روزبه رایگا در گفتوگو با صبا:
دوربین در کمدی شکارچی لحظههاست
میزانسن در فیلمهای کمدی وابستگی زیادی به موقعیت بازیگران دارد؛ اینکه چه کسی کجا ایستاده، چه زمانی وارد قاب میشود یا چگونه یک واکنش ناگهانی را شکل میدهد. دوربین باید بتواند این لحظهها را شکار کند.

سمیرا جعفری- «کفایت مذاکرات» تازهترین ساخته سهیل موفق، فیلمی است که از همان عنوانش، حالوهوایی آشنا و کنایهآمیز دارد و قصهاش را بر بستری از بحران اقتصادی، روابط خانوادگی و تصمیمهایی بنا میکند که قرار است گرهگشا باشند اما خودشان به آغاز دردسرهای تازه تبدیل میشوند. فیلم داستان خانوادهای را روایت میکند که برای عبور از مشکلات مالی، وارد ماجرای رحم اجارهای میشوند؛ تصمیمی که خیلی زود همهچیز را از کنترل خارج میکند و شخصیتها را در موقعیتهایی پیچیده و کمیک قرار میدهد. جمله کوتاه «این چیزها تو سریالهای ترکی هم قفله…» که در خلاصه رسمی فیلم آمده، به خوبی فضای اغراقشده و پرتنش جهان فیلم را توصیف میکند.
کفایت مذاکرات» نخستین تجربه سهیل موفق در ساخت فیلمی برای مخاطب بزرگسال است. کارگردانی که پیش از این با آثاری چون «شکلاتی»، «پاستاریونی» و «نوروز» بیشتر در سینمای کودک و نوجوان شناخته میشد، این بار به سراغ فضایی متفاوت رفته و پنجمین فیلم بلندش را در قالب یک کمدی اجتماعی ساخته است.
در ترکیب بازیگران فیلم، چهرههایی چون مهران غفوریان، محسن کیایی، ایمان صفا، رویا میرعلمی، المیرا دهقانی، حدیث فولادوند، سارا منجزی، محمدرضا داوودنژاد، قدرتالله ایزدی، محمدجواد جعفرپور و جواد پولادی حضور دارند.
فیلمنامه «کفایت مذاکرات» را حمزه صالحی نوشته و تهیهکنندگی آن برعهده ابراهیم عامریان دارد. در پشت صحنه نیز روزبه رایگا به عنوان مدیر فیلمبرداری، حسن ایوبی در مقام تدوینگر، امیر توسلی به عنوان آهنگساز، حسین ابوالصدق در بخش طراحی و ترکیب صدا، عبدالله اسکندری به عنوان طراح گریم و سعید هنرمند در مقام طراح صحنه حضور دارند.

روزبه رایگا در سالهای اخیر بیش از آن که با فیلمهای کمدی شناخته شود، به عنوان فیلمبردار آثاری در سینمای اجتماعی و درامهای جدی مطرح بوده است؛ فیلمهایی چون «سر به مهر»، «با دیگران»، «انارهای نارس»، «ممیرو»، «شعلهور»، «دیدن این فیلم جرم است!»، «عطرآلود» و «رها» که هر کدام در جهان تصویری و مضمونی خود، فاصله قابل توجهی با قواعد رایج سینمای کمدی دارند. با این حال، رایگا در سالهای اخیر تجربه فیلمبرداری چند کمدی پرفروش از جمله «فسیل»، «هفتاد سی»، «مرد عینکی» و این روزها «کفایت مذاکرات» را نیز در کارنامه خود ثبت کرده؛ تجربهای که از نگاه او اگرچه در ظاهر با سینمای اجتماعی تفاوت دارد، اما از منظر اجرایی و ارتباط با مخاطب، پیچیدگیها و دشواریهای خاص خود را به همراه دارد.
در «کفایت مذاکرات» نگاه شما به تصویر بیشتر معطوف به ثبت واقعیت بود یا ساختن فضایی اغراقشده متناسب با لحن کمدی فیلم؟
مشخصاً ترکیبی از هر دو رویکرد مدنظر ما بود. «کفایت مذاکرات» در ذات خود یک فیلم کمدی است، اما صرفاً یک اثر مفرح نیست و لایههایی دارد که برخی مسائل و جریانهای اجتماعی را نیز مطرح میکند. البته نمیخواهم از واژه «معضل» استفاده کنم؛ بیشتر با موقعیتهایی اجتماعی مواجه هستیم که قرار گرفتن شخصیت ها در آنها منجر به شکلگیری موقعیتهای کمدی میشود.
به همین دلیل نمیتوان فیلم را صرفاً یک کمدی یا صرفاً یک اثر اجتماعی دانست. ما تلاش کردیم تمام و کمال در چارچوب قواعد مرسوم کمدی حرکت نکنیم. اگر کسی فیلم را با نگاه اجتماعی ببیند، هایلایتهای کمدی آن را پررنگ خواهد دید و اگر با نگاه یک فیلم کمدی به سراغش برود، لایههای اجتماعی آن نیز برایش قابل توجه خواهد بود. به همین دلیل سعی کردیم در عناصر بصری فیلم، هم نشانههای سینمای اجتماعی و هم مؤلفههای سینمای کمدی به کار گرفته شود.
فیلمهای کمدی المانهای متعددی دارند و ما تلاش کردیم در «کفایت مذاکرات» مجموعهای از این ویژگیها را رعایت کنیم. با این حال، در نهایت این فیلم یک اثر کمدی محسوب میشود؛ چه در تبلیغات، چه در اکران و چه در نگاه اهالی سینما و حتی جشنواره فجر.
در فیلمبرداری «کفایت مذاکرات» چقدر تلاش کردید ریتم و تُن کمدی را با حرکت دوربین، قاببندی و میزانسن هماهنگ کنید؟
یکی از پرسشهایی که همیشه مطرح میشود این است که چرا فیلمهای کمدی معمولاً روشن، تمیز و کنترلشده به نظر میرسند. به نظر من مخاطب در وهله نخست باید از تماشای فیلم لذت بصری ببرد؛ چه فیلم اجتماعی باشد و چه کمدی.
البته این یک قانون مطلق نیست که همه فیلمهای کمدی حتماً باید روشن و بدون پیچیدگی باشند، اما این ویژگیها به انتقال بهتر شوخیها کمک میکند. مخاطب در فیلم کمدی معمولاً فرصت یا تمایل چندانی برای واکاوی پیچیده تصاویر ندارد. او میخواهد ذهنش آزاد باشد و بخندد. برای همین ما کمتر از نورپردازیهای پیچیده، سایههای سنگین، قابهای مبهم یا میزانسنهای بسیار پیچیده استفاده میکنیم؛ چون ممکن است لحظه شوخی از دست برود و این برای یک فیلم کمدی خسارت بزرگی است.
حالت چهره بازیگر باید کاملاً دیده شود، واکنشها باید واضح باشند و جزئیات شوخیها باید به راحتی قابل رؤیت باشند. همه این موارد کمک میکند مخاطب سریعتر واکنش نشان دهد و تأثیر کمدی فیلم بیشتر شود.
از سوی دیگر، میزانسن در فیلمهای کمدی وابستگی زیادی به موقعیت بازیگران دارد؛ اینکه چه کسی کجا ایستاده، چه زمانی وارد قاب میشود یا چگونه یک واکنش ناگهانی را شکل میدهد. دوربین باید بتواند این لحظهها را به سرعت شکار کند. این موضوع روی ریتم فیلم تأثیر مستقیم دارد.
نورپردازی هم به همین شکل است. معمولاً باید خواناتر و یکنواختتر باشد و جغرافیای لوکیشن برای مخاطب کاملاً روشن بماند. از نظر ترکیببندی نیز مهم است که چشم تماشاگر دقیقاً به نقطهای هدایت شود که کارگردان قصد دارد شوخی یا اتفاق اصلی در آن رخ دهد.
یکی از مهمترین تفاوتها در طراحی رنگ و فضای بصری فیلم است. در آثار کمدی معمولاً تلاش میکنیم حس سرزندگی، شادابی و سرگرمی را به مخاطب منتقل کنیم. به همین دلیل تصاویر روشن ، رنگها اشباع و نورپردازی به سمت فضایی جذابتر و پرانرژیتر حرکت میکند.
مهترین تفاوت المان های بصری یک فیلم کمدی مثل کفایت مذاکرات و اجتماعی تلخی همچون رها چیست؟
در آثاری مثل رها و دیگر آثار اجتماعی که در آنها حضور داشتم ، معمولاً از نشانههای بصری استفاده میکنیم که بتوانند فشارهای اجتماعی و وضعیت شخصیتها را منتقل کنند؛ رنگهای سرد، خاکستری، رنگهای طبیعی و کمزرقوبرق، بافتهای فرسوده در لوکیشنها و حتی طراحی لباسهایی که با فضای محیط همسو باشند، همگی در خدمت شکل دادن به این فضا قرار میگیرند.
از نظر میزانسن هم تفاوتهای زیادی وجود دارد؟
بله. در «رها» به دلیل انزوا و فشارهایی که بر شخصیتها وارد میشود، بیشتر با قابهای بسته و ترکیببندیهای ثابتتر مواجه بودیم. در آن فیلم، راهروها، درها و مرزهای فیزیکی میان آدمها نقش مهمی در طراحی بصری داشتند و تلاش میکردند فاصلهها و تنشهای میان شخصیتها را برجسته کنند.
حرکت دوربین هم در این دو فضا کاملاً متفاوت است. در فیلم های اجتماعی؛ دوربین بیشتر نقش ناظر را دارد تا اجراکننده. نماها طولانیتر هستند، میزانسن ها پیچیده تر ، حرکتها همسو با محتوا و دوربین فرصت بیشتری برای مشاهده در اختیار مخاطب قرار میدهد. در چنین فیلمی هدف این است که تماشاگر بتواند به شخصیتها نزدیک شود، وضعیت آنها را درک کند و فرصت همدلی بیشتری با آنها داشته باشد.
در نهایت، تفاوتهای فنی میان فیلمبرداری آثار کمدی و اجتماعی بسیار گسترده است و به نظرم یکی از جذابترین بخشهای کار فیلمبرداری همین است که برای هر ژانر باید زبان بصری متناسب با همان فیلم را پیدا کرد.
شما فیلمهای اجتماعی و جدی متعددی را در کارنامه دارید و همچنین در آثار کمدی. شخصاً کار در کدام فضا برایتان جذابتر است؟
پاسخ به این سؤال کمی دشوار است، چون ممکن است برداشتهای مختلفی از آن شود. دغدغه شخصیام همیشه فیلمهای جدی، معناگرا و آثاری بوده که بتوانند روی نگرش انسانها، سبک زندگی آنها و حتی فلسفه وجودیشان تأثیر بگذارند؛ آثاری که مخاطب را به فکر کردن وادار کنند و بتوانند انسان را به سمت تعالی سوق دهند. البته سینمای کمدی هم میتواند چنین تأثیری داشته باشد، اما به اعتقاد من تأثیرگذاری فیلم اجتماعی معمولاً مستقیمتر و عمیقتر است.
در عین حال معتقدم ساخت کمدی از بسیاری جهات دشوارتر است. در دنیایی که مردم با حجم زیادی از مشکلات وارد سالن سینما میشوند، شما باید بتوانید برای مدتی آنها را از آن فضا جدا کنید. مخاطب انتظار دارد مشکلاتش را پشت درِهای سالن سینما بگذارد و فیلم کمدی برای مدتی او را رها کند. از این منظر، فیلم کمدی میتواند چون اکسیری ، آلام بخش دردهایشان باشد.
خرسندم که فیلمبرداری چند کمدی پرفروش را در سالهای اخیر تجربه کردهام؛ «کفایت مذاکرات» هم در کنار وجه سرگرمکنندهاش، تلاش میکند به موضوعی اجتماعی حائز اهمیتی چون رحم اجارهای توجه کند. همین که فیلم بتواند نسبت به چنین موضوعی حساسیت ایجاد کند و برای مخاطبانی که به نوعی با این مسئله روبرو هستند ، تلنگری باشد، بسیار ارزشمند است.





