کامیاب زارع در گفتوگو با صبا:
در نمایش «گاوداری» شخصیتی به تعالی نمیرسد
کامیاب زارع که پیشینه نویسندگی دارد، در نمایش گاوداری در پروراندن شخصیت برادر کوچک خانواده (بهزاد) با درک درستش از فضای اثر موفق و سنجیده عمل میکند.

احمد محمداسماعیلی – نمایشهای اجتماعی با سویههای نقادانه نسبت به روابط درونخانوادگی، چند دهه است که در تئاتر ایران به رویکردی قالبی تبدیل شده و میتوان ریشههای آن را در سینمای اجتماعی و جریان موج نوی سینمای ایران در ابتدای دهه پنجاه جستوجو کرد. در دهه هشتاد نیز با شکلگیری موج تازه سینمای اجتماعی بهویژه در آثار اصغر فرهادی، بخش قابل توجهی از تولیدات تئاتری و سینمایی تحت تأثیر این نگاه قرار گرفتند. نمایش «گاوداری» به نویسندگی و کارگردانی محمد نژاد، تلاش کرده است به صورت تدریجی روابط درونخانوادگی یک خانواده پاییندست را که پدر خانواده در آن صاحب گاوداری است، پیش روی مخاطب قرار دهد؛ خانوادهای که در بستر یک موقعیت بحرانی و در مواجهه با گذشته و فقدان، به مرور لایههای پنهان روابط خود را آشکار میکند. این نمایش که از ۲۵ اردیبهشت به روی صحنه رفته تا ۲۹ خرداد ماه جاری هر شب ساعت ۲۰ به مدت ۶۰ دقیقه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه میرود. در این نمایش روژینا ابراهیمی، کامیاب زارع، فردین شاهحسینی، دلارام ترکی، محمد نژاد و با صدای امیر جعفری (در نقش پدر) بهعنوان بازیگر حضور دارند. با بازیگر این نمایش درباره ساختار و فضای آن گفتوگویی انجام دادهایم که درادامه میخوانید.
در هر نمایشی بازیگر است که محصول تفکر نویسنده و کارگردان در معرض دید مخاطب قرار میدهد و اگر این بخش درست نباشد نمایش در ارتباطش با مخاطب ناموفق میشود. در نمایش «گاوداری» بازیها درست و بهجا و در خدمت شخصیتپردازی و پیشبرنده فضای بین شخصیتها هستند. کامیاب زارع که پیشینه نویسندگی دارد، در پروراندن شخصیت برادر کوچک خانواده (بهزاد) با درک درستش از فضای اثر موفق و سنجیده عمل میکند. کامیاب زارع درباره حضورش در نمایش «گاوداری» سخن میگوید.
آیا شخصیت بهزاد و ایفایش برایتان جذابیت داشت که در نمایش «گاوداری» بازی کردید؟
بیشتر خودم را نویسنده میدانم تا بازیگر و بازیگری جزو دغدغههای مهم کاری من نیست. رفاقتم با کارگردان باعث شد که با گروه در شروع کار در سمت سرپرست گروه کارگردانی نمایش «گاوداری» همکاری کنم و بعداً کارگردان از من خواست که نقش بهزاد را هم بازی کنم. متن نمایش هم برایم ویژگیهایی داشت که جذاب باشد.
این جذابیتها در چه بخشهایی است؟
مهمترینش این است که در متن به اوجی نمیرسیم و کر در یک سطح باقی میماند. منظورم بحث در سطح محتوا نیست و بالا و پایینی در رخدادها ملاکم است. این روند تبدیل شده به لحن نمایش و هیچکدام از شخصیتها به اوجی نمیرسند.
ابهامی در معرفی شخصیتها و روابطشان در فضای نمایش دیده میشد…
این ابهام را قبول دارم و ابهامی در معرفی و تبدیل شدن به کاراکتر وجود دارد. این ابهام در تعریف و نقل داستان هم وجود دارد. این ابهام و گنگی تعمدی است و در اصل تم نمایش و متنش است و یک فضای پنهانکاری در روابط بین اعضای خانواده وجود دارد و به تدریج متوجه یک سری از قضایا میشویم.
این مسائلی که اشاره کردید در فیلمهای فرهادی به عنوان عنصر محوری مطرح میشود؟
مقداری تفاوت در کار وجود دارد. زیرا در سینمای فرهادی بخشی از قصه حذف میشود و طرح نمیشود و این حذف باعث ایجاد ابهام میشود. در «گاوداری» حذفی در داستان رخ نمیدهد و داستان و شخصیتها مسیری را دنبال میکنند. در فیلم «جدایی نادر از سیمین»، نادر بهتدریج به تعالی میرسد. در «گاوداری» تعالی وجود ندارد و فقط داستان و شخصیتها روایتشان به صورت عرضی دنبال میشود و موقعیت مرگ پدر و دور هم جمع شدن فرزندان پیگیری و روایت میشود. این نوع روایت ابهام که اینقدر درست و بهجا باشد کار سخت و دشواری است.
در فرهنگ ایرانی پدر شخصیتی با هالهای از احترام و تقدیس و فداکاری است، اما در «گاوداری» پدر شخصیتی غیرقابل دفاع، خشن و منفعتطلب است…
صدای امیر جعفری مقداری اقتدار و خاکستری بودن شخصیت پدر را تشدید کرد، اما اگر این نقش بازی میشد میتوانست وجوهات مختلفی از او روایت بشود و در این حالت اینقدر منفی به نظر نمیرسید.
در پرده ماقبل پایان نمایش اشاره به سفر رفتن خانواده و مراقبت و دلسوزی پدر نسبت به خانوادهاش میشود…
اشاره درستی است و البته این مونولوگ در ادامه روند تمرینات به داستان نمایش اضافه شد.
پردهای که خیلی شبیه به بخشی از سکانس فیلم «تنگنا»ی امیر نادری است…
درست است و در همان پرده نمایش که اشاره کردید فضا هم به تراژدی و مرگ بابک ختم میشود. استفاده از صدا ایماژی را در نمایش ایجاد کرد که اگر نقش را بازیگر بازی میکرد این ایماژ از بین میرفت. نبود پدر و حضور صدایش دو ویژگی مهم داشت. یکی اینکه هر کاراکتری میتوانست پدر مورد نظر و سلیقه خودش را روایت کند و حتی بخشی از وجود خودش را در قالب شخصیت پدر مطرح کند. مسئله بعدی این است که چون پدر مرده و وجود ندارد حضور صدایش و نبودش به صورت فیزیکی و مونولوگ کار کردن بازیگران به تصمیم درست کارگردان در این بخش تاکید میکند.





