روزنامه صبا

روزنامه صبا

تحلیل سریال‌های رمضان جهان عرب

تلویزیون عربی در میانه جدال دین، قدرت و جامعه


چند سال اخیر ماه رمضان در جهان عرب، سریال‌های رمضانی میدانی برای منازعه بر سر هویت، تاریخ و آینده جوامع عربی عمل می‌کنند. در رمضان ۲۰۲۶، این منازعه به صحنه‌ای برای رویارویی چهار جریان تبدیل شده است.

سیدعلی بطحائی- چند سال اخیر ماه مبارک رمضان در جهان عرب، فراتر از یک مناسبت دینی، به مهم‌ترین فصل رقابت رسانه‌ای و عرصه‌ای برای بازنمایی گفتمان‌های رقیب تبدیل شده است. سریال‌های رمضانی نه صرفاً ابزار سرگرمی، که به مثابه میدانی برای منازعه بر سر هویت، تاریخ و آینده جوامع عربی عمل می‌کنند. در رمضان ۲۰۲۶، این منازعه به صحنه‌ای برای رویارویی چهار جریان اصلی تبدیل شده است: اسلام سیاسی (اخوان‌المسلمین) در مواجهه با قدرت‌های مستقر، اسلام سنتی (الازهر) در برابر نقدهای نواندیشانه و فمنیستی، بازخوانی تاریخ معاصر در سوریه پس از اسد، و سکولاریسم روزمره در قالب درام‌های اجتماعی و تقدس زدایی. به همین مناسبت ضمن معرفی سریال‌های رمضانی ۲۰۲۶ به تقاطع جریانی و پیامدهای آن اشاراتی خواهیم داشت.

 

رمضان ۲۰۲۶؛ میدان نبرد روایت‌ها در درام عربی

جریان اسلام سیاسی و تقابل با دولت‌های ملی از مهمترین تقاطع‌ها در رمضان ۲۰۲۶ است. دو سریال «رأس الافعی» (سر مار)، «إفراج» (انتشار) بازتاب دهنده رویارویی حکومت‌های عربی به ویژه مصر با گفتمان اخوان‌المسلمین است. شرکت‌های تولیدی وابسته به نهادهای امنیتی مصر با تولید این سریال‌ها، روایت رسمی دولت از «تروریستی» بودن این جریان را بازتولید می‌کنند. سریال «سر مار» با روایت تعقیب دکتر محمود عزت – نهمین مرشد عام اخوان المسلمین و مشهور به امین اموال و رازدار اخوانیون – توسط سازمان امنیت ملی مصر و چهره نهادهای امنیتی دولت سکولار مصر را تطهیر کرده است. در مقابل، آثاری مانند «انتشار» با روایت مبارزه فردی در جامعه‌ای بی‌رحم، استعاره‌ای از تلاش سوژه‌های مدرن برای رهایی از قیدوبندهای سنتی و سیاسی ارائه می‌دهند.

تقاطع دوم سریال‌های امسال رویارویی اسلام سنتی (الازهر) در برابر نقدهای نواندیشانه و فمنیستی است. «روج أسود» (رژ لب مشکی)، «المونالیزا» (مونالیزا)، «غلات بنات» (دختران گرانبها) سریال‌هایی هستند نواندیشان دینی و فعالان فمنیست که به نقد فقه سنتی خانواده و بازنمایی تاریخی شخصیت‌های دینی در الازهر می‌پردازند. سریال «رژ لب مشکی» با اقتباس از پرونده‌های واقعی دادگاه خانواده، مسائل حساسی چون طلاق و حضانت فرزند را به نقد می‌کشد و فقه سنتی خانواده را در بوته آزمایش قرار می‌دهد. این سریال درباره زنی است که برای شوهرش فداکاری کرده و کلیه‌اش را برای نجات او از مرگ اهدا می‌کند، اما مرد به او خیانت کرده و او را از خانه بیرون می‌اندازد و حقوق و قانون برای مشکلات این زن پاسخی ندارد.

جریان بازخوانی تاریخ معاصر (درام سوری پسا اسد) «الخروج إلی البئر» (خروج به چاه)، «سعادة المجنون» (سعادت دیوانه)، «قیصر – لا مکان، لا زمان» (قیصر – نه مکان، نه زمان)، «مولانا». با سقوط رژیم اسد، برای اولین بار سریال‌های سوری به صراحت به جنایت‌های حکومت پیشین می‌پردازند و گذار از «سیاست فراموشی» به «سیاست حافظه» را رقم می‌زنند. آثاری مانند «خروج به چاه» و «قیصر» به بازخوانی دردناک زندان صیدنایا، شکنجه‌های دوران اسد و فساد شبکه‌ای قدرت می‌پردازند. سریال «مولانا» با بازی تیم حسن، به بررسی رابطه پیچیده میان ایمان، قدرت و هویت می‌پردازد و مفهوم تقدس را به چالش می‌کشد. عنوان «مولانا» در این سریال به نمادی از تضاد میان تصویر ساخته‌شده توسط جامعه از یک شخصیت معنوی و واقعیت پیچیده‌تر انسانی او تبدیل می‌شود.
روزمرگی سکولاریسم با سریالهای «فخر الدلتا» (غرور دلتا)، «ببو»، «إتنین غیرنا» (دو نفر دیگر) ترویج می‌شود. این جریان نه در قالب شعارهای سیاسی، که در لایه‌های پنهان زندگی روزمره و بازنمایی هویت‌های پیش‌تر طردشده خود را نشان می‌دهد. سریال «غرور دلتا» با بازی احمد رمزی (اینفلوئنسر مشهور)، چالش میان سنت روستایی و مدرنیته شهری را به تصویر می‌کشد. سریال «ببو» با بازی کوزبارا، با تلفیق کمدی و واقعیت اجتماعی به طبقات فرودست می‌پردازد و «دو نفر دیگر» روابط عاطفی غیرمتعارف را در تقابل با هنجارهای سنتی به تصویر می‌کشد. این توجه به فرهنگ عامه و بدنه جامعه، حرکتی سکولار برای خارج کردن امر قدسی از مرکزیت زندگی روزمره است.

رمضان امسال دو سریال تاریخی شاخص جهان عرب توجه علاقه‌مندان را به خود جلب کرده است: نخست، سریال حماسی «حاتم الطائی» که به عنوان بزرگترین سریال تاریخی امسال شناخته می‌شود و با مشارکت بازیگرانی از کشورهای سوریه، کویت و عربستان سعودی، داستان زندگی حاتم طایی، شاعر و نماد بی‌بدیل سخاوت در تاریخ عرب را روایت می‌کند و از شبکه‌های MBC  و پلتفرم شاهد پخش آن هستیم.

دوم، سریال انیمیشنی «السیره النبویه»، یک پروژه کاملاً تونسی که با تلفیق هوش مصنوعی و تکنیک‌های مدرن تصویری در کنار روایت سنتی توسط یک پیرمرد برای نوه‌هایش، زندگی پیامبر اسلام را از تلویزیون ملی تونس به تصویر می‌کشد. نکته قابل توجه اینکه استفاده از تکنیک‌های مدرن مانند هوش مصنوعی در کنار روایت سنتی توسط یک پیرمرد برای نوه‌هایش، از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد سریال «السیره النبویه» است که آن را به اثری جذاب برای تمامی گروه‌های سنی تبدیل کرده است، در حالی که عظمت تولید و مشارکت گسترده کشورهای عربی در سریال «حاتم الطائی» آن را به یک غول تاریخی در سریال‌های رمضان امسال تبدیل کرده است .

بررسی سریال‌های رمضان ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که جهان عرب وارد مرحله‌ای جدید از «تقاطع رقابت ها در جریان های فکری» شده است. چهار جریان اصلی در این دوره از سریالها به وضوح قابل تشخیص هستند. دولت‌های ملی (مصر) با قاطعیت روایت خود علیه اسلام سیاسی را پیش می‌برند و نهاد الازهر بر مواضع سنتی خود در قبال بازنمایی شخصیت‌های دینی پافشاری می‌کند. فروپاشی رژیم اسد در سوریه، راه را برای بازخوانی انتقادی تاریخ معاصر و ظهور «حافظه‌های رنج» گشوده است. جریان فمنیستی با نقد فقه سنتی، خط‌شکنی‌های تازه‌ای را در حوزه حقوق خانواده تجربه می‌کند و نسل جوان سکولار هویت خود را در حاشیه‌های طنز و درام‌های روزمره جستجو می‌کند.

تقابل این جریان‌ها، رمضان ۲۰۲۶ را به مهم‌ترین فصل دراماتیک دهه اخیر تبدیل کرده است؛ فصلی که در آن، شخصیت‌های سریال‌ها دیگر قهرمانان تک‌بعدی نیستند، بلکه سوژه‌هایی در میانه بحران هویت، قدرت و ایمان به تصویر کشیده می‌شوند. آنچه این دوره را متمایز می‌کند، عبور از تابوهای پیشین و ورود به عرصه‌ای است که در آن بازنمایی تاریخ، دین و قدرت به محل مناقشه‌ای آشکار تبدیل شده است.

پشت‌پرده سریال رمضانی «حمدیه»؛ سریالی که بغداد را نگران کرد 

سریال «حمدیه» که از شبکه MBC عراق پخش می‌شود، نمونه‌ای جدید از این دست تولیدات است. این سریال با داستانی جنجالی، واکنش‌های گسترده‌ای در سطوح مردمی، رسانه‌ای و رسمی عراق برانگیخته و نگرانی‌هایی را درباره تأثیر آن بر روابط ایران و عراق ایجاد کرده است. این یادداشت با بهره‌گیری از آخرین اطلاعات موثق، به تحلیل ابعاد مختلف این سریال می‌پردازد.

سریال «حمدیه» داستان دختری یتیم و سنی‌مذهب از جنوب عراق را روایت می‌کند که به منطقه کاظمین بغداد (با اکثریت شیعه) آواره می‌شود. او در آنجا با شخصیتی به نام «جوان ایرانی» آشنا شده و وارد رابطه‌ای نامشروع می‌گردد که حاصل آن تولد فرزندی به نام «مهدی» است. نکته بسیار تأمل‌برانگیز آنکه این فرزند در ادامه داستان به گروه تروریستی داعش می‌پیوندد. این پیوند روایی، آشکارا به دنبال القای سه‌گانه «تشیع – ایرانی‌گری – داعش» به مثابه یک زنجیره علّی و معلولی است. فیلمنامه با استفاده از کلیشه‌های تفرقه‌افکن، نه تنها دوگانه‌های سنی-شیعه و عرب-عجم را تقویت می‌کند، بلکه با پیوند زدن ایرانیان به فساد اخلاقی و سپس افراط‌گرایی، تلاشی هدفمند برای بازنویسی روایت‌های اجتماعی رایج در منطقه انجام می‌دهد.
واکنش به این سریال حتی پیش از پخش، گسترده و قابل توجه بوده است. مهم‌ترین بازتاب، سخنان حجت‌الاسلام سید صدرالدین قبانچی، امام جمعه نجف اشرف، بود که سریال را «انحرافی و فاسد» خواند و از نویسنده آن به عنوان «نویسنده‌ای بعثی متواری» یاد کرد. همچنین پارلمان عراق از کمیسیون ارتباطات و رسانه خواسته است مسئولان شبکه MBC عراق را برای ارائه توضیحات رسمی احضار کنند. این سطح از واکنش نهادهای رسمی، نشان‌دهنده حساسیت بالای جامعه عراق نسبت به هرگونه اقدامی است که انسجام اجتماعی این کشور را تهدید کند. عراق با تجربه سال‌ها اشغال، جنگ داخلی و حضور گروه‌های تروریستی، امروز بیش از هر زمان نیازمند حفظ همبستگی میان گروه‌های مختلف مذهبی و قومی خود است.

از سوی دیگر روابط ایران و عراق پس از سال‌ها تنش، در دو دهه اخیر به مرحله تازه‌ای از همکاری و تفاهم وارد شده است. اشتراکات عمیق مذهبی، فرهنگی و اجتماعی، به ویژه وجود عتبات عالیات و حضور میلیونی زائران ایرانی، دو کشور را به هم پیوند داده است. در چنین شرایطی، تولید سریالی که تصویری مخدوش از ایرانیان و شیعیان ارائه می‌دهد، می‌تواند به عامل تنش‌زا در افکار عمومی تبدیل شود. انتخاب ماه رمضان – که ماه وحدت و همدلی اسلامی است – برای پخش چنین اثری، نشان‌دهنده اهدافی فراتر از سرگرمی‌سازی است. این سریال با بازنویسی تاریخ معاصر و القای «سوءتفاهم ساختاری» میان دو ملت، می‌تواند زمینه‌ساز بدبینی نسل جدید عراق نسبت به ایرانیان شود.

سریال «حمدیه» بخشی از جریان گسترده‌تری است که با سرمایه‌گذاری بر شکاف‌های موجود، به دنبال بازتعریف روابط اجتماعی و مذهبی در منطقه می‌باشد. واکنش به چنین آثاری نیازمند هوشمندی و پرهیز از شتابزدگی است

این سریال رمضانی مسموم با لایه‌های پنهان خود، در صدد نشانه‌گیری علیه تشیع و ایران است و می‌کوشد با تحریک احساسات قومی و مذهبی، موجی از غیرت کور و تنفر را در بین برادران اهل‌سنت عراق علیه هم‌کیشانشان برانگیزد.

تلویزیون مصر در مدار امنیت و سیاست

در ماه مبارک رمضان ۲۰۲۶، تلویزیون مصر با طیف گسترده‌ای از سریال‌ها میزبان مخاطبان خود است. این آثار را می‌توان در چند دسته کلی از نظر مضمون و رویکرد تقسیم‌بندی کرد. دولت مصر به رهبری عبدالفتاح السیسی در سال‌های اخیر کنترل قابل توجهی بر برنامه‌های تلویزیونی و مقابله با اخوان المسلمین اعمال کرده است. این نظارت دولتی باعث شده تا خط قرمزهای مشخصی برای سریال‌ها تعریف شود که مهم‌ترین آنها پرهیز از هرگونه انتقاد مستقیم از مسئولان و نهادهای حاکمیتی است. با این حال، دولت تلاش می‌کند از ظرفیت سریال‌ها برای تقویت هویت ملی و مقابله با گفتمان‌های رقیب استفاده کند.

«رأس الافعی»، بازنمایی تاریخی یا بیانیه سیاسی؟

در میان انبوه سریال‌های رمضانی ۲۰۲۶ مصر، یک اثر بیش از همه خبرساز شده و توجهات را به خود جلب کرده است: «رأس الافعی» (سر افعی). این سریال که توسط شرکت «المتحدة للخدمات الإعلامیه» تولید شده، در نگاه اول یک اثر پلیسی معمولی به نظر می‌رسد، اما با گذشت ده قسمت از پخش آن، مشخص شد که با یک پروژه جنگی در جریان شناسی و امنیتی چند لایه‌ای روبرو هستیم. ساخت این سریال در برهه کنونی پاسخی است به نیاز دولت سکولار مصر برای ثبت قدرت خود و مستندسازی مخالفت‌هایش با اخوان‌المسلمین تا از این رهیافت حکمرانیش را در حافظه تاریخی نسل جدید رنگ و لعاب دهد. این سریال را می‌توان در سر حلقه تقابل «اسلام سیاسی» با «اسلام سکولار» در رمضان 2026  تحلیل کرد.

سریال «رأس الافعی» به کارگردانی محمد بکیر و نویسندگی هانی سرحان، با بازی امیر کراره (بازیگر مطرح سینمای مصر) و جمعی از ستارگان دیگر ساخته شده است. بنا به ادعای کارگردان فیلمنامه سریال که در سی قسمت تولید شده، به ژانر درام‌های تشویقی و مستند تعلق دارد و بر اساس وقایع واقعی و مستندات تاریخی شکل گرفته است. محوریت داستان، تعقیب و دستگیری نهمین مرشد عام جماعت اخوان‌المسلمین به نام محمود عزت (معروف به رأس الافعی که در این سریال با عنوان خطرناکترین عنصر) توسط سازمان امنیت ملی مصر است. محمود عزت که به عنوان «عقل پنهان و صندوق اسرار اخوان» و مسئول شاخه نظامی و امنیتی اخوان شناخته می‌شود، پس از سرنگونی حکومت اخوان در ژوئن ۲۰۱۳، به مدت هقت سال مخفیانه زندگی می‌کرد و از زیرزمین‌ها، گروه را رهبری می‌نمود. تا قسمت دهم سناریوی سریال به چند دوره تاریخی مهم می‌پردازد. قسمت‌های اول با تمرکز بر تحولات پس از ۳۰ ژوئن ۲۰۱۳ (سرنگونی محمد مرسی) و پراکنده‌ شدن اعتصاب‌های «رابعه العدویه» و «النهضه» آغاز می‌شود. سریال نشان می‌دهد که چگونه اخوان از همان لحظات اول، نقشه‌های تروریستی خود برای مقابله با دولت جدید را طراحی کرد. گزافه نیست اگر ادعا کنیم که یکی از جذاب‌ترین بخش‌های سریال تا قسمت دهم در چهارمین قسمت و پرداختن به دیدار محمود عزت با سید قطب (تئوریسین معروف اخوان و معروف به آموزگار تکفیر) در دهه ۱۹۶۰ است. در قسمت چهارم یک فلش بک تاریخی و دیدار «محمود عزت» با «سید قطب» نشان داده شد. در این مواجهه، عزت، قطب را از دستگیری اعضای گروه مطلع می‌کند، که قطب با آرامش و قاطعیت به آن پاسخ می‌دهد و تأکید می‌کند که «بی‌عدالتی» سوخت واقعی برای کاشت ایده‌ها در ذهن جوانان در طول نسل‌ها است. این صحنه، رویارویی تاریخی را آشکار می‌کند که زمانی که قطب قبل از اعدام، وصیت‌نامه‌اش را به عزت داد و گفت: «میراثی بزرگتر از یک وصیت‌نامه برای تو به جا خواهم گذاشت… ایده‌ها و دیدگاه من باید ادامه یابد و اخوان المسلمین نباید به هر قیمتی از بین برود.» اینجا سنازیو نویس فیلم با نشان دادن تصویری خونین و رویکرد محمود عزت را در پیگیری‌های فعلی‌اش با امنیت ملی دولت سکولار مصر توضیح می‌دهد. در صحنه‌های بعدی، طرح ترور جمال عبدالناصر، تخریب پل‌های قاهره، منفجر کردن تأسیسات برق و… به تصویر کشیده می‌شود که نشان می‌دهد ریشه خشونت‌های امروز اخوان به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد. در ادامه، سریال به طور مشخص به نقش محمود عزت در هدایت عملیات‌های تروریستی پس از ۲۰۱۳ می‌پردازد: تشکیل «کمیته‌های ویژه» برای ترور شخصیت‌های دولتی، قاچاق ارز به خارج برای ایجاد بحران اقتصادی، برنامه‌ریزی برای انفجار در متروی قاهره (ایستگاه عرابی) و تلاش برای فرار عناصر تروریست از کشور با هواپیما. همچنین نحوه فرار و مخفی‌شدن هوشمندانه عزت و تلاش بی‌وقفه سازمان امنیت برای ردیابی او به تصویر کشیده شده است.

کارشناسان مصری بر این باورند که سریال‌هایی مانند «رأس الافعی» به عنوان «اسلحه‌ای نرم و استراتژیک در مقابله با جنگ شناختی و تلاش برای تحریف تاریخ» عمل می‌کنند. منیر ادیب، پژوهشگر جنبش‌های افراطی، معتقد است یک قسمت از این سریال تأثیر بیشتری از صدها سخنرانی سیاسی و کتاب تخصصی در افشای چهره واقعی اخوان دارد. این سریال به عنوان یک «سند تصویری» زنده عمل می‌کند تا دوره سرنوشت‌سازی از تاریخ معاصر مصر را برای نسلی که آن روزها را تجربه نکرده، روایت کند. منتقدان تأکید دارند که این اثر صرفاً به سرگرمی نمی‌پردازد، بلکه به یک «توثیق ملی» تبدیل شده است. دلیل سرمایه‌گذاری عظیم شرکت «المتحده» (که وابسته به دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی مصر است) بر روی این پروژه، دقیقاً همین کارکرد راهبردی آن است. دستورالعمل‌های پخش شده برای پوشش رسانه‌ای این سریال نشان می‌دهد که دولت مصر از آن به عنوان بخشی از پروژه‌ای کلان برای خنثی‌سازی روایت‌های جعلی اخوان و تقویت روحیه ملی استفاده می‌کند. هدف این است که مخاطب مصری با دیدن این تصاویر، به این باور برسد که وطن توسط دستگاه‌های امنیتی متخصص و فداکار محافظت می‌شود.

بدیهی است که پخش چنین سریالی با واکنش‌های تند و گسترده‌ای از سوی طیف‌های مختلف، به‌ویژه هواداران اخوان‌المسلمین، روبرو شده است. شبکه‌های وابسته به اخوان مانند «رصد» و صفحات نزدیک به آنان در فضای مجازی، بلافاصله پس از پخش سریال، کارزار رسانه‌ای گسترده‌ای را علیه آن به راه انداختند. نکات اصلی که آن‌ها بر آن تمرکز کردند عبارتند از: هواداران اخوان تلاش کردند با بزرگنمایی برخی جزئیات کوچک (مثلاً سن کم محمود عزت در ماجرای ۱۹۶۵) کل سریال را غیرواقعی و دروغین جلوه دهند. آن‌ها ادعا می‌کنند سریال می‌خواهد بگوید محمود عزت در کودکی در توطئه ترور عبدالناصر نقش داشته، در حالی که منتقدان رسمی مصر پاسخ دادند که سریال هرگز چنین ادعایی نکرده و فقط به دنبال نشان دادن تداوم خط فکری خشونت از آن دوران تا امروز است. یکی از کاربران طرفدار اخوان در واکنشی جالب نوشت: «اگر هدف سریال معرفی محمود عزت به مردم بود، باید بگوییم موفق شده! قبل از این سریال، مردم نمی‌دانستند محمود عزت کیست، اما حالا به دنبال او گشته و عاشقش شده‌اند!» این اظهارات نشان می‌دهد که چگونه طیف اخوان سعی می‌کند از شکست خود یک پیروزی رسانه‌ای بسازد. واکنش منتقدان مستقل و جریان‌های مخالف دولت: برخی صفحات منتقد دولت نیز به شیوه تولید و ترویج این سریال حمله کرده‌اند. آن‌ها معتقدند شرکت «المتحده» با ارسال دستورالعمل‌های یکسان به رسانه‌ها برای پوشش خبری سریال (با الفاظی چون «ضربه قاصده»، «خنثی‌سازی نقشه تروریستی» و…) در حال تحمیل یک «ذهنیت امنیتی» به جامعه و عمق‌بخشی به شکاف‌های اجتماعی است. به زعم آن‌ها، این سریال با وجود جذابیت‌های ظاهری، از عمق انسانی و هنری لازم برخوردار نیست و صرفاً به توجیه عملکرد دستگاه‌های امنیتی می‌پردازد.

مهمترین نقطه قوت سریال، تکیه آن بر اسناد رسمی، تحقیقات قضایی و احکام قطعی دادگاه‌ها علیه اعضای اخوان است. این مسئله به اثر، اعتبار و باورپذیری بالایی بخشیده است. منتقدان از بازی احمد غزی در نقش یک افسر امنیت ملی و همچنین بازی امیر کراره که سابقه درخشانی در نقش‌های وطنی (مثل سریال «الاختیار») دارد، تمجید کرده‌اند. به گفته آن‌ها، انتخاب دقیق بازیگران برای «جای‌نشینی» درست در نقش‌ها، تأثیرگذاری کار را دوچندان کرده است. سریال توانسته تعادلی میان صحنه‌های تعقیب و گریز مهیج و لحظات انسانی و اجتماعی مرتبط با خانواده‌ها برقرار کند. منتقدان معتقدند کار با وجود تلاش برای واقع‌گرایی، به شدت یک‌بعدی است و صرفاً به «تمجید» از دستگاه امنیتی می‌پردازد، بدون اینکه به تحلیل ریشه‌های اجتماعی و سیاسی پدیده تروریسم بپردازد. برخی معتقدند این سریال بیش از آن که یک اثر هنری باشد، یک «بیانیه سیاسی» است و به جای ایجاد پرسش، صرفاً به ارائه پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده می‌پردازد.

اما چرا سریالی درباره یک رهبر بازداشت ‌شده، این‌قدر برای السیسی و دولت مصر مهم است؟ پاسخ در «احیای حافظه تاریخی» نهفته است. اخوان‌المسلمین تلاش می‌کند خود را به عنوان یک جنبش مذهبی صلح‌طلب و قربانی کودتا معرفی کند. سریال «رأس الافعی» بر خلاف این برداشت می‌کوشد تا با افشای لایه‌های پنهان و تروریستی این گروه، به طور سیستماتیک به نابود کردن سرمایه اجتماعی و نمادین آن‌ها در جامعه مصر بپردازد. دولت السیسی به خوبی می‌داند که خطر اخوان تنها در هسته‌های عملیاتی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در «روایت» و «تاریخ‌سازی» آن‌ها برای نسل‌های آینده است. اگر این روایت توسط آثاری مانند «رأس الافعی» خنثی شود، اخوان برای همیشه به یک «گروهک منفور تاریخی» در ذهن جامعه مصر تبدیل خواهد شد. این همان هراسی است که رهبران اخوان از آن دارند و این همان اطمینانی است که السیسی به دنبال تثبیت آن در جامعه است .

در پایان: سریال «رأس الافعی» ۲۰۲۶ فراتر از یک سرگرمی ساده رمضانی، یک پروژه عظیم فرهنگی-امنیتی برای حذف جریان اخوان‌المسلمین در حافظه تاریخی مصر است. این سریال با روایت مستند و پرکشش خود از تعقیب محمود عزت، تاکنون توانسته است توجه طیف وسیعی از مخاطبان را جلب کرده و هم‌زمان، خشم و بی‌اعتباری هواداران اخوان را برانگیزد. هرچند منتقدانی به رویکرد یک‌جانبه آن ایراد می‌گیرند، اما شواهد نشان می‌دهد که این اثر در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی «ایجاد آگاهی عمومی نسبت به چهره سکولار پسند از اخوان» موفق بوده است. در نهایت، «رأس الافعی» را می‌توان گام بلند سکولاریسم در مسیر «تاریخ‌نگاری تصویری» دوران معاصر مصر دانست.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی