآیند تولید فیلم چقدر زمان برد؟

حدود ۹ ماه به‌صورت فشرده روی پروژه کار کردیم. شرایط بسیار سخت بود؛ از جنگ و حملات گرفته تا اعتراضات و قطع اینترنت. کار ما کاملاً وابسته به اینترنت بود، اما با وجود همه این فشارها، پروژه به پایان رسید.

چرا «مولا» را نخستین فیلم سینمایی تمام‌هوش‌مصنوعی جهان می‌دانید؟

اکثر آثاری که ادعای استفاده از هوش مصنوعی دارند، یا فیلم کوتاه هستند یا فقط چند پلان AI دارند. فیلم ما حدود ۲۰۰۰ پلان دارد که تقریباً همه آن‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند. حتی برخی آثار هالیوودی با بودجه‌های کلان، نهایتاً چند دقیقه خروجی AI داشته‌اند. به همین دلیل با اطمینان می‌گویم «مولا» نخستین فیلم سینمایی تمام‌هوش‌مصنوعی جهان است.

نظارت فنی پروژه چگونه انجام شد؟

ناظر پروژه مرکز همکاری‌های توسعه، تحول و پیشرفت ریاست جمهوری بود که به‌صورت تخصصی در حوزه هوش مصنوعی فعالیت می‌کند. به گفته کارشناسان این مرکز، کیفیت «مولا» حتی از برخی آثار برگزیده جشنواره‌های خارجی هم بالاتر است.

پیام اصلی فیلم «مولا» چیست؟

پیام فیلم، گفت‌وگو و وحدت است. کنار گذاشتن خشونت و رسیدن به حقیقت اسلام؛ اسلامی انسانی، مهربان و وحدت‌محور. فیلم نشان می‌دهد شیعه و سنی می‌توانند در کنار هم باشند و به حقیقت نزدیک شوند.

سخن آخر…

این فیلم متعلق به من نیست؛ متعلق به ایران است. «مولا» پرچم سینمای ایران است و باید تلاش کنیم این اتفاق بزرگ به نام ایران ثبت شود و حق سینمای ایران ضایع نشود.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی