روزنامه صبا

روزنامه صبا

امیرحسین انصافی در گفت‌وگو با صبا:

 تئاتر کودک «پایه اول آموزش» است


تئاتر کودک، مثل آموزش پایه اول مدرسه است؛ همان‌قدر مهم و تخصصی. اگر در این مرحله اشتباه کنیم، پایه‌های بعدی هم آسیب می‌بیند. برای همین، کار در این حوزه نیاز به تجربه، شناخت و مهارت جدی دارد.

معصومه دهقان- نمایش «درخت گیلاس» به کارگردانی شراره طیار، با حضور بازیگران و هنرمندان تئاتر کودک و نوجوان، تلاش کرده است میان روایت مدرن و ریشه‌های نمایش ایرانی و آیین‌هایی چون تعزیه پیوندی تازه برقرار کند. در گفت‌وگو با عوامل این اثر، از جمله امیرحسین انصافی و فهیمه باروتچی، تئاتر کودک نه به‌عنوان یک سرگرمی ساده، بلکه به‌عنوان حوزه‌ای تخصصی، فکرپرور و اثرگذار بر ذهن و نگاه نسل امروز معرفی می‌شود؛ جایی که به‌جای نصیحت، پرسشگری و تجربه زیسته کودک در مرکز قرار می‌گیرد.

امیرحسین انصافی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر، معتقد است تئاتر کودک برخلاف تصور رایج، یکی از تخصصی‌ترین و دشوارترین شاخه‌های نمایش است؛ جایی که به گفته او «هر کلمه و هر حرکت می‌تواند در ذهن مخاطب کودک ماندگار شود». او در گفت‌وگو با روزنامه صبا از تجربه حضور در نمایش «درخت گیلاس»، چالش‌های بازی در تئاتر کودک، اهمیت نمایش ایرانی و آیین‌هایی چون تعزیه در روایت امروز و همچنین کم‌توجهی ساختاری به تئاتر کودک و نوجوان در ایران می‌گوید.

 

کمی از خودتان و پیشینه هنری‌تان بگویید.

من امیرحسین انصافی هستم؛ نویسنده، کارگردان و بازیگر. در کنار این‌ها، در بسیاری از آثارم با افتخار شاعر و آهنگساز هم بوده‌ام. سال‌هاست در عرصه نمایش‌های ایرانی، آیینی و سنتی فعالیت می‌کنم و در سال‌های اخیر بیشتر در حوزه تئاتر کودک و نوجوان و برنامه‌های تلویزیونی کودک حضور داشته‌ام. تلاش من همیشه این بوده که بچه‌ها را با گونه‌های مختلف نمایش ایرانی آشنا کنم. در این مسیر، در جشنواره‌های مختلفی مثل فجر و جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان همدان حضور داشتم و جوایزی در زمینه بازیگری، نویسندگی، کارگردانی و آهنگسازی دریافت کرده‌ام.

بازی برای کودک سخت‌تر است یا برای بزرگسال؟

قطعاً کار برای کودک سخت‌تر است. بچه‌ها آستانه تحمل پایین‌تری دارند و خیلی سریع واکنش نشان می‌دهند. شما نمی‌توانید مفاهیم را به شکل مستقیم و ساده‌سازی‌شده ارائه دهید؛ اگر همه‌چیز را لقمه‌جویده کنید، نمایش تبدیل به کلاس درس می‌شود. باید مفاهیم را در دل درام و روایت پیش ببرید، با حفظ ظرافت‌های نمایشی. در تئاتر کودک، بازیگری به مراتب پیچیده‌تر است چون باید هم گویا باشد، هم جذاب، بدون اینکه از حلاوت نمایش کم شود.

تا حالا واکنش کودکان وسط اجرا مسیر بازی شما را تغییر داده است؟

بله، بارها پیش آمده که واکنش کودکان بازی را به هم زده، اما مسیر احساس ما را تغییر نداده است. گاهی مجبور شدیم اجرا را متوقف کنیم، تذکر بدهیم و دوباره ادامه دهیم. بعضی مواقع هم ناچار شدیم با همان انرژی بچه‌ها پیش برویم و نمایش را به سمت تعامل ببریم. یعنی دل به دل تماشاگر بدهیم. در تئاتر ایرانی این امکان وجود دارد که بر اساس ذائقه و واکنش مخاطب، مسیر اجرا را تا حدی تغییر دهیم. این نوع بداهه‌پردازی برای من همیشه یک الگو بوده است. تئاتر ایرانی به ما یاد داده که چطور همراه تماشاگر حرکت کنیم، بدون اینکه انسجام نمایش از بین برود.

در نمایش «درخت گیلاس» مرز بین بازی و توضیح دادن چگونه حفظ شد؟

ما قرار نیست در این نمایش کلاس درس برگزار کنیم. وظیفه ما پاسخ دادن به سؤال‌ها در دل اجراست، نه بعد از آن. گروه تئاتر «چراغ خواب» به سرپرستی خانم طیار، یک گروه کاملاً گفت‌وگو محور است. گاهی بعد از اجرا به اندازه مدت خود نمایش، با بچه‌ها گفت‌وگو می‌کنیم.

اما این به این معنا نیست که اگر نمایش گویا نباشد، در پایان همه چیز را توضیح دهیم. اصل ماجرا این است که نمایش باید خودش در متن و اجرا گویا باشد. گفت‌وگو بعد از اجرا برای تبادل تجربه است؛ هم ما از نگاه بچه‌ها چیزهایی یاد می‌گیریم، هم آن‌ها از زاویه‌ای تازه به نمایش فکر می‌کنند. همین باعث شده بعضی خانواده‌ها چند بار نمایش را ببینند.

اجرای دوباره یک نمایش برای شما چه حسی دارد؟ امنیت یا مسئولیت بیشتر؟

قطعاً مسئولیت بیشتر. اجرای دوباره یک اثر به معنای بازآفرینی تجربه‌ای است که به بلوغ رسیده. شما در طول زمان تجربه‌های جدیدی به دست می‌آورید و وقتی دوباره به آن اثر برمی‌گردید، با خودتان می‌پرسید چرا آن تجربه‌ها را در اجرا وارد نکنم؟

گاهی حتی دیالوگ‌ها برایتان فرسایشی می‌شوند و باید دوباره آن‌ها را زنده کنید تا بیات نشوند. این چالش بزرگی است؛ چون در هر اجرا باید طوری بازی کنید که انگار اولین بار است این اثر خلق می‌شود. به همین دلیل اجرای مجدد، به جای امنیت، مسئولیت را سنگین‌تر می‌کند.

بلبلی که در این نمایش نقش آن را بازی می‌کنید، چه نماد و مفهومی را نمایندگی می‌کند؟

شخصیت من در این نمایش یک بلبل است؛ بلبل آزادی‌خواه و روشنگر. او نماد نور و آگاهی است که از مفهوم ایستادگی الهام گرفته و وارد جهان نمایش شده است. این بلبل به دیگر شخصیت‌ها می‌گوید چرا باید در برابر زورگویی سکوت کرد و چرا باید پرسشگر بود.

او صریح است و حرف دلش را بدون پنهان‌کاری بیان می‌کند. اگر بخواهم یک جمله خارج از متن به زبان این شخصیت بگویم، این است:

«هیچ‌وقت جلوی حرف زور سکوت نکنید.»

چرا با وجود اهمیت تئاتر کودک، این حوزه همچنان کمتر از سایر شاخه‌های تئاتر مورد توجه قرار می‌گیرد؟

خب، خیلی‌ها فکر می‌کنند تئاتر کودک مقدمه‌ای برای رسیدن به تئاتر بزرگسال است، در حالی‌که این تصور کاملاً اشتباه است. تئاتر کودک، مثل آموزش پایه اول مدرسه است؛ همان‌قدر مهم و تخصصی. اگر در این مرحله اشتباه کنیم، پایه‌های بعدی هم آسیب می‌بیند. برای همین، کار در این حوزه نیاز به تجربه، شناخت و مهارت جدی دارد. همچنین کمبود بودجه و نبود حمایت ساختاری باعث شده این حوزه کمتر رشد کند. جشنواره‌هایی که زمانی برای تئاتر کودک اهمیت ویژه داشتند، امروز بیشتر به شکل بیلان کاری برگزار می‌شوند تا جریان‌ساز.

تجربه همکاری شما در «درخت گیلاس» چگونه بود؟

تجربه‌ای بسیار خاص و متفاوت بود. گروه تئاتر «چراغ خواب» تمرکز ‌اصلی‌اش روی تولید آثار برای خردسال بر اساس مهارت‌های زندگی است. همین سابقه باعث شده این گروه به‌عنوان یک مجموعه حرفه‌ای و قابل اعتماد شناخته شود..

کار در این پروژه برای من چالش‌برانگیز بود، چون قرار بود یک مفهوم بزرگ را در قالبی نمایشی و آیینی به مخاطب کودک منتقل کنیم. استفاده از عناصر نمایش ایرانی مثل تعزیه، خیمه‌شب‌بازی و نقالی در کنار روایت مدرن، تجربه‌ای کاملاً متفاوت ساخت. در واقع ما تلاش کردیم نمایش ایرانی را به زبان امروز کودک بازخوانی کنیم؛ بدون اینکه آن را ساده یا سطحی کنیم. نتیجه این تلاش، نمایشی شد که برای من یکی از تجربه‌های درخشان همکاری با این گروه است.

نقش نمایش ایرانی و آیین‌ها در این اثر چه بود؟

ما از تعزیه به‌عنوان یک فرم الهام گرفتیم، نه به‌عنوان بازسازی مستقیم. موسیقی اثر هم نه موسیقی عزاداری، بلکه موسیقی دستگاهی ایرانی است. تلاش شد فضای آیینی حفظ شود، اما در قالبی که برای کودک قابل فهم و جذاب باشد. این ترکیب باعث شد نمایش هم ریشه در فرهنگ ایرانی داشته باشد و هم برای نسل امروز قابل ارتباط باشد.

در پایان اگر بخواهید جمع‌بندی کنید؟

«درخت گیلاس» برای من تلاشی است برای پیوند میان نمایش ایرانی و مخاطب کودک امروز. ما از یک قصه ساده به یک نمایشنامه رسیدیم که هم درام دارد، هم ریشه فرهنگی، هم زبان امروزی.

و دعوت می‌کنم تا زمانی که فرصت هست، مخاطبان این نمایش را ببینند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی