محمد علیزادهفرد در گفتوگو با صبا:
«شریف»؛ ترس انسان از ناشناختهترین حقیقت زندگی
محمد علیزادهفرد در فیلم کوتاه «شریف» تلاش کرده میان واقعیت و امر ماورایی تعادلی ظریف ایجاد کند و از خلال واکنش آدمها به یک پدیده نامتعارف، تصویری از جامعه و مناسبات انسانی ارائه دهد.

معصومه دهقان – همزمان با اکران آنلاین بسته فیلمهای کوتاه سیمرغ در پلتفرم هاشور، با سه فیلمساز برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر گفتوگو کردهایم؛ فیلمسازانی که هر کدام از زاویهای متفاوت به دغدغههای انسانی نزدیک شدهاند. سعید نجاتی در «دابُر» به سراغ ناگفتهها و ترسهای پنهان رفته، محمد ثریا در «برنو» نسبت میان سنت، هویت و سرنوشت را به تصویر کشیده و محمدعلیزادهفرد در «شریف» مرگآگاهی و مواجهه انسان با امر ناشناخته را روایت کرده است. گفتوگوهایی که فراتر از خود آثار، تصویری از وضعیت امروز سینمای کوتاه ایران و چالشهای تولید، نمایش و ارتباط با مخاطب را نیز پیش روی ما قرار میدهد.
فیلم کوتاه «شریف» با روایت مردی خاموش و رازآلود، مخاطب را به دل مفاهیمی چون مرگآگاهی، قضاوت جمعی و ترس از ناشناختهها میبرد. محمد علیزادهفرد در این فیلم تلاش کرده میان واقعیت و امر ماورایی تعادلی ظریف ایجاد کند و از خلال واکنش آدمها به یک پدیده نامتعارف، تصویری از جامعه و مناسبات انسانی ارائه دهد.
«شریف» بیش از آنکه درباره مرگ باشد، درباره انتظار مرگ است. آیا برای شما ترس از واقعه مهمتر بود یا خود واقعه؟
مرگ همیشه یکی از ناشناختهترین مسائل برای انسان بوده است. طبیعی است که انسان نسبت به چیزی که نمیشناسد و هیچ تسلطی بر آن ندارد احساس ترس و واهمه کند. در «شریف» نیز بیشتر از خود مرگ، واکنش آدمها نسبت به آن برای ما اهمیت داشت. در واقع تلاش کردیم ببینیم افراد مختلف وقتی با نشانهای از مرگ یا آگاهی نسبت به آن مواجه میشوند، چه رفتاری از خود بروز میدهند و چگونه این ترس در زندگی و تصمیمهایشان اثر میگذارد.
در فیلم هیچوقت معلوم نمیشود شریف واقعاً قدرت پیشگویی دارد یا قربانی ذهنیت جمعی روستاست. چرا تصمیم گرفتید این پاسخ را به مخاطب ندهید؟
شریف به نوعی مرگآگاهی دارد، اما اینکه این توانایی دقیقاً از کجا آمده یا چگونه شکل گرفته، موضوع اصلی فیلم نبود. در فیلم کوتاه ناچار هستیم روی مهمترین بخشهای روایت تمرکز کنیم و وارد توضیحاتی نشویم که مسیر داستان را از هدف اصلی دور میکند. آنچه برای ما اهمیت داشت واکنش مردم روستا نسبت به شریف و توانایی او بود. به همین دلیل ترجیح دادیم منشأ این توانایی در هالهای از ابهام باقی بماند و مخاطب بیشتر با تأثیر آن بر جامعه اطراف شخصیت مواجه شود.
آیا «شریف» را میتوان فیلمی درباره سازوکار شکلگیری خرافه در یک جامعه دانست یا این خوانش را محدودکننده میدانید؟
فکر میکنم چنین برداشتی تا حدی فیلم را محدود میکند. «شریف» اساساً درباره خرافه نیست. ما با شخصیتی مواجه هستیم که از نوعی توانایی معنوی برخوردار است؛ قابلیتی که نمونههای آن را در واقعیت نیز در میان برخی انسانهای صالح دیدهایم یا درباره آن شنیدهایم. بنابراین دغدغه ما بررسی خرافه نبود، بلکه بیشتر به مواجهه انسانها با امری ناشناخته و واکنشهایشان نسبت به آن میپرداختیم.
فیلم از یک ایده مینیمال به جهان پیچیدهای از ترس و تفسیر میرسد. سختترین بخش تبدیل این ایده به درام چه بود؟
بدون تردید دشوارترین بخش کار، پرداخت شخصیت شریف بود. با کاراکتری طرف بودیم که حرف نمیزند و مخاطب هم قرار نیست او را از طریق گفتوگو یا توضیح مستقیم بشناسد. شناخت شریف از خلال رفتار دیگران و مواجهه مردم روستا با او شکل میگیرد. اینکه چنین شخصیتی بتواند در طول فیلم جذاب و تأثیرگذار باقی بماند، مهمترین چالش ما در نگارش و ساخت اثر بود.
چرا شخصیت اصلی را لال انتخاب کردید؟
سکوت شریف فقط یک ویژگی دراماتیک نبود. این سکوت بخشی از معنای فیلم را میساخت. از یک سو به رازآلود بودن شخصیت کمک میکرد و از سوی دیگر باعث میشد ارتباط او با مردم روستا ناقص و دشوار باشد. اهالی روستا نمیتوانند پاسخ مستقیمی از او بگیرند و همین مسئله فضای تفسیر، قضاوت و سوءبرداشت را شکل میدهد. در نتیجه سکوت شریف یکی از عناصر مهم در پیشبرد جهان فیلم بود.
در فیلم، شریف تقریباً هیچ امکانی برای دفاع از خودش ندارد و دیگران مدام او را تفسیر میکنند. آیا او نماینده فردی است که جامعه روایت خودش را بر او تحمیل میکند؟
بله، تا حد زیادی چنین است. همه ما در زندگی با افرادی مواجه شدهایم که جامعه نسبت به آنها قضاوت درستی نداشته است. گاهی همین قضاوتهای اشتباه باعث انزوا و طرد شدن آن افراد میشود و جامعه نیز از ظرفیتها و ویژگیهای مثبت آنها محروم میماند. شریف برای من نماینده همین آدمهاست؛ کسانی که دیگران درباره آنها تصمیم میگیرند و روایت خودشان را بر زندگی آنها تحمیل میکنند.
آیا تعمد داشتید که مخاطب هیچگاه نتواند کاملاً به شریف نزدیک شود و او را بفهمد؟
بله، از ابتدا میخواستیم شریف شخصیتی رازآلود باقی بماند. اما در عین حال تلاش کردیم این رازآلودگی باعث فاصله گرفتن مخاطب از او نشود. هدف ما این بود که تماشاگر در پایان فیلم همچنان احساس همدلی و نزدیکی با شریف داشته باشد و بتواند نسبت به سرنوشت او واکنش عاطفی نشان دهد.
روستای فیلم صرفاً لوکیشن است یا شخصیت مستقلی در فیلم محسوب میشود؟
برای من مهمتر از خود جغرافیا، مردمی بودند که در آن جغرافیا زندگی میکنند. در واقع این اهالی روستا هستند که به مکان معنا میدهند. بنابراین روستا صرفاً یک لوکیشن نیست، بلکه مجموعه روابط انسانی موجود در آن است که جهان فیلم را شکل میدهد.
چقدر تلاش کردید فضای فیلم میان رئالیسم و افسانه معلق بماند؟
از همان ابتدا به دنبال خلق نوعی رئالیسم جادویی بودیم. شخصاً به سینمای رئالیستی علاقه دارم، اما ترکیب واقعیت روزمره با عناصر ماورایی برایم جذابیت ویژهای دارد. در «شریف» تلاش کردیم این دو فضا در کنار هم قرار بگیرند و مخاطب مدام میان امر واقعی و امر رازآلود در رفتوآمد باشد.
دریافت سیمرغ بلورین چه تأثیری بر مسیر حرفهای شما گذاشت؟
قطعاً سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر به عنوان معتبرترین جایزه سینمایی کشور تأثیر مهمی بر مسیر حرفهای من داشته است. بعد از دریافت این جایزه شرایط برای ادامه فعالیت حرفهای و حرکت به سمت ساخت فیلم بلند بسیار هموارتر شد و نگاهها نسبت به کار من تغییر کرد.
حالا که «شریف» در اکران آنلاین نیز در دسترس مخاطبان قرار گرفته، فکر میکنید وارد مرحله تازهای از مواجهه با مخاطب شده است؟
ما پیش از این تجربه اکران عمومی در گروه هنر و تجربه را داشتیم و خوشبختانه با استقبال خوبی هم مواجه شدیم. اما طبیعتاً اکران آنلاین دامنه مخاطبان را گستردهتر میکند و این اتفاق برای هر فیلمسازی خوشایند است. هرچه تعداد بیشتری از مخاطبان بتوانند اثر را ببینند، فرصت گفتوگو و ارتباط با فیلم نیز بیشتر میشود.
صحبت پایانی
در «شریف» تلاش کردیم با استفاده از عناصر دراماتیک، داستانی روایت کنیم که در عین سادگی، مخاطب را درگیر پرسشهایی انسانی و جهانشمول کند. امیدوارم کسانی که فیلم را میبینند، بتوانند با جهان آن ارتباط برقرار کنند و تجربهای تأملبرانگیز و لذتبخش از تماشای آن داشته باشند.





