مدیر روابط عمومی انجمن سینمای جوان
مستقل؛ با هویت روشن
علی افشار، مدیر روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران و معاون سابق سردبیر مجموعه رسانهای صبا در یادداشتی برای چهارده ساله شدن صبا، از تجربه سالها همکاری خود با این رسانه نوشته است.

علی افشار، مدیر روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران و معاون سابق سردبیر مجموعه رسانهای صبا در یادداشتی برای چهارده ساله شدن صبا، از تجربه سالها همکاری خود با این رسانه نوشته و آن را فراتر از یک مجموعه خبری، «خانهای امن» برای نسلهای مختلف روزنامهنگاران و فعالان فرهنگی توصیف کرده است.
برای من که بیش از ۳۵ سال در حوزه رسانه، هنر و سینما فعالیت کردهام، «صبا» فقط نام یک روزنامه یا یک پایگاه خبری نیست؛ بخشی از مسیری است که سالهای مختلف فعالیت حرفهایام با آن گره خورده است. از همان سالهای آغازین انتشار روزنامه صبا، در مقاطع مختلف با این مجموعه همکاری داشتم و در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نیز بهعنوان معاون سردبیر و دبیر سایت خبری صبا، این همکاری شکل نزدیکتر و جدیتری پیدا کرد.
در تمام این سالها، چیزی که برای من در صبا اهمیت داشته، فقط تولید خبر و گزارش یا اداره یک تحریریه نبوده است. صبا از همان ابتدا محل رفتوآمد نیروهای حرفهای رسانه بوده و در عین حال، جایی بوده که بسیاری از خبرنگاران جوان کار خود را از آنجا شروع کردهاند. افراد زیادی نخستین تجربههای جدی رسانهای خود را در صبا به دست آوردهاند و بعدها هر کدام در رسانهها و حوزههای مختلف به جایگاههای قابل توجهی رسیدهاند. به نظرم این یکی از مهمترین سرمایههای صباست؛ اینکه صرفاً یک رسانه مصرفکننده نیرو نبوده، بلکه در مقاطع مختلف نقش یک مدرسه رسانهای را هم ایفا کرده است.
در عین حال باید واقعیت دیگری را هم صریح گفت. صبا یک رسانه خصوصی است؛ رسانهای که در طول سالهای فعالیتش، مثل بسیاری از مجموعههای مستقل، فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشته است. ادامه دادن در فضای رسانهای ایران، آن هم برای یک رسانه فرهنگی تخصصی در بخش خصوصی، کار سادهای نیست و طبیعتاً محدودیتها و دشواریهای خاص خودش را دارد.
گاهی از بیرون مجموعه، این تصور شکل میگیرد که چون محمدرضا شفیعی صاحب امتیاز، مدیرمسئول و سردبیر صبا، در حوزه تهیهکنندگی سینما و تلویزیون هم فعالیت دارد، پس صبا هم باید از نظر مالی و دستمزدها با همان معیارهای رایج در سینما و تلویزیون سنجیده شود. بهنظر من این نگاه، بیشتر ناشی از ناآشنایی با سازوکار رسانه است. واقعیت این است که مدل اقتصادی رسانه با سینما و تلویزیون اساساً متفاوت است و قیاس این دو با یکدیگر، قیاس دقیقی نیست. کسانی که در فضای رسانه کار کردهاند، بهخوبی میدانند که دوام آوردن یک رسانه خصوصی در حوزه فرهنگ و هنر، خود به اندازه کافی دشوار است.
در کنار این موضوع، نکته مهم دیگری هم درباره صبا وجود دارد که شاید بد نباشد روشن گفته شود. صبا یک رسانه مستقل است، اما در چارچوب عقیدتی صاحب امتیاز آن، آینهدار بخشی از جامعه ایران در حوزه فرهنگ است و نه مستقل متنافر و یا پیرو تئوری «هنر برای هنر». صبا در عمل کوشیده است با لحنی احترامآمیز و دوری از توهین و گزندگی رایج، میان حرفهایگری رسانهای، دغدغههای فرهنگی و واقعیتهای اجتماعی تعادل برقرار کند؛ تعادلی که حفظ آن در فضای پیچیده رسانهای امروز کار سادهای نیست.
برای من، صبا در همه این سالها چیزی فراتر از یک محل کار بوده است. جایی بوده که افراد مختلفی آمدهاند، تجربه کردهاند، رشد کردهاند و رفتهاند، اما خود آن باقی مانده است. همین استمرار، همین نقش در تربیت و معرفی نیروهای رسانهای و همین تلاش برای حفظ هویت حرفهای در دل همه فراز و فرودها، به صبا معنایی فراتر از یک رسانه صرف داده است.
به همین دلیل است که هنوز هم معتقدم صبا برای بسیاری از اهالی رسانه، دانشجویان ارتباطات و علاقهمندان به سینما و تلویزیون، یک خانه امن رسانهای است؛ خانهای که با همه سختیها، هنوز چراغش روشن است.





