سجاد مشتاق در گفتوگو با صبا:
از قهرمانمحوری فاصله گرفتهایم
بهترین راه، روایت از زاویه دید فردی بود که فاصلهای با قهرمان اصلی دارد. وقتی به سراغ شخصیتهای تاریخی میرویم، اگر خود آن شخصیت را در مرکز روایت قرار دهیم، خطر روایت یکسویه افزایش پیدا میکند.

معصومه دهقان – اکران بسته فیلمهای کوتاه «تخطی»، «کپی» و «سرود کلنل» در قالب طرح «قرار» انجمن سینمای جوانان ایران، بار دیگر بحث جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران را به میان آورده است؛ مدیومی که از نگاه فیلمسازانش نه مقدمهای برای ورود به سینمای بلند، بلکه عرصهای مستقل برای تجربهورزی، خلاقیت و کشف استعدادهای تازه است. میکائیل دیانی، محمد رحمتی و سجاد مشتاق در گفتوگو با روزنامه صبا ضمن تشریح دغدغههای محتوایی و فرمی آثار خود، بر ضرورت ایجاد چرخه پایدار اکران، نقش نهادهای فرهنگی در حمایت از فیلم کوتاه و اهمیت ارتباط مستقیم این آثار با مخاطبان تأکید میکنند؛ موضوعی که میتواند آینده سینمای کوتاه ایران را بیش از هر زمان دیگری به فضای عمومی سینما نزدیک کند.

پرداختن به شخصیتهای تاریخی در سینما همواره با این چالش همراه بوده است که چگونه میتوان از تکرار روایتهای رسمی و قهرمانمحور فاصله گرفت و به وجوه کمتر دیدهشده انسانها نزدیک شد. فیلم کوتاه «سرود کلنل» به کارگردانی سجاد مشتاق و تهیهکنندگی محمد طهان نیز با همین رویکرد به سراغ یکی از چهرههای مهم تاریخ معاصر ایران، کلنل محمدتقیخان پسیان، رفته است؛ اما نه برای بازسازی زندگی او، بلکه برای روایت داستانی انسانی در سایه حضور این شخصیت تاریخی. مشتاق در این گفتوگو از چرایی انتخاب این مقطع تاریخی، نقش موسیقی در روایت فیلم، ظرفیتهای فیلم کوتاه در مواجهه با تاریخ و اهمیت طرح «قرار» برای آینده اکران فیلم کوتاه سخن میگوید.
در فیلم «سرود کلنل» چرا به سراغ برههای از زندگی کلنل محمدتقیخان پسیان رفتید؟
فیلم «سرود کلنل» درباره محمدتقیخان پسیان است، اما باید تأکید کنم که این شخصیت تاریخی بیشتر بهانهای برای آغاز داستان بود تا موضوع اصلی فیلم. در مدیوم فیلم کوتاه امکان پرداخت کامل و چندلایه به شخصیتهای بزرگ تاریخی وجود ندارد؛ به همین دلیل ما ناچاریم تنها سایهای از آن شخصیت را وارد روایت کنیم و باقی داستان را بر اساس درام خودمان پیش ببریم. دلیل انتخاب محمدتقیخان پسیان نیز این بود که زندگی او ذاتاً واجد ظرفیتهای دراماتیک فراوانی است. پیشینه نظامی، نوع نگاهش به جامعه و ویژگیهای شخصیتی او برای هر فیلمسازی جذاب است. اما آنچه بیش از همه توجه مرا جلب کرد، علاقه عمیق او به موسیقی بود. اینکه یک چهره نظامی تا این اندازه با هنر، بهویژه موسیقی، ارتباط داشته باشد برای من بسیار جالب و الهامبخش بود و از همین نقطه ایده اولیه فیلم شکل گرفت.
فیلم شما به یکی از چهرههای تاریخی ایران اشاره دارد. چه میزان پژوهش برای نگارش فیلمنامه انجام شد؟
اگرچه فیلم مستقیماً بازسازی زندگی محمدتقیخان پسیان نیست، اما تلاش کردم در مرحله نگارش، همه منابع مکتوبی را که درباره او وجود داشت مطالعه کنم. علاوه بر این، گفتوگوهایی نیز با برخی بستگان و آشنایان مرتبط با این شخصیت تاریخی داشتم که اطلاعات ارزشمندی در اختیارم قرار دادند. برای من مهم بود که هرچند فیلم قرار نیست یک زندگینامه باشد، اما تصویر ارائهشده از این شخصیت بر پایه شناخت و پژوهش شکل بگیرد و از واقعیت تاریخی فاصله نگیرد.
چرا روایت این مقطع تاریخی را از زاویه دید یک سرباز در دسته موسیقی انتخاب کردید؟
اولین نکتهای که هنگام مطالعه زندگی محمدتقیخان پسیان توجهم را جلب کرد، تضادی بود که میان جایگاه نظامی او و علاقهاش به هنر وجود داشت. از یک سو با فردی مواجه هستیم که یکی از چهرههای مقتدر نظامی تاریخ معاصر ایران محسوب میشود و از سوی دیگر شخصیتی را میبینیم که با هنر و بهویژه موسیقی آشنایی و علاقه جدی دارد. همین پارادوکس به جرقه اصلی داستان تبدیل شد. به نظرم بهترین راه برای ورود به این جهان، روایت از زاویه دید فردی بود که فاصلهای با قهرمان اصلی دارد. معمولاً وقتی به سراغ شخصیتهای تاریخی میرویم، اگر خود آن شخصیت را در مرکز روایت قرار دهیم، خطر کلیشه و روایت یکسویه افزایش پیدا میکند. اما وقتی داستان را از نگاه فردی در حاشیه ماجرا تعریف میکنیم، امکان کشف وجوه انسانی و کمتر دیدهشده شخصیت اصلی بیشتر میشود.
موسیقی در «سرود کلنل» چه کارکردی فراتر از یک عنصر روایی دارد؟
موسیقی در این فیلم صرفاً ابزاری برای پیشبرد روایت نیست. در واقع موسیقی با مفهوم خودشناسی و شناخت جهان پیرامون پیوند خورده است. هرچه شخصیت اصلی فیلم، طاهر، درک روشنتری از موقعیت و هویت خود پیدا میکند، ارتباط او با موسیقی نیز عمیقتر میشود. در ظاهر، موسیقی همان اجرای درست نتها و انجام یک وظیفه است؛ اما در لایههای زیرین فیلم، به مسیری برای شناخت خویشتن تبدیل میشود. طاهر برای آنکه جایگاه نهایی خود را در داستان پیدا کند، باید نسبت تازهای با موسیقی برقرار کند و از همین مسیر به فهم عمیقتری از خود برسد.
پرداختن به تاریخ در قالب فیلم کوتاه چه ظرفیتهایی دارد که شاید در سینمای بلند کمتر دیده شود؟
فیلم کوتاه به دلیل ایجاز و تمرکز بالا، ناچار است خیلی سریع به اصل موضوع برسد. در این مدیوم جایی برای حاشیهروی یا توضیحات طولانی وجود ندارد. همین ویژگی باعث میشود روایت تاریخی نیز فشردهتر و متمرکزتر باشد. البته این مسئله هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو امکان دارد روایت بیش از حد مستقیم و شعاری شود، اما از سوی دیگر اگر درست مدیریت شود، میتواند به خلق موتیفها و نشانههایی منجر شود که در مدت زمانی کوتاه، تصویری تأثیرگذار از یک دوره یا شخصیت تاریخی ارائه دهند.
طرح «قرار» انجمن سینمای جوانان را تا چه اندازه میتوان گامی مؤثر برای ایجاد چرخه اکران فیلم کوتاه دانست؟
واقعیت این است که فیلم کوتاه همواره در مقایسه با سینمای بلند شانس کمتری برای دیده شدن و بازگشت سرمایه داشته است. در این میان تنها بستر پیشروی بسیاری از فیلمسازان کوتاه تنها همین جشنوارههاست. به همین دلیل طرح «قرار» را اتفاقی مهم میدانم. این طرح فرصت دیده شدن فیلمها را در فضای عمومی فراهم میکند و میتواند انگیزه فیلمسازان را برای ادامه مسیر افزایش دهد. فیلم کوتاه یک مدیوم مستقل است، نه صرفاً مقدمهای برای ورود به سینمای بلند؛ بنابراین هر اقدامی که به دیده شدن آن کمک کند ارزشمند است.
اگر این مدل اکران استمرار پیدا کند، چه تأثیری بر تولید و اقتصاد فیلم کوتاه خواهد داشت؟
یکی از اتفاقات مثبتی که میتواند رخ دهد، شکلگیری فضایی برای نقد و بررسی جدیتر آثار است. معمولاً فیلمهای کوتاه در قالب بستههای چند فیلمی نمایش داده میشوند و این همنشینی باعث میشود آثار در کنار یکدیگر دیده شوند و مورد ارزیابی قرار بگیرند. از سوی دیگر، وقتی فیلمساز بداند فیلمش فقط برای جشنواره ساخته نمیشود و امکان نمایش عمومی دارد، انگیزه بیشتری برای تولید آثار بعدی پیدا خواهد کرد. این روند در بلندمدت میتواند به تقویت چرخه تولید نیز کمک کند.
به نظر شما چه نهادهایی باید در کنار انجمن سینمای جوانان برای تثبیت اکران فیلم کوتاه نقشآفرینی کنند؟
این موضوع نیازمند همکاری مشترک میان انجمن سینمای جوانان، فیلمسازان و سینماداران است. باید نوعی تعامل و همدلی میان این اضلاع شکل بگیرد تا فرصتهای بیشتری برای نمایش فیلم کوتاه فراهم شود.
شاید امکان برابری کامل میان فیلم کوتاه و فیلم بلند وجود نداشته باشد، اما دستکم میتوان سانسها و زمانهایی مشخص را برای نمایش این آثار در نظر گرفت تا مخاطبان بتوانند با آگاهی و برنامهریزی برای دیدن آنها به سینما مراجعه کنند.
آیا تجربه اکران «قرار» میتواند الگوی تازهای برای ارتباط مستقیم فیلمسازان جوان با مخاطبان باشد؟
قطعاً همینطور است. یکی از ویژگیهای مهم سینمای کوتاه در سالهای اخیر، شخصی بودن نگاه فیلمسازان بوده است. همین ویژگی باعث شده این مدیوم همچنان زنده، خلاق و تجربهگرا باقی بماند. وقتی فیلمساز جوان فرصت پیدا کند اثر خود را مستقیماً در برابر مخاطب قرار دهد، علاوه بر دیده شدن، بازخوردهای واقعی دریافت میکند و این مسئله میتواند به رشد حرفهای او کمک کند. از این منظر، «قرار» میتواند آغازگر شکل تازهای از ارتباط میان فیلمساز و مخاطب باشد.
صحبت پایانی
سینمای کوتاه در سالهای گذشته به واسطه تلاش فیلمسازان جوان و حمایت نهادهایی مانند انجمن سینمای جوانان ایران توانسته مسیر خود را ادامه دهد و استعدادهای مهمی را به سینمای ایران معرفی کند. امیدوارم طرحهایی مانند «قرار» استمرار داشته باشند و به مرور بخشی ثابت از چرخه نمایش آثار سینمایی تبدیل شوند؛ چراکه هرچه فیلم کوتاه جدیتر گرفته شود، آینده سینمای ایران نیز غنیتر خواهد شد.





