سرمقاله امیر افشارفتوحی
«جشنواره فیلم ۱۰۰»؛ چراغی در دل طوفان
جشنواره فیلم ۱۰۰ در پانزدهمین دوره خود معنایی فراتر از یک رویداد سینمایی پیدا میکند؛ رویدادی که به نشانهای از تداوم روایت در زمانه بحران بدل شده است.

امیر افشارفتوحی- در شرایطی که کشور با روزهای دشوار، بحرانهای انسانی و فضای ملتهب ناشی از جنگ و ناپایداری روبهروست، برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری دیگر نه یک انتخاب تزئینی، بلکه بخشی از ضرورت حفظ حیات اجتماعی است. در چنین موقعیتی، خاموش شدن تدریجی فضاهای فرهنگی فقط به معنای توقف چند برنامه هنری نیست؛ بلکه به معنای کمرنگ شدن امکان گفتوگو و فرسایش تدریجی امید جمعی است. از همین منظر، جشنواره فیلم ۱۰۰ در پانزدهمین دوره خود ــ که قرار است شهریورماه امسال برگزار شود، تقویم آن در حوالی روز ملی سینما تثبیت شود، دبیرخانه دائمیاش آغاز به کار کند و بخش بینالملل نیز به آن افزوده شود ــ معنایی فراتر از یک رویداد سینمایی پیدا میکند؛ رویدادی که به نشانهای از تداوم روایت در زمانه بحران بدل شده است.
در روزگاری که اخبار تلخ، نااطمینانی اجتماعی و التهاب سیاسی بخش مهمی از زندگی روزمره مردم را اشغال کرده، هنر دیگر فقط ابزار سرگرمی یا زیباییشناسی نیست؛ هنر به شکلی از مقاومت فرهنگی تبدیل میشود. مقاومتی آرام، کمصدا و در عین حال اثرگذار. جشنواره فیلم ۱۰۰ نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که هنوز تلاش میشود امکان روایت حفظ شود، حتی اگر این روایت فقط ۱۰۰ ثانیه زمان داشته باشد.
اهمیت این جشنواره البته فقط در استمرار برگزاری آن خلاصه نمیشود. یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم ۱۰۰، همچنان اتکای آن به کشف استعدادهای تازه است؛ ویژگیای که در سینمای امروز ایران دیگر یک امتیاز فرعی نیست، بلکه یک نیاز جدی است. سینمای ایران سالهاست با بحران ورود نسل جدید مواجه است؛ نسلی که میان هزینههای سنگین تولید، ساختارهای بسته و محدودیت فرصت، بهسختی امکان تجربه پیدا میکند. در چنین شرایطی، قالب ۱۰۰ ثانیهای به دلیل کمهزینه بودن و اتکا به ایده، تبدیل به بستری شده که میتواند نخستین امکان جدی فیلم ساختن را در اختیار نسل تازه قرار دهد.
با این حال، تحلیل جایگاه جشنواره فیلم ۱۰۰ بدون اشاره به نسبت آن با دیگر رویدادهای فیلم کوتاه ناقص خواهد بود. در کنار این جشنواره، جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران نیز سالهاست در حوزه استعدادیابی و فیلم کوتاه فعالیت میکند. در نگاه اول، این همپوشانی میتواند مصداق موازیکاری به نظر برسد، اما واقعیت این است که تفاوت میان این دو رویداد، بیش از آنکه در فرم باشد، در نوع نگاه و سیاستگذاری فرهنگی است.
جشنواره فیلم کوتاه تهران بیشتر بر مسیر حرفهای سینمای کوتاه، استانداردهای تخصصی و اتصال به جریان جهانی سینما تمرکز دارد، در حالی که جشنواره فیلم ۱۰۰ اساساً بر ایده، ایجاز، تجربهگرایی و دسترسی آسانتر برای نسل تازه بنا شده است. یکی بیشتر شبیه یک ساختار حرفهای تثبیتشده عمل میکند و دیگری تلاش دارد فضای تجربه و آزمون را زنده نگه دارد. به همین دلیل، وجود هر دو رویداد میتواند نه نشانه تکرار، بلکه نشانه تنوع در زیستبوم سینمای کوتاه ایران باشد؛ البته به شرط آنکه هرکدام هویت مستقل خود را حفظ کنند.
نکته مهم دیگر درباره دوره پانزدهم، احیای بخش بینالملل جشنواره است؛ تصمیمی که اگر از سطح یک عنوان تشریفاتی فراتر برود، میتواند مهمترین تحول این دوره باشد. واقعیت این است که فرم فیلم ۱۰۰ ثانیهای بیش از بسیاری از قالبهای رایج سینمای ایران، ظرفیت جهانی شدن دارد. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به سمت روایتهای کوتاه، سریع و فشرده حرکت کرده و همین ویژگی میتواند جشنواره فیلم ۱۰۰ را به رویدادی قابل توجه در سطح بینالمللی تبدیل کند.
برخلاف برخی جشنوارههای داخلی که بیش از حد وابسته به زمینه فرهنگی و زبانی خاص هستند، فیلم بسیار کوتاه زبانی جهانیتر دارد؛ زبانی مبتنی بر تصویر، ایده و ضربه روایی سریع. همین مسئله امکان ارتباط آن با مخاطب بینالمللی را افزایش میدهد. از این منظر، اضافه شدن بخش بینالملل صرفاً یک توسعه ساختاری نیست؛ تلاشی است برای خروج جشنواره از محدوده صرفاً داخلی و تبدیل آن به بستری برای تبادل تجربه و روایت میان فیلمسازان کشورهای مختلف.
البته بینالمللی شدن فقط با اضافه کردن یک بخش تازه اتفاق نمیافتد. بسیاری از جشنوارهها سالهاست عنوان بینالمللی را یدک میکشند، بیآنکه واقعاً در شبکه جهانی سینما دیده شوند. اعتبار حرفهای، کیفیت انتخاب آثار، ارتباط مستمر با فیلمسازان مستقل جهان و ایجاد اعتماد در گردش آزاد فیلمها، پیششرطهای واقعی جهانی شدن هستند. جشنواره فیلم ۱۰۰ اگر بخواهد در این مسیر موفق شود، ناگزیر است هویت خود را شفافتر و استانداردهای حرفهایاش را جدیتر تعریف کند.
در عین حال، نباید فراموش کرد که مزیت اصلی این جشنواره دقیقاً در همان ویژگی ساده اما مهم آن یعنی ایجاز نهفته است. ایجاز در سینما فقط کوتاه بودن زمان نیست؛ نوعی نگاه به روایت است. نگاهی که تلاش میکند جهان را در فشردهترین شکل ممکن بازآفرینی کند. همین ویژگی است که میتواند فیلم ۱۰۰ را از بسیاری از جشنوارههای مشابه متمایز کند؛ چه در داخل و چه در سطح بینالمللی.
در نهایت، اهمیت پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ را باید در نسبت آن با وضعیت امروز جامعه فهم کرد. در دورهای که بسیاری از فضاهای فرهنگی با احتیاط، رکود یا تکرار مواجه شدهاند، ادامه یافتن یک رویداد فرهنگی آن هم با تلاش برای بازتعریف ساختار خود اتفاق کوچکی نیست. این جشنواره شاید همه مسائل سینمای ایران را حل نکند، اما دستکم یک کار مهم انجام میدهد: اجازه نمیدهد چراغ روایت خاموش شود.
و شاید در روزگاری که خاموشی سادهترین انتخاب ممکن است، همین روشن ماندن یک چراغ کوچک، مهمترین معنای برگزاری جشنواره فیلم ۱۰۰ باشد.





