روایت جواد افشار از شبهای باغ فردوس و تأملی بر پساجنگ
یادگار روزهای پیروزی و آزمون وحدت
جواد افشار، در یادداشتی اختصاصی که برای روزنامه صبا ارسال کرده است، از شبهای باغ فردوس و تجربههای پس از جنگ ۱۲ روزه نوشته است؛ روایتی که از دل خاطره به نقد افراط و تندروی اجتماعی میرسد.

جواد افشار، کارگردان سینما و تلویزیون در یادداشتی اختصاصی که برای روزنامه صبا ارسال کرده است، از شبهای باغ فردوس و تجربههای پس از جنگ ۱۲ روزه نوشته است؛ روایتی که از دل خاطره به نقد افراط و تندروی اجتماعی میرسد.
در یادداشت جواد افشار آمده است:
در یکی از شبهایی که گذشت با علی مرادخانی عزیز گوشهای از محوطه باغ فردوس در حالیکه صدای جشن و شادی مردم غالب بود نشسته بودیم و دستاوردهای جنگ رمضان را با غرور برای هم مرور میکردیم و با افتخار از قدرت ایرانی میگفتیم که معمار و رهبر شهیدش دیگر در بین مان نبود اما به برکت خون پاکش وعدههایش یکی یکی برایمان در حال آشکار شدن است.
در این بین یاد جنگ ۱۲ روزه افتادم که چند ماه بعدش اون حلاوت پیروزی و افتخار چگونه در دیماه به روزهای شوم و تاریکی ختم شد که یادآوریاش دلمان را ریش ریش میکند!!
چگونه دشمن پلید توانست آن پیروزی و یکپارچگی مردم بعد از جنگ را با توطئهاش تبدیل به معرکهای کند که آن همه ایرانی بدست ایرانی (از هر دو طرف) خونشان در کف خیابانها جاری شود!!!
آری دشمنی که در میدان نبرد شکست خورده بود در میدان دیگری داشت جبران میکرد!
به علی گفتم نکنه دوباره بعد از این همه پیروزی که صدچندان بیشتر از جنگ قبلیست دوباره گرفتار سناریویی مثل دیماه شویم؟
علی با اطمینان گفت نه، انشالله که دیگر تکرار نمیشود و کلی دوباره تحلیل و صحبت کردیم اما راستش را بخواهید بعد از نیم ساعتی که با هم حرف زدیم و جدا شدیم تا برسم به منزل ذهنم بدجور درگیر این ماجرا بود!
با خودم شروع کردم به مرور ریشههایی که باعث آن خشم سیاه و گردابی که برای مردمم تدارک دیده شد!
بعد از ماجرای دیماه تقریبا میتوانم بگویم که روزی نبوده که در مورد آن رویدادها و مسائل سیاسی با اطرافیانم بحث و مرور نکرده باشم چه بصورت واقعی و چه مجازی!! شاید شما هم مثل من تجربه کرده باشید. بالاخره در طول روز یکی پیدا شده که ما را به بحث کشانده!
کلید واژه مهمی در این چند ماه پیدا شد که پاشنه آشیل همه این ماجراها بود و اگر نگویم همه، باید بگویم بخش مهمی از آن بود.
و اون «افراط و تندروی» بود!
آری افراط! چیزی که به علی عزیز هم گفتم و آن هم تایید کرد و کلی راجهبه آن حرف زدیم.
یکپارچگی و وحدت و همگرایی مردم شریفمون بعد از جنگ ۱۲ روزه قربانی برنامهها و سیاستهای کهنه و پوسیده تندرویهایی که سالهاست سایه انداخته و با تمامیت خواهی پس از عبور از هر بحرانی دوباره تکنوازی میکند و وحدت و یکپارچگی ملی را از هم میپاشد!
اینکه چرا عدهای حجابشان باب میل عدهای دیگر نیست!! اینکه هر کس با سلیقهاش نسبت به حجاب اعمال حاکمیت کند!! البته که ناهنجاریهای سازماندهی شده و یا سهوی بجای خود اما هر چه هست حضوریست حداکثری که نشان از عشق به وطن است که باید این ثروت ملی حفظ شده و مراقب تندرویهایی باشیم که هر گاه از بحران عبور کردیم یقه همراهان را نگیریم که چرا حجابت چنان هست و چنین!!!





